شارمالی گل و تضاد بین سنت و مدرنیته
نویسنده: مهدی صالحی
نمایش «شارمالی گل» به نویسندگی و کارگردانی اشکان زارع که در جشنواره بین المللی تئاتر آئینی و سنتی روی صحنه رفت نمونهای قابل توجه از تلاش برای پیوند زدن کمدی اجتماعی با ریشههای آیینی و فولکلوریک است.
این نمایش در قالب یک کمدی درام ۸۰ دقیقهای اجرا میشود و گروهی پرجمعیت از بازیگران و نوازندگان را در کنار هم قرار داده است
«شارمالی گل» در ظاهر یک کمدی سیاهبازی است اما در لایههای زیرین خود به بحرانهای انسانی و اجتماعی امروز میپردازد.
روایت نمایش بر محور خانواده و روابط انسانی شکل میگیرد و در دل موقعیتهای طنزآمیز به مسائلی چون بحران هویت، فشارهای اجتماعی و تضاد میان سنت و مدرنیته اشاره میکند.
نمایش شارمالی گل از ساختاری اپیزودیک بهره میبرد؛ صحنهها همچون قطعاتی به هم پیوستهاند که هر یک موقعیتی طنزآمیز و در عین حال انتقادی را بازنمایی میکنند که همه در آن واحد یک هدف کلی دارند که این نوع نگاراش را در داستانهای سعدی به کرات خواندهایم.
این ساختار، یادآور سنت نمایشهای آیینی و مضحکههای ایرانی است که در آنها روایت خطی چندان اهمیت ندارد، بلکه موقعیتها و تیپها محور اصلیاند.
در عین حال، اشکان زارع تلاش کرده است با ایجاد خط روایی مرکزی، انسجامی به اثر ببخشد. این خط روایی حول محور خانواده و روابط میان شخصیتها شکل میگیرد و به نمایش انسجامی درونی میدهد.
کارگردانی زارع مبتنی بر ریتم و انرژی است. او با استفاده از گروهی پرجمعیت از بازیگران، صحنههایی پرتحرک و شلوغ خلق کرده که یادآور نمایشهای آیینی و تعزیه است. میزانسنها اغلب گروهیاند و حرکت بازیگران در صحنه با موسیقی زنده هماهنگ میشود.
زارع از تکنیکهای کمدی بدنی (physical comedy) و اغراق در بازیها بهره گرفته تا موقعیتهای طنز را برجسته کند. در عین حال در لحظات دراماتیک ریتم را کند میکند و به تماشاگر فرصت تأمل میدهد. این بازی با ریتم یکی از نقاط قوت کارگردانی اوست.
گروه بازیگران نمایش متشکل از ترکیبی از نیروهای جوان و باتجربه است. بازیها عمدتاً تیپیکالاند؛ هر شخصیت نماینده یک تیپ اجتماعی است. مرد سنتی، زن معترض، جوان سرکش و… این انتخاب آگاهانه، نمایش را در امتداد سنت مضحکه و سیاهبازی قرار میدهد.
با این حال، برخی بازیگران توانستهاند از تیپ فراتر روند و به شخصیت عمق ببخشند. بهویژه بازیگر نقش اصلی که بار کمدی و درام را توأمان بر دوش دارد با انرژی و صداقت توانسته است مخاطب را با خود همراه کند.
طراحی صحنه ساده اما کارآمد است. استفاده از عناصر بومی و سنتی مانند فرش، پرده نقالی و اشیای روزمره، فضایی آشنا و صمیمی ایجاد کرده است. این سادگی به بازیگران امکان میدهد که مرکز توجه باشند و صحنه بیش از حد شلوغ نشود.
لباسها ترکیبی از سنتی و مدرناند و بهخوبی تضاد میان نسلها و سبکهای زندگی را بازتاب میدهند. این انتخاب به مضمون نمایش که تضاد سنت و مدرنیته است معنا و عمق بیشتری میبخشد.
نمایش شارمالی گل
تصاویر مهدی صالحی از این نمایش را ببینید:
یکی از نقاط برجسته نمایش شارمالی گل موسیقی زنده است. گروه نوازندگان با استفاده از سازهای سنتی و محلی فضایی آیینی و شاد ایجاد کردهاند که با ریتم نمایش هماهنگ است.
موسیقی نه تنها همراهیکننده، بلکه بخشی از روایت است؛ گاه پیش برندهی داستان و گاه ایجادکنندهی فضای طنز یا تراژدی.
این نمایش با وجود بهرهگیری از عناصر آیینی، زبان طنز و جلوههای بصری چشمگیر، در برخی بخشها با چالشهایی مواجه است که توجه به آنها میتواند مسیر اصلاح و ارتقاء کیفی اثر را هموار سازد.
یکی از مهمترین نقاط ضعف نمایش، ریتم شلوغ و آشفته در برخی صحنههاست. کارگردان برای ایجاد فضای آیینی و انرژی جمعی، از گروه پرجمعیت بازیگران و موسیقی زنده بهره گرفته است؛ انتخابی که در بسیاری از لحظات موفق عمل میکند؛ اما در برخی موقعیتها، همزمانی حرکتهای متعدد، دیالوگهای پرسرعت و موسیقی پرحجم باعث میشود تمرکز مخاطب از دست برود.
بهجای آنکه یک خط روایی یا موقعیت برجسته در مرکز توجه قرار گیرد، همهچیز در هم میآمیزد و نوعی آشفتگی ادراکی پدید میآورد که از انسجام دراماتیک اثر میکاهد.
از سوی دیگر، شخصیتپردازی در نمایش عمدتاً تیپیکال باقی مانده است. وفاداری به سنت مضحکه و سیاهبازی موجب شده شخصیتها در قالب تیپهای اجتماعی چون مرد سنتی، زن معترض یا جوان سرکش طراحی شوند.
این انتخاب در خدمت طنز است، اما وقتی شخصیتها از این قالب فراتر نمیروند و لایههای روانی یا فردی پیدا نمیکنند، مخاطب نمیتواند با آنها هم ذات پنداری عمیق داشته باشد.
در نتیجه نمایش بیشتر به مجموعهای از کاریکاتورهای اجتماعی شباهت پیدا میکند تا شخصیتهایی زنده و چندبعدی.
نمادپردازی و بیان پیامهای اجتماعی نیز در برخی لحظات با افراط همراه است. هرچند نمایش در لایهی زیرین خود به مسائل مهمی چون تضاد سنت و مدرنیته میپردازد، اما گاه این پیامها بهجای آنکه در دل روایت و کنشهای دراماتیک حل شوند، بهصورت مستقیم و خطابهوار بیان میشوند.
این شیوه بیان، اثر را از ظرافت هنری دور میسازد و به شعار نزدیک میکند. در نتیجه بخشی از مخاطبان احساس میکنند که نمایش بهجای خلق تجربهای هنری و چندلایه در حال موعظه و انتقال پیامهای اجتماعی بهصورت آشکار است.
«شارمالی گل» نمایشی است که با جسارت و انرژی، سنتهای نمایشی ایرانی را با دغدغههای اجتماعی امروز پیوند میزند.
اشکان زارع توانسته است با بهرهگیری از زبان کمدی، موسیقی زنده و گروهی پرانرژی از بازیگران، تجربهای شاد، آیینی و در عین حال اندیشمندانه خلق کند.
هرچند نمایش در برخی بخشها دچار شلوغی و تیپسازی افراطی میشود اما در مجموع اثری است که میتواند هم مخاطب عام را سرگرم کند و هم مخاطب جدیتر را به تأمل وادارد.
پایان
بخش نقد «تئاتر» دفتر طنز را دنبال کنید



