سریال دشتستان و سفر در خاطرات

سریال دشتستان و سفر در خاطرات

سریال دشتستان و سفر در خاطرات

نویسنده: علی ملکشاهی مقدم

دشتستان به کارگردانی امیر بشیری و نویسندگی محمد نقایی، از معدود سریال‌های تلویزیونی سال‌های اخیر است که تلاش می‌کند فرم کلاسیک کمدی موقعیت را با فانتزی ترکیب کند و بدین ترتیب، روایتی منسجم از حال و گذشته ارائه دهد.

این انتخاب ساختاری، هم فرصت‌های خلاقانه‌ای ایجاد کرده و هم با چالش‌هایی همراه شده که کیفیت اثر را در بخش‌هایی با نوسان مواجه کرده است.

دوست‌داران تئاتر در استان خراسان رضوی، خصوصا شهر مقدس مشهد، با زوج کاری بشیری و نقایی سال‌هاست آشنا هستند و این دو در مقام کارگردان و نویسنده مدت مدیدی است که با یکدیگر کار می‌کنند و همین شناخت طولانی‌مدت در سریال نیز نمود پیدا کرده است.

هسته اصلی فیلمنامه دشتستان، بر روابط چند دانشجو و تنش‌ها و موقعیت‌های ناشی از هم‌اتاقی شدن اجباری آنها بنا شده است.

پرداخت شخصیت‌ها، به‌ویژه در بخش‌های کمدی، جذاب است و بسیاری از موقعیت‌ها از دل تضادهای واقعی زندگی خوابگاهی خلق شده‌اند.

نقایی در طراحی جزئیات روزمره موفق عمل می‌کند و رفتارهای ریز شخصیت‌ها را به ماده خام کمدی تبدیل می‌سازد که این توانایی از نمایشنامه‌نویسی وی نشات می‌گیرد.

در دهه هفتاد، دو سریال در پناه تو به کارگردانی شادروان حمید لبخنده و نویسندگی علیرضا طالب‌زاده و روزگار جوانی که در دو فصل با گروه کارگردانی و نویسندگی متفاوت ساخته شد، تلاش کرده بودند به زندگی دانشجویان نزدیک شوند. خصوصا، روزگار جوانی که مشابه با دشتستان به زندگی در خوابگاه می‌پرداخت.

اما سال‌ها بود که اثر موفقی در خصوص دانشجویان خوابگاهی ساخته نشده بود و حال دشتستان سعی کرده این خلاء را پر کند.

این روزها پرده سینماها پر از آثاری است که فقط روی نوستالژی جمعی دهه‌های پنجاه و شصت حساب باز کرده‌اند، اما به لحاظ ساختاری حرفی برای گفتن ندارند.

در دشتستان نیز قصه به گذشته پیوند می‌خورد، ولی اینجا خاطره‌بازی با گذشته بخشی از جذابیت دراماتیک کار است و مضمون دوستی و رفاقت را تقویت می‌کند.

البته پیوند روایی میان دو بخش کمدی و فانتزی همیشه یکدست نیست. با این حال، تلاش برای ایجاد ارتباط میان جوانان امروز و نسل‌های گذشته از جسارت‌های متن نقایی است.

امیر بشیری در میزانسن‌های شلوغ، به خوبی ریتم را حفظ کرده و عملکرد قابل‌ قبولی دارد. کمدی سریال نیز بیشتر از جنس موقعیت و کنش است تا طنز کلامی و تکیه‌کلام و این نتیجه مستقیم هدایت بازیگران و طراحی میزانسن‌های پرتحرک توسط کارگردان کار است. ورود و خروج‌ها، تعاملات سریع و شلوغی هدایت‌شده فضای کوچک خوابگاه نشان می‌دهد کارگردان بر ریتم کمدی موقعیت، اشراف دارد.

سریال دشتستان

نکته مهمی که نباید مغفول بماند و از یک‌سو به فیلمنامه و از سوی دیگر به کارگردانی مرتبط است، بحث شروع سریال است. این روزها زندگی ریتم پرشتابی به خود گرفته و صبر و شکیبایی بینندگان بسیار کمتر از گذشته شده است، اما متاسفانه این مورد اساسی چندان در صدا و سیما جدی گرفته نمی‌شود.

بحث آغاز مجموعه‌های تلویزیونی آن قدر مهم است که در کتاب ترسیم فیلمنامه سریال‌های تلویزیونی نوشته دنیل پی. کلویسی، انحصارا به ساختار پایلوت سریال‌های درام پرداخته شده و بر اهمیت آن تاکید شده است.

در واقع چنان چه پایلوت یا نسخه آزمایشی مجموعه موفق نباشد، دیگر ادامه‌ای نیز بر آن نمی‌توان متصور بود.

به هر شکل، دشتستان نیز از این موضوع ضربه خورده و سریال کمی دیر آغاز می‌شود و زمان زیادی را صرف معرفی شخصیت‌ها و جهان داستان نموده و همین مورد باعث شد تعدادی از بینندگان خود را از دست بدهد، این در حالی است که دشتستان پس از قسمت‌های ابتدایی، با ریتم و ساختاری مناسب ادامه پیدا کرد و مشکل بطور کامل رفع شد.

این مورد بدین لحاظ مورد تاکید قرار گرفت که در گذشته، مشکل سریال‌های ایرانی را پایان می‌دانستند، اما این روزها به نظر می‌رسد بحث شروع و قلاب داستانی مهم‌تر باشد.

کمدی موقعیت در دشتستان، برآمده از دعواهای کوچک، تفاوت فرهنگی شخصیت‌ها، بحران‌های مالی و گاه بوروکراتیک و تناقض‌های طبیعی زندگی دانشجویی بوده و سبب شده تا مخاطب به خوبی با شخصیت‌ها و موقعیت‌هایی که ایشان در آن‌ها قرار می‌گیرند، همذات‌پنداری نماید.

بازیگران جوان سریال نیز بدون اغراق‌های معمول کمدی‌های تلویزیون، توانسته‌اند رفتارهای کمیک طبیعی خلق کنند. این ظرافت باعث می‌شود طنز سریال باورپذیرتر باشد. از طرفی، شیمی بازیگران جوان و باتجربه هم خوب از کار درآمده است.

در عین حال، گاهی سریال به شوخی‌های کلامی تکیه می‌کند که ارزش افزوده چندانی ندارند. این اتفاق بیشتر زمانی رخ می‌دهد که نویسنده ناچار است سکانس‌ها را با گفت‌وگوهای کمیک پر کند.

لایه فانتزی/تاریخی کار، بزرگ‌ترین ریسک سریال است. این بخش از سریال هم یک سفر در زمان نمادین خلق می‌کند و هم تلاش دارد دوستی‌های امروز را در پرتو تجربه‌های نسل گذشته بسنجد. اما مشکل اصلی در ناهماهنگی و تشتت لحن و جزئیات بصری ناکافی است که گهگاه خود را نشان می‌دهد.

به عبارتی، جهان دهه شصت گاه شبیه کلیشه‌های  تلویزیونی می شود و از سویی، اتصال روایی دو خط زمانی همیشه روان انجام نمی‌شود. از همه مهمتر آن که کمدی بخش دانشجویی در قسمت تاریخی کمتر دیده می‌شود.

با این حال، خود ایده و تلاش برای خلق دو جهان در کنار یکدیگر قابل توجه است و سریال را از آثار صرفاً کمیک تلویزیون متمایز می‌کند.

در پایان، دشتستان تجربه‌ای متفاوت در تلویزیون است؛ سریالی که می‌کوشد کمدی موقعیت، درام جوانانه و فانتزی سفر در زمان را در یک کل منسجم جمع کند. نتیجه، مجموعه‌ای است با نقاط کمیک درخشان و لحظات دراماتیک قابل‌توجه، اما همراه با نوساناتی در انسجام روایت و هماهنگی لحن میان دو خط زمانی.

با وجود کاستی‌ها، دشتستان ثابت می‌کند صدا و سیما هر گاه به جوانانی که ضابطه‌مند پیشرفت کرده‌اند اطمینان کرده، سود نموده است.

زوج بشیری-نقایی، مثال نقض شعر شادروان غلامرضا بروسان است که می‌گفت: «چرا درختان، میوه‌هاشان را به یکدیگر قرض نمی‌دهند؟»

این کارگردان و نویسنده، میوه‌های تجربیات صحنه نمایش را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و در کنار تهیه‌کننده-ای صاحب تجربه چون آرمان زرین‌کوب، کام مخاطب نیز شیرین گشته است.

پایان

همچنین بخوانید: سریال دشتستان و تجربه تازه برای مخاطب

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید