من ناتسومه سوسه کی نویسنده ژاپنی هستم
نویسنده: رحیمه جمال
کُنیچیوا! از آشناییتون بسیارخوشوقتم. من «ناتسومه کین نوسوکه» یک ژاپنی اصیل از دیار باقی و از مهمترین نویسندگان مدرن کشورم هستم. به روح خودم اصلا راضی نیستم برای حمل اسم و فامیلم، از «کارباکس» درخواست تریلی بدهید. راحت باشید و صدایم بزنید «سوسه کی» یا برای خودتان کدی ترسیم کنید و نامم را با تخفیف بخوانید «سوسکه».
عزیزان، من، ناتسومه سوسه کی، 9 فوریه 1867 در یکی از مهمترین مقاطع تاریخ ژاپن یعنی اواخر دوره میجی در حانوادهای سنتی و پرجمعیت پیجی بدنیا آمدم. به لطف قدم خجستهام چند ماه پس از تولدم، کشورم وارد دورهای از تغییرات عظیم سیاسی اجتماعی و فرهنگی شد.
اما تحولی که در خانواده من اتفاق افتاد این بود که مرا به عنوان یک عضو اضافه، دادند به یک خانواده دیگر بزرگ کنند. خدا ازشان نگذرد! اگر بعضیها جای من بودند، فوری میرفتند معتاد میشدند. اما من … .
ناتسومه سوسه کی
از استادی دانشگاه تا نویسندگی
شما در دوران کودکی به بستنی علاقه داشتید، بنده به ادبیات کلاسیک چین و ژاپن. اما بعدها رفتم دانشگاه امپراطوری توکیو در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کردم.
سپس برای مطالعه ادبیات انگلیس چند سالی در انگلستان لنگر انداختم. اما یواش یواش فهمیدم هیچ جا خانه خود آدم نمیشود؛ بالاخص غروبها یک جوری دلم میگرفت که میخواستم فریاد بزنم:« ژاپن! بیا دنبالم!»
یک وقتهایی با خودم میگفتم: «آخر سوسکه! سوشیات کم بود یا اُمگاسه ماهیات، که مملکت خودت را رها کردی؟ این سوسولهای قهوهخور چه میفهمند روی زمین نشستن و با چاپستیک رشته خوردن یعنی چه؟» به قدری دلتنگ میشدم و احساس غربت میکردم که حاضر بودم از دسته غازهای مهاجر خواهش کنم مرا با خودشان ببرند.
طولی نکشید برگشتم به کشورم و با وجدانی آسوده به تدریس ادبیات انگلیسی پرداختم. «آخیش!» بعد هم آنقدر در خوردن کوفته برنجی و تربچه زیادهروی کردم که به خودم آمدم، دیدم از استادی دانشگاه تبدیل شدم به نویسنده.
مهمترین آثار من: «من گربه هستم»، «بونچان» «گنجینهای از گربهها»، «سامشیرو»، «دروازه» و «کوکورو» که یکی از آثار مهم ادبیات مدرن ژاپن است و در مورد موضوعاتی چون گناه، دوستی، عشق و تغییر نسلها میگوید. آخرین رمان من نیز «روشنایی و تاریکی» است که اجل مهلت نداد تمامش کنم.
رمانِ من گربه هستم!
بنده، ناتسومه سوسه کی، برای اینکه جرات کنم جامعه انسانی را نقد کنم، خودم را جای یک گربه گذاشتم و میومیو کردم. بله من با این ترفند موفق شدم این رمان طنزآمیز را به رشته تحریر در بیاورم.
شخصیتهای این اثر عمداً کاریکاتوری و بیشتر تیپهای اجتماعیاند. آری، گربهی دستساز و اهلی من به جامعه نگاه میکند و رفتار انسانها را میبیند، بیآنکه خودش عضو واقعی آن جامعه باشد.
چرا قبل از خواندن رمانم الکی نظر میدهی؟! یادتان باشد کتابم فقط مزاح صرف نیست؛ بلکه همانند عقب نیسانتان که جملات فلسفی و عمیق را با خود یدک میکشد. پشت روایت طنزآمیزم، این پرسش عمیق وجود دارد که انسان مدرن ژاپنی، در جریان مدرنشدن چه چیزی را بدست آورده و چه چیزی را از کف داده؟
در قفایم چه میبافند؟
میگویند طنز من بیش از حد به طبقه روشنفکر محدود است. بعضی از آثارم نیازمند زمینه تاریخیاند. مسئله جنسیتی اغلب از نگاه مردانه روایت میشود.
خوب بعد از اینهمه بدگویی و غیبت، جرات دارند بروند و یک گربهای، خرگوشی، موشی در حد و اندازه همین اثرم خلق کنند؟ ما که بخیل نیستیم.
به کوری چشم حسودان، آلان تانسمن، استاد دانشگاه برکلی از من به عنوان مهمترین نویسنده مدرن زاپن تعریف کرده. از طرفی رمان «من گربه هستم» به زبانهای مختلف ترجمه شده و حتا در مجموعه آثار نماینده یونسکو به زبان فرانسه نیز منتشر شده است.
دیگر اثر من نیز به نام «کوکورو» بارها به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر و در مطالعات ادبیات جهان درباره آن پژوهش شده است.
به نظرتان اگر فقط قلقلکتان میدادم و یا شکلک در میآوردم، اکنون نامم در لیست طنزپردازان ثبت میشد؟
در پایان خواهشمندم، هر وقت دوروبرتان گربهای دیدید، به یاد من ناتسومه سوسه کی بیفتید و فاتحهای مرحمت بفرمایید. میو میو!
پایان
بخش «طنزپردازان» دفتر طنز را دنبال کنید



