فیلم سینما شهر قصه و رویاسازی همراه با خاطرات

فیلم سینما شهر قصه و رویاسازی همراه با خاطرات

فیلم سینما شهر قصه و رویاسازی همراه با خاطرات

نویسنده: علی ملکشاهی مقدم

فیلم سینما شهر قصه، ساخته کیوان علی‌محمدی و علی‌اکبر حیدری، محصول سال 1397 است و به سبب اکران دیروقت که البته از تاثیر همه‌گیری کرونا نیز نباید غافل بود، امسال به پرده سینماها رسیده است.

زوج علی‌محمدی و حیدری، فیلم دیگری به نام 2888 که در سال 1400 ساخته شده را نیز در صف اکران دارند. علی‌محمدی از معدود افراد سینمای ایران است که کارگردانی را به صورت گروهی می‌پسندد و پیش از حیدری، چهار فیلم با زوج سابقش امید بنکدار کار کرده بود.

سینما شهر قصه با نگاهی هم‌زمان عاشقانه و ادای دین‌گونه، گذشته سینمای ایران را دوباره پیش چشم مخاطب می‌آورد. جالب آن که امسال، دو فیلم دیگر به نام‌های غریزه (سیاوش اسعدی) و سینما متروپل (محمدعلی باشه‌آهنگر) نیز اکران شدند که در جهت ستایش و عشق به سینما ساخته شده و سینما پارادیزوی وطنی لقب گرفته بودند.

با در نظر گرفتن فیلم‌هایی چون شاه‌نقش (شاهد احمدلو) که به مشکلات صنفی سینما می‌پردازد و به تازگی اکران شده و آپاراتچی (قربانعلی طاهرفر) که پارسال بر پرده سینماها بود، علاقه عجیب سینماگران ایرانی به چنین موضوعی خود می‌تواند زمینه‌ساز یک تحقیق دانشگاهی باشد.

سینما شهر قصه، روایتگر زندگی داود، تعمیرکار جوان آپارات سینماست که عاشق فیلمفارسی است و در کوران انقلاب عاشق دختری می‌شود که پدرش دشمن فیلمفارسی که هیچ، مخالف کل سینماست!

فیلم سینما شهر قصه، عشق به سینما را با عشق به زندگی در هم می‌آمیزد و در بستر همین پیوند، داستانی انسانی و ساده شکل می‌گیرد. این فیلم با تکیه بر بازخوانی خاطرات جمعی، مسیری متفاوت را پیش می‌گیرد؛ مسیری که اگرچه احساس‌برانگیز است، اما همیشه بی‌خطر هم نیست.

فیلم سینما شهر قصه

فیلم سینما شهر قصه می‌کوشد با الهام از آثار جوزپه تورناتوره و فدریکو فلینی، نوعی کمدی‌-رمانتیک نوستالژیک بسازد. به عبارتی طنز در خدمت رمانتسیم قرار می‌گیرد و شوخی‌ها در عین شیرینی، بیشتر حس‌برانگیز هستند تا این که باعث قهقهه شوند. البته موقعیت‌های کمیک آثار برجسته تورناتوره و خصوصا فلینی، بسیار بیشتر از سینما شهر‌قصه بستر فلسفی و روان‌شناختی دارند.

کمدی سینما شهر قصه از دل وضعیت آدم‌های معمولی می‌جوشد، نه از موقعیت‌های شلوغ یا شوخی‌های کلامی لوده که این خود، وضعیت متفاوت نوع کمدی این فیلم را در قیاس با آثار مرسوم سینمای ایران نشان می‌دهد.

نکته مهم دیگر آن است که نوستالژی در سینما شهر قصه، فقط در خدمت فضاسازی نیست، بلکه زبان روایت را می‌سازد و این دقیقا همان موردی است که تورناتوره در دوران اوجش به کار می‌گرفت.

نقطه قوت مهم فیلم در تلاش صادقانه‌اش برای یادآوری روزگار از دست‌رفته سینماست؛ روزگاری که در نگاه سازندگان، سینما اگر چه سرشار از ضعف بود، اما رویاپرداز بود و هنوز پای سازمان‌های گوناگون با منافع متفاوت بدان باز نشده بود. بعبارتی سینمای ایران، نه یک صنعت خسته، بلکه رؤیایی زنده بود.

ارجاعات متعدد به تاریخ سینمای ایران، طراحی صحنه و لباس هماهنگ با حال‌وهوای گذشته و بازی قابل‌توجه برخی بازیگران، به‌ویژه بابک کریمی، باعث شده سینما شهر قصه بتواند حداقل بخشی از مخاطبان دلبسته به تاریخ سینما را با خود همراه کند.

فیلم سینما شهر قصه بیش از آنکه به گفتار متکی باشد، به حس و فضا تکیه می‌کند و این انتخاب، در بسیاری از سکانس‌ها به نفع آن تمام شده است.

با این حال، همین تکیه بر نوستالژی، در لحظه‌هایی فیلم را از مسیر اصلی دور می‌کند. سینما شهر قصه گاه چنان سرگرم پاسداشت گذشته است که تمرکز بر روایت خطی خود را از دست می‌دهد.

تعدد ارجاعات، خرده‌داستان‌ها و شخصیت‌هایی که در خدمت تم اصلی نیستند، باعث شده روایت در بخش‌هایی پراکنده به نظر برسد. در نتیجه، داستان مرکزی که باید پیوند دهنده لایه‌های مختلف فیلم باشد، گاهی زیر بار یادآوری‌ها و نشانه‌ها کم‌رنگ می‌شود.

از سوی دیگر، فیلم سینما شهر قصه در مواجهه با مسأله پیچیده تاریخ سینمای ایران، به‌ویژه نسبت میان گذشته و امروز، جانب احتیاط را بیش از حد لازم نگاه داشته است.

آرمان‌گرایی و خوش‌بینی حاکم بر فیلم، گرچه با نیت سازندگان سازگار است، اما تصویر ارائه‌شده از سینما را تا حدی رمانتیک و غیرواقعی جلوه می‌دهد.

سینمای امروز ایران مسائلی دارد که نمی‌توان تنها با اشاره‌ی لطیف یا نگاه محبت‌آمیز از کنارشان گذشت. هرچند فیلم قصد نداشته اثری تلخ یا آسیب‌شناسانه باشد، غیبت این لایه واقعی، از قدرت اثر در درک رابطه تماشاگر امروز با سینما می‌کاهد.

با این همه، سینما شهر قصه تلاشی محترمانه برای زنده نگه‌داشتن حافظه سینمایی جامعه است؛ فیلمی که اگرچه در روایت‌پردازی و مواجهه با واقعیت معاصر دچار ضعف‌هایی است، اما از شور و شوق نسبت به سینما سرچشمه می‌گیرد.

این شور در کنار ساختار بصری آراسته و شکیل فیلم، آن را به اثری تبدیل کرده که می‌تواند برای مخاطبان علاقه‌مند به تاریخ سینما تماشایی و برای مخاطبان عام، دست‌کم به اندازه یک تجربه گرم و احساسی قابل توجه باشد.

در حال حاضر، این فیلم مخاطب را به عاشقانه‌ای ملایم دعوت می‌کند، در عین این که لبخندی را نیز بر لبانش می‌نشاند. در مقیاس وطنی، چیزی شبیه همان حسی که در پایان آمارکورد یا سینما پارادیزو حس می‌شد.

فیلمسازان سینما شهر قصه اگر در آثار آینده بتوانند فاصله میان عشق به گذشته و درک دقیق امروز را کمتر کنند، می‌توانند به سینمایی برسند که هم با خاطره‌ها پیوند دارد و هم با واقعیت همراه است؛ سینمایی که همچنان رؤیا می‌سازد، اما پایش بر زمین اکنون است.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید