نقش مهم کمربند پدرها در تربیت بشریت
نویسنده: سمیه رستمی
تاریخچه کمربند برمیگردد به قبل از میلاد. البته نه میلاد مسیح علیهالسلام؛ بلکه میلاد انسان در واقع اول کمربند بوده بعد بشریت. چون تا بشریت بخواهد بفهمد برای بقا به کمربند احتیاج دارد مراحل آخر فنا را طی کرده بود. پس طبیعی است که ابتدا کمربند بشری باشد بعد خود بشریت.
اساساً شلوار برای آویزان شدن به کمربند اختراع شد. چون انسانهای اولیه که با شلوار بیگانه بودند هم کمربند میبستند. کمربندهای آنها عموماً از شاخههای نرم گیاهان و دم حیوانات و بهترین نوعش دم مار بود که خوب مار کلاً دم است؛ ولی مار را دور کمر میپیچیدند فک مار را فشار میدادند دمش را در دهانش قرار داده با دندانهای نیش مار فیکس میکردند که محکم بماند. کمربندهای پوستماری امروزی بازمانده این نوع از کمربندها هستند.
کمربند برای پدرها حکم ملخ برای هواپیما را دارد. بالاخره پدرها هم باید نقش خود را در تربیت نسل آینده ایفا کنند و برای این مهم به ابزاری مثل کمربند احتیاج دارند که در عین سبکوزنی تأثیرگذار هم باشد. قطعاً حیات بشر به این وسیله ضروری وابسته است.
ضرورت این وسیله در زندگی بشر را از جایی میتوان دریافت که حتی علیه آن تهاجم فرهنگی صورتگرفته است. در این تهاجم فرهنگی بیسابقه، آشکارا با تخطئه واضح کمربند، جوراب را جایگزین کادو روز پدر کردهاند.
ازآنجا که کمربند پدری به دلیل مصارف گوناگون و زیادش بهشدت در خطر استهلاک قرار دارد، باید بهسرعت آن را تعویض کرد مبادا در روند تربیت بشر اختلال ایجاد شود. اگر در ته جیب انسان بهاندازه یک گزینه بین لنت ترمز خودرو و یا کمربند پدری پول موجود بود؛ بی شک کمربند اولویت دارد و چه فرصتی بهتر از کادوی روز پدر برای تعویض کمربند نو با کهنه.
گشودن یک کمربند از کمر تنها بهقصد تربیت فرزند، میتواند نهایت ابراز علاقه پدر به فرزند دلبندش باشد. او برای خوشبختی فرزندش نهتنها از جان و مال که از آبرو هم میگذرد. چون جاذبه زمین آبرو و حیثیت سرش نمیشود و همیشه در حال کشش اجسام به سمت زمین است. اما پدرها با باز کردن کمربند احتمال خطر سقوط شلوار و بیآبروییاش را میپذیرند.
حذف کمربند علاوه بر حذف تربیت اصولی نسل بشر به معنای حذف ابراز مهر و محبت پدر و فرزندی است. این تصور باطلی است که بخواهند با کفگرگی و پسکلهای جای خالی ضربات کمربند را پر کنند.
متأسفانه، امروزه، کمربندها را با کیف، کفش، جا کارتی و جا کلیدی، ست میکنند که یقیناً نمیتوان از کمربندِ ست برای تربیت نسل استفاده کرد. چون با نابودی کمربند ست هم ناقص میشود.
ستکردن کمربند پدری که به حق جایگاهش از کمربند ایمنی هر خودرویی والاتر است و تبدیل آن به یک اکسسوری، توطئه کثیفی است. لطفاً متن را ول نکنید بروید معنای اکسسوری را جستجو کنید. مطلب از دهان میافتد. اکسسوری همان زلم زیبموی خودمان است. دل بدهید به متن.
علاوه بر این تلاشهای مذبوحانه زیادی صورت گرفت تا نقش کمربند را استحاله کنند طوری که گشودن و بیرونکشیدنش بهسختی صورت بگیرد. مثلاً با رواج آویختن دستهکلید صدتایی، عینکی و جا موبایلی به آن که خوشبختانه بیثمر ماند و واضح است بشر با زلمزیمبو نمیتواند راه سعادت را بپیماید.
اصلاً بشریتی که از نعمت ضربات کمربند پدری فیض برده؛ اوضاع تربیت و اخلاق و رفتارش این شده است و دارد تختهگاز بهسوی قهقرا میتازد. قطعاً تصور بشر بی کمربند دهشتناک و مهیب است و کمر بشریت بی کمربند پدری میشکند.
البته بهتر است تولیدکنندگان مد، کمربند هوشمندی طراحی کنند که ادای ضربهزدن دربیاورد و در حین بالا و پایینرفتن صدای شالاق شولوق پخش کند. هم بچههای سوسول لت و پا نشوند هم تأثیر تربیتی کمربند بر روح و روان کودک تا ابد به یادگار بماند.
شاید هم بهتر باشد مارهایی پرورش بدهند تا پدرها مثل انسانهای نخستین به دور کمر خود ببندند؛ ولی به مار حالی کنند هیچ انسانی با فرزند عزیزتر از جانش پدرکشتگی ندارد تا تلفات استفاده این کمربند کمتر شود درعینحال پدرها مثل مبارزان دلیر و زورمند در نظر کودکشان جلوه کنند. یا اینکه حداقل شلواری ضد جاذبه بسازند که دو زار حیثیت برای بشریت باقی بماند.
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



