فیلم قاپ زنی به ماشین فرمول یک شبیه است
نویسنده: علی ملکشاهی مقدم
فیلم قاپ زنی ساخته گای ریچی، یکی از معدود آثاری است که توانسته قواعد ژانرهای جنایی و تریلر را بردارد، تکهتکه کند و از نو با چسب کمدی سیاه به یک کلاژ سینمایی تبدیل کند.
فیلم نه تنها روایت سرراست را کنار گذاشته، بلکه به ماشین فرمول یک شبیه است که تماشاچی را در لابلای بزهکاران احمق، مشتزنهای کولی، یهودیان بازار انگشتر و گانگسترهای از پا افتاده پرتاب میکند.
همین آشفتگی حسابشده است که فیلم قاپ زنی را به یک کمدی- جنایی-تریلر منحصربهفرد تبدیل کرده است.
فیلمنامه؛ کمدی مبتنی بر حماقت انسان، نه شوخیهای کلامی
کمدی فیلم قاپ زنی برخلاف آثار کلاسیک هالیوودی، نه از دیالوگهای خندهدار میآید و نه از موقعیتهای طنزآلود معمول؛ بلکه از ناکامی دائمی شخصیتها در انجام کارهای ساده بروز میکند.
سوءتفاهم دائمی؛ هیچکس درست کسی را نمیفهمد (از جمله شخصیت برد پیت که عمداً نامفهوم صحبت میکند).
زنجیرهای شدن بلاهتها؛ هر اشتباه کوچک، فاجعهای مضحک ایجاد میکند.
پیچیدگیهای بیدلیل؛ دزدی یک الماس، ساده نیست، بلکه تبدیل میشود به مسابقهای میان باندهای ریز و درشت که اغلب خودشان نمیدانند چرا درگیرند.
طراحی شخصیتها بهعنوان کاریکاتورهای جنایی؛ ریچی آنها را جدی نمیگیرد و همین باعث میشود تماشاگر هم بتواند بخندد.
در واقع کمدی فیلم بر اساس این ایده استوار است که جنایتکارها اغلب کمتر از آنچه نشان میدهند، باهوشاند.
فیلم قاپ زنی
کارگردانی گای ریچی؛ ریتم، ریتم و باز هم ریتم
گای ریچی در فیلم قاپ زنی به اوج سبکگرایی خود میرسد. او جنایت را در حد یک بازی ویدیویی تند و تیز، ساده میکند. چیزی که کمدی را تقویت میکند، این است که ریچی به خشونت نگاه کمدی دارد؛ یعنی خشونت را بیش از آنکه ترسناک کند، مسخره و اغراقآمیز میکند.
– کاتهای برقآسا که گاهی فقط برای شوخی تصویری انجام میشوند.
– بزرگنمایی شخصیتها؛ مثل معرفیهای سریع و کارتونی کاراکترها با ثابت کردن ناگهانی قاب تصویر (Freeze Frame)-
– بازی با ریتم؛ ریچی، صحنهای معمولی را با تدوین سریع به یک قطعه طنز تصویری تبدیل میکند.
– حس دائم بینظمی، اما از نوع کنترل شده؛ آشفتگی حس می شود، اما همه چیز تحت تسلط کامل کارگردان است.
موارد فوق تنها برخی از فنونی است که ریچی بهکار بسته و او ثابت میکند که کمدی فقط کلامی نیست؛ بلکه میتواند صددرصد بصری باشد.
فیلمبرداری؛ کمدی از قاب و حرکت میجوشد
فیلمبرداری قاپ زنی کاری میکند که دوربین تبدیل به یک کمدین شود:
– لنزهای واید، برای اغراق چهرهها و خلق حس کاریکاتور.
– حرکتهای ناگهانی دوربین که با ریتم تدوین هماهنگ است و موقعیتها را خندهدارتر جلوه میدهد.
– استفاده از اسلوموشنهای پارودیگونه؛ جایی که اسلوموشن باید حماسی باشد، عمداً تبدیل به لحظهای مضحک میشود.
– ترکیب رنگهای تند و محیطهای فرسوده، برای ایجاد تضاد طنزآلود.
– فیلمبرداری در خدمت این است که تماشاگر احساس کند در دنیایی وارد شده که در آن هیچ چیز جدی نیست، حتی زمانی که باید باشد.
بازیگران؛ انرژی و کمدی فیزیکال
یکی از قدرتهای اصلی فیلم، بازیگران کاریزماتیک آن است. هرکدام نهتنها نقش خود را بازی میکنند، بلکه به یک موتور تولید طنز تبدیل میشوند.
برد پیت (میکی) با لهجه نامفهوم و رفتارهای کولیوار، طنز را از طریق نامفهومی و غیرقابلپیشبینی بودن خلق میکند. او یک کمدی بدنی و شنیداری همزمان ارائه میدهد.
جیسون استاتهام (ترکی) نقش را با سردی خشک و پوکرفیس بازی میکند. طنز او از واکنش ندادن میآید.
وینی جونز (بولتتوث تونی) تجسم کمدی خشونتبار است: ترسناک اما در عین حال مضحک.
دنیس فارینا، آلن فورد، بنیسیو دلتورو هرکدام با لحن و رفتارهای اغراقآمیز، تیپهایی خلق میکنند که هم قابلباورند، هم کمیک.
این فیلم نمونهای نادر است که هر نقش کوچک یا بزرگ در تولید طنز سهم دارد.
جمعبندی پایانی
فیلم قاپ زنی گای ریچی شاید در ظاهر یک فیلم تریلر و جنایی باشد، اما در باطن یک کمدی سیاه است که از ترکیب تدوین برقآسا، شخصیتهای بیشازحد احمق، روایت تودرتو و بازیگران کاریزماتیک ساخته شده است.
ریچی با مهارت نشان میدهد که چگونه میتوان از دل جنایت، خشونت و بلبشوی شهری، خندهای گزنده بیرون کشید.
کمدی فیلم نهتنها از دیالوگ، بلکه از تصویر، ریتم و شخصیتپردازی میجوشد؛ چیزی که قاپ زنی را به یک کلاس درس کامل برای کمدی-جنایی-تریلر مدرن تبدیل میکند.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



