فیلم قایق سواری در تهران و فیلمنامه چند تکه

فیلم قایق سواری در تهران و فیلمنامه چند تکه

فیلم قایق سواری در تهران و فیلمنامه چند تکه

نویسنده: علی ملکشاهی مقدم

رسول صدرعاملی و پیمان قاسم‌خانی پس از ربع قرن، فیلم قایق سواری در تهران را ساخته‌اند؛ فیلمی درباره بازگشت، نوستالژی و مواجهه با شهری که دیگر آن شهر سابق نیست. اما پرسش اصلی اینجاست: این فیلم که نامش را از شعر معروف محمدعلی سپانلو به عاریت گرفته، در مقام یک کمدی-رمانتیک، چه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد؟

ترافیک دل‌انگیز تهران!

مهمترین ویژگی کمدی فیلم قایق سواری در تهران این است که مدام در نشان دادن واقعیت امروز تهران خودش را سانسور می‌کند. شوخی‌ها با سیستم اداری، ترافیک و نام‌های تکراری خیابان‌ها، همه در سطحی باقی می‌مانند که هیچ‌کس را نرنجانند.

اینجا کمدی نه برای نقد که برای تسکین به کار گرفته شده؛ نه برای پرسش‌گری که برای فرار از پرسش‌ها. نتیجه، کمدی‌ است بی‌خطر، بی‌آزار و در نهایت، بی‌اهمیت.

این محافظه‌کاری، ریشه در جایگاه فیلم به عنوان محصولی دارد که باید هم سرمایه‌گذار را راضی نگه دارد، هم مخاطب عام را.

فیلم قایق سواری در تهران و فیلمنامه چند تکه

تشتت در لحن

به لحاظ ژنریک، این فیلم در دسته کمدی-اجتماعی یا دقیق‌تر کمدی-رمانتیک قرار می‌گیرد. اما مشکل اصلی جایی بروز پیدا می‌کند که بیست دقیقه ابتدایی فیلم قایق سواری در تهران، بویی از کمدی نبرده و بیشتر به ملودرام تنه می‌زند.

در ادامه، قایق‌سواری کمیک می‌شود و در انتها به آثار خالتور سینمای ایران، درس اصول خالتورنویسی با حفظ روشنفکرنمایی می‌دهد!

این که فیلمی چندبار بدون دلیل تغییر لحن دهد، نشان از چندپاره بودن فیلمنامه می‌دهد و نمره مثبتی برای فیلمنامه‌نویس به ارمغان نمی‌آورد.

بحران خودارجاعی

پیمان قاسم‌خانی به عنوان نویسنده و بازیگر نقش اول، با چالشی اساسی روبروست: او بیش از آنکه در نقش «مازیار» فرو رفته باشد، در حال بازی کردن «پیمان قاسم‌خانیِ معروف» است.

این خودارجاعی، باعث شده شخصیت او عمق نیابد و مخاطب همواره بازیگر را ببیند، نه کاراکتر را. لحظات کمدی زمانی باورپذیرند که بازیگر در نقش گم شود؛ اما قاسم‌خانی هرگز اجازه نمی‌دهد این اتفاق بیفتد.

او مدام به مخاطب یادآوری می‌کند که «من همان نویسنده‌ای هستم که عمری شما را خندانده است.»

در مقابل، امین حیایی با نقش کوتاهش، نشان می‌دهد کمدی موقعیت چگونه می‌تواند مؤثر باشد. او بدون آنکه نیازی به خودنمایی داشته باشد، با گریم، لهجه و حرکات حساب‌شده، شخصیتی مستقل و باورپذیر خلق می‌کند. تفاوت این دو بازی، شکاف میان کمدی مبتنی بر شخصیت و کمدی مبتنی بر شهرت را آشکار می‌سازد.

مضاف بر این که قوس شخصیت کاراکتر اصلی کامل نمی‌شود. در ابتدای فیلم از زبان یکی از کاراکترها گفته می-شود مازیار از زن و بچه خوشش نمی‌آید.

حال آن که مازیار از همان ابتدا رفتار یا گفتاری نامناسب با بازیگر نقش کودک فیلم که ذاتا شیرین است و مخاطب دوستش دارد، ندارد! کنش و تصمیم نهایی مازیار در پایان فیلم هم بیش از آن که ارگانیک بوده و از دل داستان بیرون آمده باشد، حقنه شده توسط سازنده است.

نسل جدید

آرمیتا قبادی و کسری پرتوی به عنوان نمایندگان نسل زد در فیلم قایق سواری در تهران حضور دارند، اما کارکردشان صرفاً عجیب و غریب بودن برای مخاطب میانسال است.

آن‌ها سوژه‌هایی مستقل با دغدغه‌ها و پیچیدگی‌های خاص خودشان نیستند؛ بلکه ابژه‌هایی هستند برای خلق لحظات کمیک. این نگاه از بالا به پایین به نسل جدید، یادآور همان رویکردی است که در سینمای ایران به اقوام و خرده‌فرهنگ‌ها می‌شود؛ نگاهی اگزوتیک و مصرفی.

اگر فیلمی می‌خواهد از شکاف بین نسلی حرف بزند، باید به هر دو نسل حق حیات دراماتیک بدهد. اما در اینجا، نسل زد فقط آمده تا برای میانسالان بامزه باشد، نه اینکه حرف خودش را بزند.

فرم بصری

آرمان فیاض، مدیر فیلمبرداری، تهران را به مثابه یک کارت‌پستال رنگی و تمیز به تصویر کشیده است. این زیبایی بصری، در تضاد کامل با روح کمدی‌ است که می‌خواهد از دل تناقض‌ها و زشتی‌های زندگی شهری برخیزد.

کمدی برای جان گرفتن، نیاز به واقعیت دارد؛ به همان ترافیک کسالت‌بار، همان آلودگی، همان خیابان‌های شلوغ. اما تهران فیلم، چنان آراسته و بی‌دغدغه است که گویی ربطی به شهری که مخاطب می‌شناسد ندارد.

پایان‌بندی

سکانس پایانی فیلم با حضور سرباز، وصله‌ای به شدت ناجور است. این پایان‌بندی ضعیف، نشان می‌دهد فیلم وقتی از مسیر کمدی صحیح خارج می‌شود، به راه‌حلی مکانیکی و سانتیمانتال پناه می‌برد که نه با منطق درونی اثر، نه با فضای کلی آن همخوانی دارد.

این ضعف، ریشه در همان معضل اصلی دارد: کمدی در طول فیلم فقط مسکن بوده، نه بخشی از ساختار دراماتیک. پس وقتی نیاز به جمع‌بندی جدی پیش می‌آید، فیلمنامه حرفی برای گفتن ندارد، چون ایده ناظری وجود ندارد.

جمع‌بندی

فیلم قایق سواری در تهران، با تکیه بر شوخی‌های موقعیتی و بازی‌های نسبتا قابل قبول، لحظات خوشایندی می‌سازد، اما هرگز از سطح فراتر نمی‌رود. کمدی آن به دلیل محافظه‌کاری و خودسانسوری، نه می‌تواند به نقد اجتماعی بدل شود، نه می‌تواند مخاطب را غافلگیر کند.

این فیلم در نهایت، محصولی است خوش‌ساخت یا اصطلاحا حال خوب کن که مدتی است به ادبیات نقد هم ورود پیدا کرده است. آثاری که نه بد هستند، نه ماندگار. شاید برای یک عصر جمعه مناسب باشد، اما فردایش هیچ‌کس به یاد نخواهد آورد چه دیده است.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید