جمعه عجیب تر فیلمی سرگرم کننده است
نویسنده: علی ملکشاهی مقدم
فیلم جمعه عجیب تر محصول 2025 میلادی، در امتداد سنت کمدیهای Body-Swap هالیوود قرار میگیرد؛ زیرژانری که در آن یک شخصیت در بدن دیگری قرار میگیرد و از دههها پیش با هدف سرگرمی خانوادگی، طرح مسئلهی شکاف بین نسلها و بازی با هویت فردی شکل گرفته است.
این فیلم ادامهای بر Freaky Friday یا جمعه عجیب محصول 2003 میلادی محسوب میشود و تلاش میکند همان الگوی موفق را برای مخاطب امروز بازتولید کند.
فیلم جمعه عجیب تر یک کمدی-فانتزی خانوادگی محسوب میشود و 22 سال پس از رویدادهای نسخه اول، آنا کلمن (با بازی لیندسی لوهان) که اکنون بزرگ شده و بهعنوان تهیهکننده موسیقی و مادری تنها زندگی میکند و تس کلمن (با بازی جیمی لی کرتیس)، دوباره درگیر اتفاقی غیرعادی میشوند.
در جریان جشن نامزدی آنا، تعدادی از شخصیتها پس از پیشگویی یک غیبگو، بدنهایشان با هم جابهجا میشود. این جابهجایی باعث میشود هرکدام از شخصیتها مجبور شوند زندگی و چالشهای دیگری را از دیدگاه تازهای تجربه کنند.
نقطه اتکای اصلی فیلم جمعه عجیب تر، همان ایدهی جابهجایی هویت است؛ ایدهای که ذاتاً ظرفیت بالایی برای خلق موقعیتهای کمیک دارد. جمعه عجیبتر نیز بیش از هر چیز بر ناتوانی شخصیتها در تطبیق با بدن جدید، سوءتفاهمهای اجتماعی و تضادهای خانوادگی تکیه میکند.
با این حال، چالش اصلی فیلم در اینجاست که این فرمول، بهشدت شناخته شده است و بارها بکار گرفته شده است. از طرف دیگر، موفقیت یک فیلم کمدی نه در ایده، بلکه در زمانبندی مناسب و بروز بودن شوخیها و بازیگری قوی رقم میخورد.
اگر فیلم نتواند مناسبات نسل امروز، شبکههای اجتماعی، فشارهای هویتی و تغییر مفهوم خانواده را وارد طنز کند، در سطحیترین شکل ممکن باقی میماند.
در آثار Body-Swap، بازیگری تعیینکنندهترین عامل است. بازیگر باید نه تنها نقش خود، بلکه نقش بازیگری دیگر در بدن خود را نیز ایفا کند. هرچه این تقلید رفتاری دقیقتر، ظریفتر و کمتر اغراقآمیز باشد، کمدی باورپذیرتر میشود.
فیلم جمعه عجیب تر
جمعه عجیبتر بیش از آنکه فیلمی پیشرو باشد، فیلمی سرگرمکننده است؛ اثری که مأموریتش نه بازتعریف ژانر، بلکه زنده نگه داشتن یک فرمول یا الگوی موفق برای نسل جدید است.
ارزش فیلم، در ایجاد گفتوگو میان نسلها و یادآوری این نکته است که درک متقابل، گاهی فقط با تجربه زیستن در جای دیگری ممکن میشود. به عبارتی گاهی واجب است کفشهای طرف مقابل را پوشید و با آن راه رفت تا مشکلات بهتر درک گردد.
انتظاری که از جمعه عجیبتر میرفت و تا حدودی هم برآورده شده، این بود که بیش از شوخیهای فیزیکی، بر جزئیات رفتاری، لحن، زبان بدن و واکنشهای عاطفی کاراکترها تکیه کند؛ جایی که کمدی بالغ شکل میگیرد و از سطح شوخیهای لوده فراتر میرود.
کارگردان توانسته ریتم و تمپوی کمدی را کنترل کند. خطر همیشگی اینگونه آثار این است که فیلم به سمت شلوغکاری، اغراق تصویری و شوخیهای تکراری کشیده شود، اما جمعه عجیبتر از این لحاظ موفق عمل میکند.
اگر کارگردان میتوانست میان لحظات کمیک و احساسی تعادل بهتری برقرار کند، فیلم از یک کمدی صرف به اثری انسانیتر تبدیل میشد.
فیلم جمعه عجیبتر میتواند نمونهای نسبتا موفق از یک کمدی-فانتزی خانوادگی باشد. البته این فیلم تکراری امن از ایدهای امتحان پسداده است و موفقیت نسبی آن نه به ایده، بلکه به اجرای دقیق، بازیگری هوشمندانه و نگاه اجتماعی وابسته است.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



