درخشش عضو تحریریه دفتر طنز در پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰
طرح فیلمنامه «دو زن»، درام معمایی و پرتعلیق به قلم علی ملکشاهی مقدم، عضو تحریریه دفتر طنز، در بخش حمایت از تولید پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ مورد پذیرش قرار گرفت.
طرح فیلمنامه «دو زن»، درام معمایی و پرتعلیق به قلم علی ملکشاهی مقدم، عضو تحریریه دفتر طنز، در بخش حمایت از تولید پانزدهمین جشنواره فیلم ۱۰۰ مورد پذیرش قرار گرفت.
فیلم آقای رابرتس، یکی از آثار کلاسیکی است که نه فقط به خاطر داستانش، بلکه به خاطر تاریخچه تولید پرحاشیه و کمدی-درام خاص آن، در تاریخ سینما جایگاه خاصی دارد.
فیلم ساز چمن (۱۹۹۵) یک اقتباس وفادار است، اما وفاداری آن بیشتر به وقایع کتاب است تا روح آن.
سوئیت پلازا در مقام اثر مشترک نیل سایمون و آرتور هیلر، بیش از هر چیز کلاس درسی است دربارهی تبدیل یک متن تئاتری دیالوگمحور به یک فیلم قابلتماشا و منسجم.
دنیس شیطونه، تلاشی پرانرژی و وفادار در جهت ریشههای کمیکاستریپی خود است.
فیلم آوانتی یکی از عاشقانهترین کمدیهایی است که بیلی وایلدر ساخته؛ فیلمی که در ظاهر آرام و خوشرنگ است.
کمدی فیلم قاپ زنی برخلاف آثار کلاسیک هالیوودی، نه از دیالوگهای خندهدار میآید و نه از موقعیتهای طنزآلود معمول؛ بلکه از ناکامی دائمی شخصیتها در انجام کارهای ساده بروز میکند.
این که فیلمی چندبار بدون دلیل تغییر لحن دهد، نشان از چندپاره بودن فیلمنامه میدهد و نمره مثبتی برای فیلمنامهنویس به ارمغان نمیآورد. فیلم قایق سواری در تهران و فیلمنامه چند تکه.
کمدی فیلم بیشتر لبخند میسازد تا خنده و ریتم کند آن اجازه نمیدهد ظرفیتهای موقعیتی به شکلی کامل شکوفا شوند. استخر سروش صحت موج تازه ای ندارد.
در ایده مرکزی فیلم سینمایی سقف، خانوادهای در پی آسیب دیدن سقف خانهشان ناچار میشوند در وضعیتی بحرانی کنار هم بمانند. خود این ایده، ظرفیت تمثیلی بالایی دارد.
سریال روزی روزگاری آبادی در ابتدا قرار بود با نام پسته خندان به پخش برسد، اما تغییر یافت. هر چند، آن چه در قاب تلویزیون دیده شد، بیشتر به پسته گریان شباهت داشت تا خندان!
جمعه عجیب تر بیش از آنکه فیلمی پیشرو باشد، فیلمی سرگرمکننده است؛ اثری که مأموریتش نه بازتعریف ژانر، بلکه زنده نگه داشتن یک فرمول یا الگوی موفق برای نسل جدید است.
دشتستان به کارگردانی امیر بشیری و نویسندگی محمد نقایی، از معدود سریالهای تلویزیونی سالهای اخیر است که تلاش میکند فرم کلاسیک کمدی موقعیت را با فانتزی ترکیب کند.
کج پیله، یک کمدی-فانتزی با رگههای اجتماعی است، اما بیش از آنکه در قالب یک کمدی صرف یا درام انتقادی کلاسیک بگنجد، در میانه این دو ژانر معلق میماند.
فیلم سینما شهر قصه میکوشد با الهام از آثار جوزپه تورناتوره و فدریکو فلینی، نوعی کمدی-رمانتیک نوستالژیک بسازد.
برنامه خردل از جمله معدود برنامههایی است که میکوشد در تلویزیون امروز ایران، جایی میان سرگرمی ساده و گفتوگوی جدی پیدا کند.
فیلم سینمایی کفایت مذاکرات تماشاگر را با شوخیهایش سرگرم میکند، اما ضعف در ستون فقرات روایت و پرداختن به معضلات اجتماعی گوناگون، سبب شده نتواند به کار سطح بالایی بدل شود.
در چند صحنه فیلم دو روز دیرتر، گفتوگوها درباره لزوم افزایش جمعیت بیش از حد مستقیم هستند و از زیرمتن خبری نیست.
سریال بوقچی ساخته حسن حبیبزاده، از جمله سریالهای تلویزیونی سالهای اخیر است که تلاش میکند میان کمدی، درام اجتماعی و روایت ورزشی پل بزند و محصول نهایی را در قالبی یکپارچه و قابل فهم برای مخاطب عام عرضه کند.
مهران احمدی در فیلم آقای زالو، نه به سراغ داستانهای شگفتانگیز رفته و نه شخصیتهایی کاریکاتورگونه خلق کرده است.