بزنگاه سریالی که هنوز هم مخاطب را می خنداند
نویسنده: هادی مومن
ماه رمضان سال ۱۳۸۷ بود که رضا عطاران با سریال جدیدش به اسم بزنگاه مهمان خانهها شد.
عطاران که با سریالهای «متهم گریخت» و «خانه به دوش» خاطره خوشی از خودش و آثارش در ذهن مخاطب بر جای گذاشته بود دوباره آمد تا ساعات خوش بعد از افطار را برای مخاطب شیرینتر کند.
برخلاف سریالهای پیشین عطاران اینبار در نقش فرعی ظاهر نشد، بلکه خودش تقریبا نقش اول قصه و یکی از کاراکترهای اصلی سریال بود.
حالا برویم و ببینم که این سریال تا چه حد موفق بود.
سریال بزنگاه
بزنگاه داستان مردی به اسم نادر را روایت میکند که دچار اعتیاد است، همسرش به همین دلیل از او جدا شده و با دختر پنج سالهاش درسا زندگی میکند. در همین گیر و دار پدرش فوت میکند و نادر برای مراسم پدر دوباره به آغوش خانوادهای که از آن طرد شده بود بازمیگردد و از همان ابتدا درگیریها بر سر ارث و میراث شکل میگیرد.
نکته قابل توجه بزنگاه فیلمنامه قوی است که نویسندگان آن سروش صحت و ایمان صفایی هستند.
علاوه بر فیلمنامه قوی، عطاران بازیگران کاربلدی مثل حمید لولایی و مرجانه گلچین، علی صادقی و غلامرضا نیکخواه، سوسون پرور را کنار خود دارد که اینها هم شبیه تیم نویسنده هرکدام در جایگاه خود به خوبی درخشیدهاند.
بزنگاه آیینه تمامنمای یک خانوادهی عادی ایرانی است و هر کدام از ما کمی که بگردیم شاید دور و اطرافمان کم و بیش شبیه آن آدمها را پیدا کنیم. زیرا شخصیتها به درستی شکل گرفتهاند و از حالت تیپ خارج شدهاند.
نادر مردی که هم دچار اعتیاد است و هم فرزندش را دوست دارد و این دوگانگیها شخصیتش را شکل میدهد.
صابر برادر بزرگ خانواده که سعی در بزرگنمایی خودش دارد و نقش دلسوز را بازی میکند اما اکثر اوقات منافع خودش را الویت قرار میدهد.
بهجت خواهری که از یک طرف نقش دختر دلسوز خانواده را دارد و از سمتی دیگر تحت تاثیر زیاده خواهیهای همسرش قرار میگیرد.
درسا دختر کوچک نادر که قربانی اعتیاد پدرش شده است و با شیرین زبانی و شیطنتهای کودکانه خود بار طنز سریال را مضاعف میکند.
همچین احمد پورمخبر هم که بیشتر با کارهای عطاران شناخته میشود از اواسط قصه وارد ماجرا میشود و جذابیتهای خاص خودش را دارد.
بزنگاه پرقدرت شروع میشود، قسمت اول پر از شوخیهای قوی و جاندار است به عنوان مثال: «امروز اصلا روز من نیست اون از بابامون که مرد اینم از ضربه که گل نشد.» یا « برای شادی روح اون مرحوم پیاده شین مینیبوس رو هل بدین».
ریتم سریال خوب است. بازیها درخشان است و سریال هرآنچه را که نیازمند یک کمدی خوب است، در خود دارد. همچنین سریال در یک تابوشکنی با مسائلی مثل عزاداری برای پدر و مراسم خاکسپاری و … شوخی میکند که انتقادات عدهای را برمیانگیزد و گاهی تا توقیفش پیش میرود.
چند قسمت که جلوتر میرویم ریتم سریال کمی افت میکند و آنچنان ماجرای جدیدی غیر از یکی دو اتفاق اضافه نمیشود. اما حوصله مخاطب سر نمیرود و با اثر همراه است. در قسمتهای آخر دوباره تعلیق بیشتر میشود و انتها نیز به یادماندنی تمام میشود.
بزنگاه در کنار خلق کمدی درست، اثر دغدغهمندی است و بیشتر هدفش نقد مسائل اجتماعی است. مسائلی مثل اینکه اعتیاد چیست و میتواند چه آثاری روی فرد و اطرافیانش داشته باشد.
اینکه مسائل مادی بخصوص در زمینه ارث و میراث چگونه بر روابط خانوادگی اثرگذار است یا اینکه پول احترام و جایگاه میآورد و از این دست مسائل که همه اینها کمک میکند که مخاطب علاوه بر اینکه جذب قصه میشود به شوخیها میخندد در آخر کار به فکر هم فرو رود.
موفقیت این سریال حاصل تلاش جمعی یک تیم حرفهای است و کارگردان و نویسندگان تمام توان خود را گذاشتهاند و بزنگاه سریالی درخور توجه است که میتوانید دوباره به سراغش بروید و محو داستان شیرین و جذابش شوید.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



