سریال اسباب زحمت و داستان های بی زحمت

سریال اسباب زحمت و داستان های بی زحمت

سریال اسباب زحمت و داستان های بی زحمت

نویسنده: محمد تسلی‌بخش

سریال اسباب زحمت بالاخره با هر زحمتی که بود تمام شد. پخش این سریال، از ماه رمضان سال 1404 آغاز شد ولی بعد از حمله جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل به کشور، نیمه‎کاره ماند و مجددا در اواسط تابستان 1405 از قسمت اول از سر گرفته شد.

سعید آقاخانی موفق‌ترین کمدی‌ساز سال‌های اخیر ایران است و درست زمانی که مهران مدیری، سروش صحت، رامبد جوان و حتی برادران قاسم‌خانی کفگیرشان به ته دیگ خورده، توانسته با حرکت آهسته و پیوسته‌اش از بقیه جلو بیفتد. علاوه بر مجموعه دنباله‎دار موفق «نون خ» سریالِ آقاخانی در نمایش خانگی یعنی «راز بقا» هم تا الان جزو باکیفیت‎ترین کمدی‌های اینترنتی بوده است.

توجه به جزئیات، تنوع لوکیشن و صحنه‌های فیلمبرداری، حال و هوای کاملا ایرانی و داشتن فضای خانوادگی، انتخاب و هدایت خوب بازیگران، استفاده مناسب از موسیقی، وجود شوخی‎های فی‌البداهه به اندازه در کنار شوخی‌های فکر شده در داستان، از ویژگی‎های مثبت کارهای آقاخانی است.

آقاخانی یک تفاوت شخصی هم با اکثر همکارانش دارد و آن هم این است که (حداقل تا همین لحظه) کمتر به دنبال حاشیه و اظهار نظرهای شاد و جنجالی در شبکه‌های اجتماعی بوده و بیشتر تمرکزش را روی کیفیت کارش گذاشته است (البته در این روزها پای اکثر چهره‌های مشهور روی پوست موز است و ما می‌ترسیم تا از یک نفر تعریف کردیم، فردا طرف سُر بخورد و با کله برود تا قعر دره حاشیه).

یک ایراد رایجی که معمولا سریال‌های آقاخانی پیدا کرده و در نون خ و رازبقا هم وجود داشت، نبود منطق روایی برای خیلی از چالش‌های فیلمنامه است.

هرکسی می‌داند که بی‌دلیل حساب بانکی مسدود نمی‌شود یا اینکه کوله‌برها در مرز قاچاق کالا انجام می‌دهند و در کوه‌های مرکزی ایران اصلا دلیلی برای کوله‌بری وجود ندارد، اما آقاخانی و نویسند‌ه‌هایش وقتی به چنین چیزهایی احتیاج داشته باشند چون حال و وقتش را ندارند که یک فکر اساسی بکنند به راحتی از این مسائل می‌گذرند.

سریال اسباب زحمت

حالا برویم سراغ سریال اسباب زحمت که احتمالا موفق‌ترین اثر کمدی چند سال اخیر است. داستان سریال درباره یک کامیون اسباب‌کشی و یکی دوتا خانواده است که هربار درگیر اتفاقاتی می‌شوند.

ماجرا همه را یاد سریال «پایتخت» می اندازد ولی آقاخانی سعی کرده با جنس کمدی متفاوت و کم کردن لحظات احساسی و دراماتیک و داستان‌هایی که بر خلاف پایتخت، پیوستگی ندارند تفاوت را ایجاد کند.

سریال اسباب زحمت تمام نکات مثبت سریال‌های دیگر آقاخانی را دارد و مشخص است که برای ساخت سریال زحمت کشیده شده است. اما همان حفره‌های کوچک آثار اخیر آقاخانی این دفعه مثل سیاهچاله‌های بزرگ دهان باز کرده و دائم روبروی مخاطب ظاهر می‌شوند.

اسباب‌های یک بدبختی را قرار است برسانند مشهد ولی هم دیر می‌رسند و هم از وسایلش سو استفاده می‌کنند و در آخر هم نصف وسایل با ارزشش را نابود می‌کنند. بعدش چه می‌شود؟ هیچی نمی‌شود!

احمدآقا سقف خانه‌اش در بسطام فرو ریخته ولی انگار که غذایش ته گرفته باشد با خونسردی همراه خانواده می‌رود مسافرت و یکبار هم دنبال حل مشکلش نمی‌رود.

ناصرخان و همسرش که وقت زایمانش نزدیک است خانه خودشان در تهران را بی دلیل رها می‌کنند و می‌روند به همراه یک لشکر آدم در یک خانه مخروبه بدون امکانات ساکن می‌شوند که حتی آب لوله‌کشی هم ندارد.

صادق در خانه یک نفر با هویت جعلی زندگی می‌کند و آخرش هم تنها کاری که می‌کند این است که از آن خانه بیرون انداخته می‌شود!

شخصیت‌های سریال اسباب زحمت وارد ماجراهای آدم‌ربایی و اختلاس و انواع جرم و جنایت می‌شوند و حتی چندبار نزدیک است توسط افراد مختلفی کشته شوند ولی ظاهرا نویسنده‌ها هیچ فکر برای جمع وجور کردن این همه داستانک عجیب و غریب ندارند و قهرمانان ما مثل افرادی که سوار قطار تونل وحشت شهربازی شده باشند در مواجهه با هراتفاقی، کمی جیغ و داد می‌کنند و بعد باخونسردی می روند سراغ حادثه بعدی. پلیس هم که اصلا در داستان حضور ندارد.

جالب این است که دار و دسته احمدآقا و ناصرخان، که در تمام این اسباب‌کشی‌ها در حال خرابکاری هستند و یکبار هم وسیله‌ای را سالم و بی‌دردسر به مقصد نمی‌رسانند، هرگز مورد اعتراض و شکایت قرار نمی‌گیرند و صاحب‎کارشان هم نه تنها برخوردی با آن‌ها نمی‌کند بلکه دفعه بعد کار ارزشمندتر و مهمتری به آن‌ها می‌سپارد تا بیشتر آبرویش را ببرند!

ما تا آخر سریال اسباب زحمت صبر کردیم و امیدوار بودیم که شاید در قسمت آخر بالاخره با یک نخ نامرئی بخواهند همه این ماجراهای نصفه‌کاره را به هم وصله پینه کنند ولی متاسفانه برای ما و خوشختانه برای سازندگانش نشد که نشد.

باور کنید اگر همین الان من این مطلب را همینطور رها کنم و چیز دیگری ننویسم به مراتب پایان‌بندی بهتری نسبت به این سریال نوشته‌ام.

همانطور که گفتم این سریال باکیفیت‌ترین کمدی دو سه سال اخیر است و با این وضعیت باید بیشتر از قبل نگران آینده کمدی در سینما و تلویزیون ایران باشیم.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید