خاطره بازی در طنزنویسی

خاطره بازی در طنزنویسی

خاطره‎ بازی در طنزنویسی

نویسنده: محمد تسلی‌بخش

شاید ما در زمان کودکی امکانات و رفاه ‌بچه‌های الان را نداشتیم. شاید تکنولوژی مثل الان پیشرفته نبود ولی دوران ما خیلی باحال‌تر و پرهیجان‌تر از دوره بچه‌های امروزی بود.

همه ما  قبراق و سرحال بودیم. شاد و شنگول بودیم. همیشه در کوچه و خیابان ولو بودیم. از درخت گردو می‌رفتیم بالا از درخت انار می‌آمدیم پایین. زیتون پرورده‌ای بودیم برای خودمان.

بازی‌های ما دسته جمعی بود، شیطنت‌های ما دسته جمعی بود، خرابکاری‌های ‌ما دسته جمعی بود و طبیعتا کتک خوردن ما هم دسته جمعی بود.

البته کمبود زیاد بود. موز که واقعا خیلی کم بود. نارگیل که کلا نبود و فقط در کارتون سندباد تصویرش را دیده بودیم. آناناس هم که اصلا در زمان ما جز میوه‌ها محسوب نمی‌شد، جز حیوانات محسوب می‌شد.

هر وقت با پدر یا مادرمان می‌رفتیم میوه‌فروشی یک آناناس را می‌دیدیم که مثل تبهکاران فیلم‌های وسترن با طناب از سقف مغازه آویزانش کرده بودند. نگاهمان که به این موجود عجیب و غریب معلق می‌افتاد ناگهان بادی می‌وزید و آناناس برای خودش تاب می‌خورد و ما که این تصویر وحشتناک را می‌دیدیم، می‌زدیم زیر گریه.

هرچه بزرگترها به ما توضیح می‌دادند که این میوه است و آدم‌ها این را می‌خورند ما باورمان نمی‌شد و فکر می‎کردیم این، آدم‎ها را می‌خورد! حس می‌کردیم آن بالا کمین گرفته که ناگهان روی سر ما بپرد و ما را یک لقمه چپ کند.

حق هم داشتیم هرچه نگاه می‎کردیم، می‌دیدیم به قیافه‎اش نمی‎خورد میوه باشد و اصلا شبیه سیب و پرتقال و نارنگی و خیار نیست. بیشتر شبیه یک لاک‌پشت کاکل به سر است که در آسمان پرواز می‌کند.

همینطور که با هق‌هق داشتیم به حرف‎های بزرگتر‎ها اعتماد می‌کردیم و خیره به آناناس، خودمان را قانع می‎کردیم که این یک میوه است، از بخت بد، دوباره در مغازه باز می شد و بادی می‌وزید و آناناس تکانی می‌خورد و ما هم دوباره می‌زدیم زیر گریه.

خاطره‎ بازی در طنزنویسی

یکی از چیزهایی که همیشه باعث خوشحالی و لذت انسان‌ می‎شود مرور خاطرات گذشته یا به قول خارجکی‌ها «حس نوستالژی» است. حتی مرور دوره‌هایی که خود ما در آن زندگی نکرده‌ایم و خاطرات پدران و اجداد و نیاکان ما محسوب می‌شود هم برای ما جذاب است.

بنابراین می‎توانیم با خاطره بازی و مرور طنازانه اتفاقات تلخ و شیرین گذشته، خنده‎ای روی لب مخاطب بیاوریم.

درمورد خاطره بازی دو سه تا نکته است که بد نیست به آن توجه داشته باشید:

نکته اول: خاطره هرچه لطیف‌تر و دلنشین‌تر باشد بامزه‌تر است. سعی نکنید گذشته را بد و تلخ ببینید یا آن دوره را مسخره کنید. این به معنی این نیست که انتقاد نکنید بلکه به معنی این است که خوب و بد گذشته را به زیبایی روایت کنید. هر دوره‎ای خوبی و بدی خود را دارد باید به گذشته به زیبایی بنگریم تا حس خوب خاطرات را زنده کنیم.

نکته دوم: ظاهر و نوع لباس و مدل موی گذشته را مسخره کردن واقعا کار لوس و بی‎مزه‌ای است. همین الان موج کمدی‌های بی‌مزه دهه شصتی در سینمای ایران به راه افتاده که به جز هزار ایرادی که در داستان‌پردازی و شوخی‌سازی دارند، یک عیب دیگر هم دارند و آن هم این است که فکر می‌کنند اگر قیافه شخصیت‌های آن دوره را مسخره نشان بدهند مردم می‌خندند.

در حالی که از همان دهه شصت، کمدی‌های موفقی مثل «اجاره‌نشین‌ها» و «آپارتمان شماره 13» جلوی چشم ماست که ظاهر و لباس و مدل موی هیچکسی مسخره و اغراق‌آمیز نیست و از کمدی‌های الان بسیار جذاب‌تر هستند.

نکته سوم: اگر سراغ دوره خاص تاریخی می روید سعی کنید اطلاعات کافی در مورد آن پیدا کنید. وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی مردم هر دوره را با مطالعه تاریخ آن دوره بشناسید.

حتی اگر خودتان هم در آن دوره زندگی می‌کردید، ممکن است بعضی چیزها را فراموش کرده باشید. خلاصه اینکه حواس‌تان باشد سوتی ندهید و ناخواسته دچار تحریف تاریخ نشوید.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید