قهرمانی روی سکوها در سریال بوقچی

قهرمانی روی سکوها در سریال بوقچی

قهرمانی روی سکوها در سریال بوقچی

نویسنده: علی ملکشاهی مقدم

سریال بوقچی ساخته حسن حبیب‌زاده، از جمله سریال‌های تلویزیونی سال‌های اخیر است که تلاش می‌کند میان کمدی، درام اجتماعی و روایت ورزشی پل بزند و محصول نهایی را در قالبی یکپارچه و قابل ‌فهم برای مخاطب عام عرضه کند.

پیش از این مجموعه‌هایی چون به سوی افتخار و پایتخت 6 (سیروس مقدم)، سه، پنج، دو و آخرین بازی (حسین سهیلی‌زاده)، پژمان (سروش صحت) و لژیونر (مسعود آب پرور)، به طور مستقیم و غیر مستقیم به ورزش فوتبال پرداخته بودند و حال، بوقچی نیز به این جمع پیوسته است.

حمیدرضا صدر، منتقد سینما و مفسر فوتبال اعتقاد داشت فوتبال خود زندگی است و همان‌طور که در زندگی، عشق، خیانت، اشک و لبخند وجود دارد، در فوتبال هم همه این موارد موجود است.

بوقچی، داستان مردی است که سال‌ها در حاشیه زمین فوتبال حضور داشته؛ البته نه به‌عنوان بازیکن یا مربی، بلکه شخصیتی که وظیفه‌اش تهییج تماشاگران بوده است، اما وقتی بحران اقتصادی کارخانه مالک تیم بالا می‌گیرد، او ناگهان در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید بیش از همیشه دیده شود: ترفیع ناگهانی به مقام سرمربی، آن‌ هم برای اهداف پشت‌پرده مدیران.

به عبارتی این سریال، با تمرکز بر شخصیت یک بوقچی و فرآیند ارتقای ناگهانی او، روایتی تمثیلی از سازوکارهای مدیریتی، ساختارهای اقتصادی و نحوه تصمیم‌سازی در محیط‌های سازمانی ارائه می‌دهد.

بوقچی با همین تمهید ساده، موفق می‌شود بوروکراسی و فساد ساختاری بخشی از فوتبال ایران را در دل یک روایت کمدی-اجتماعی به نمایش بگذارد.

سریال بوقچی

فیلمنامه سریال بوقچی که متاثر از مجموعه سیتکام تد لاسو است، مهمترین حیطه قابل بحث آن است و با وجود ایده جذاب اولیه، در بسط و گسترش و انسجام روایی چندان موفق عمل نمی‌کند.

بوقچی در مسیر پیشبرد داستان، دو مسیر موازی را دنبال می‌کند:

نخست، محور شخصیت‌محور که بر تزلزل هویتی و تلاش فرد برای تطبیق با نقش تحمیلی تأکید دارد؛

دوم، محور ساختاری که به روابط قدرت، فساد پنهان و منطق اقتصادی باشگاه می‌پردازد.

این دو مسیر اگرچه در بخش‌هایی همپوشانی مطلوب دارند، اما چنان چه ذکر شد، در برخی قسمت‌ها، سریال دچار افت ریتم شده و مسیر داستان دچار تشتت می‌گردد.

از منظر بازیگری، حسن پورشیرازی که امسال فیلم پرفروش پیرپسر را بر پرده سینماها داشت، در نقش بهرام بوقچی ظاهر شده و عملکردی کنترل‌شده و متکی بر تجربه های پیشین ارائه می‌دهد.

او از اغراق در لحن و حرکات پرهیز کرده و شخصیتی باورپذیر و چندبعدی خلق می‌کند. توانایی او در ارائه طیفی از احساسات، از سردرگمی تا مقاومت در برابر فشارهای محیطی، به غنای شخصیت کمک کرده و روند پیشبرد روایت را تقویت می‌کند.

در این بین، سایر شخصیت‌ها هرچند به‌طور کلی در خدمت روایت قرار دارند، اما برخی از آن‌ها از عمق لازم برخوردار نیستند و حضورشان بیشتر جنبه کارکردی و تزئینی می‌یابد که این امر سبب می‌شود بخشی از تنوع روایی سریال به ظرفیت کامل خود نرسد.

از منظر کارگردانی، قاب‌ها اغلب شلوغ‌اند و دیالوگ‌های بازیگران با یکدیگر هم‌پوشانی پیدا می‌کنند. هم چنین، دوربین ایستا نیست و با حرکات سریع، سوژه را دنبال می‌کند.

در صحنه‌های مربوط به زمین فوتبال، حبیب‌زاده تلاش کرده از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد، هرچند محدودیت‌های تولید تلویزیونی مانع از خلق صحنه‌های ورزشی چشمگیر شده است. با این حال، تمرکز بر پشت‌صحنه و حاشیه‌ها باعث شده این ضعف کمتر به چشم بیاید.

در انتها، اگرچه این مجموعه از محدویت‌های تولیدی و انسجام روایی فیلمنامه رنج می‌برد، اما در مجموع اثری است که می‌تواند برای مخاطبان عام، خصوصا علاقه‌مندان فوتبال تأمل‌برانگیز باشد.

سریال بوقچی نشان می‌دهد که فوتبال صرفاً سرگرمی نیست؛ بلکه بازتاب اقتصاد، سیاست و فرهنگ است و قهرمان واقعی، نه در زمین، بلکه شاید در میان سکوها پیدا شود.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید