پیر دسپروژ طنزنویسی که با مرگش شوخی کرد
عجب پرونده پر و پیمانی پیر دسپروژ! مرا باش که فکر میکردم به خاطر نداشتن مدرک دکترا بیسوادی.
عجب پرونده پر و پیمانی پیر دسپروژ! مرا باش که فکر میکردم به خاطر نداشتن مدرک دکترا بیسوادی.
اشرف جان در نخستین اقدام، سعی کرد کتاب را بدهد به گربهای که پشت شیشه سالن مطالعه میآمد و با قیافه موجه و معصوم مدام میو میو سرمیداد.
کُنیچیوا! از آشناییتون بسیارخوشوقتم. من ناتسومه سوسه کی یک ژاپنی اصیل از دیار باقی و از مهمترین نویسندگان مدرن کشورم هستم.
میبینید چه تخیل انفجاری دارم؟ الحق، طنزنویس بدون تخیل زنبور بیعسل را میماند. لطفا کپی رایت اشک را رعایت بفرمایید.
آخ این وایرال چه میکند! مجری جان! حالا چه اصراری بود دنبال نیروی کشش باشی. به نظر نمیآید دنبال تولید حرکت بوده باشی.
مهمان از خجالت آب شد خواست برود زیر میز، میکروفون فوری جمعش کرد: «مگه دست توئه؟! زودباش اعتراف کن مخاطبم تحریک بشه اگرنه میذارمت تو فریزر یخ ببندی.»
جانم برایتان بگوید که این جانب کورت ونه گات، طنز منحصر به فردی داشتم. آباریکلا! من قادر بودم همزمان خواننده را بخندانم و هم ناراحت کنم.
مواد اولیه نوشتن جورج ساندرز عبارت بودند از: «زبانی خلاق و پرانرژی، طنز تلخ و گزنده، اصطلاحات اداری و تبلیغاتی پارادوکس طنز سیاه، خنده، جراحی و …»
کنار مترسک ترامپ عکس گرفتم و مستقیم فرستادم برای داییام. زیرش هم نوشتم: «خب دایی جان، اینم به روزرسانی جدید برای شما. دیگه نگی دختر مگه حق میبره؟!»
دروغ نباشد، من هم جای زن بودم قاطی میکردم. وقتی آدم سرگرمی دیگری ندارد، دور چه بگردد؟ اطفای حریق به سبک طنزنویس.
قبل از پرداختن به تحلیل و و نقد فیلم رفیق رفیق، پندتان دهم فراوان که در مورد این مدل رفاقتها زیاد خوشبین نباشید.
برخلاف بسیاری از فیلمهای کمیک که در انتها شاهد قهقهه سطحی هستیم، پایان فیلم آپارتمان با تبسم و آرامش درونی به اتمام میرسد.
به جان خودم آخر آوانگارد بودند؛ به طوری که صورت جاذبه آن منطقه از دیدنشان مثل تنور سرخ شد و به تپش قلب افتاد.
نویسنده کتاب چگونه بر جهان حکومت کنیم، «جناب آندره دو گیوم» طنزپرداز و مقالهنویس، اهل استرالیا سرزمین کانگورهاست.