سریال اسباب زحمت و داستان های بی زحمت
سریال اسباب زحمت درباره یک کامیون اسبابکشی و یکی دوتا خانواده است که هربار درگیر اتفاقاتی میشوند.
سریال اسباب زحمت درباره یک کامیون اسبابکشی و یکی دوتا خانواده است که هربار درگیر اتفاقاتی میشوند.
بزنگاه آیینه تمامنمای یک خانوادهی عادی ایرانی است و هر کدام از ما کمی که بگردیم شاید دور و اطرافمان کم و بیش شبیه آن آدمها را پیدا کنیم. زیرا شخصیتها به درستی شکل گرفتهاند و از حالت تیپ خارج شدهاند.
نوروز رنگی در کنار سریالهای پایتخت و نونخ، یکی دیگر از آثار طنزی است که از فضای تهران خارج شده است و به دل اقوام و قومیتهای کشور رفته است.
از پخش سریال ساختمان پزشکان بیشتر از ده سال میگذرد، اما همچنان حرف برای گفتن دارد. سریالی که همچنان دیدنی است و در میان ذهن مخاطب جایی ماندگار باز کرده است.
نکته مهم اینکه «سال های دور از خانه» نخستین اسپینآف ایرانی محسوب میشود و بهجای دنباله مستقیم «شاهگوش»، روی دو شخصیت فرعی محبوب آن یعنی «خنجری» و «زهره» متمرکز شده است.
طنز و کمدی «شاهگوش» بیش از هر چیز از بستر کلانتری «۱۰۰ ملت» و شخصیتهای آن تغذیه میکند.
سریال روستر سعی دارد با نگاه کمدی در زمان امروز استقلال افراد را در عین وابستگی به خانواده نشان دهد.
تا به حال سه قسمت از فصل چهارم تد لاسو پخش شده است، اما در همین مدت نشان داد که هنوز حرف برای گفتن دارد.
شهرک کلیله و دمنه با وجود ظرفیتهای بالا، در دام ضعفهای جدی گرفتار شده است. مهمترین نقدی که به سریال وارد است، شعارزدگی و بیانیهخوانی ملالآور است.
صفا با خانواده روی سه پایه واهی ایستاده است: خانواده فقیر اما شیکپوش، کمدی موقعیتِ تکراری و پیامهای وطندوستانه بدون ریشه دراماتیک.
سریال در و تخته ثابت میکند که برای خنداندن مخاطب، نیازی به عبور از خط قرمزهای اخلاقی، شکستن حرمت خانواده، یا عادیسازی رفتارهای ناپسند نیست.
سریال کلینیک رویا را می توان یک فرصت از دست رفته ارزیابی کرد که در اجرا نتوانسته به هدف خود برسد. ضعف فیلمنامه، شوخیهای بیاثر و انتخابهای سطحی در بازیگران، سه محور اصلی این ضعفها هستند.
سریال کلینیک رویا پس از پخش موفق سریال پربینندهی «بیگانگان»، اینروزها هر شب ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه سه روی آنتن میرود و حالا مخاطبانِ بیگانگان منتظرند با اثری متفاوتتر و جذابتر روبهرو شوند.
سریال روزی روزگاری آبادی در ابتدا قرار بود با نام پسته خندان به پخش برسد، اما تغییر یافت. هر چند، آن چه در قاب تلویزیون دیده شد، بیشتر به پسته گریان شباهت داشت تا خندان!
سریالی که نه آنچنان ضعیف است که آن را فاجعه بنامیم و نه آنقدر خوب که لقب شاهکار بهش اختصاص دهیم. شیش ماهه سریال معمولی است.
«شیش ماهه» میتوانست فرصتی برای احیای یک سبک باشد، اما بهجای آن، تبدیل شد به نشانهای از پایان یک دوره. دورهای که در آن تکرار، جای خلاقیت را گرفت و کلیشه، جای مشاهده دقیق را.
طنز مینی سریال مرد در برابر نوزاد هم بر پایه اشتباهات پیدرپی ترِور پیش میرود و بهشدت بر بازیگر اصلی تکیه دارد.
پس از سالها دوری از قاب تلویزیون، مهران مدیری با سریال شیش ماهه به خانههای مخاطبان بازگشته است.
«مرد در مقابل بچه» (MAN Vs BABY) تازه ترین اثری است که پلتفرم «نتفلیکس» با بازی روآن اتکینسون آن را ویژه کریسمس تولید و پخش کرده است.
دشتستان به کارگردانی امیر بشیری و نویسندگی محمد نقایی، از معدود سریالهای تلویزیونی سالهای اخیر است که تلاش میکند فرم کلاسیک کمدی موقعیت را با فانتزی ترکیب کند.
سریال بوقچی ساخته حسن حبیبزاده، از جمله سریالهای تلویزیونی سالهای اخیر است که تلاش میکند میان کمدی، درام اجتماعی و روایت ورزشی پل بزند و محصول نهایی را در قالبی یکپارچه و قابل فهم برای مخاطب عام عرضه کند.
سریال دشتستان در اصلیترین باکس سریالهای تلویزیون قرار گرفته و تلاش دارد با محوریت زندگی دانشجویی، مخاطب را با تجربهای تازه همراه کند.
اگر فوتبالی نباشید و عکس و تبلیغات سریال تد لاسو را ببینید، ممکن است همهشان را رد کنید و یک سریال کمدی دیگر برای تماشا انتخاب کنید. اما… .
سریال اجل معلق اثری است که نهتنها سرگرم میکند، بلکه در پس خندهها و موقعیتهای کمیک، تماشاگر را به فکر فرو میبرد.
شوخیهایی که سریال با فقر دارد و بازیهایی که از آن میگیرد نهتنها سبب میشود مخاطب مکثی روی مقوله فقر نداشته باشد، بلکه باعث شده به آن بخندد و ساده از کنارش عبور کند.
نقطه قوت جدیدترین فصل پایتخت، همان شیرین بودن شخصیتهای قدیمی و چالشهای معمولی آنها در محیط واقعی خانه و خانواده است.
«بدل» داستان جوانی به نام رضا عطاران است که دوستش به نام «کیوان» میخواهد درِ قدیمی مسجد محلهشان را با در تقلبی جابهجا کند و در اصلی را خارج از مرزها بفروشد. همین داستان آنها را درگیر ماجراهای تازهای میکند.