پاییز در پاریس
نویسنده: محمد تسلیبخش
در این روزهای پاییزی، درست در قلب اروپا و در پاریس زیبا، شهر عشق و عطر و ادبیات و همینطور دیگر شهرهای فرانسه یک اتفاقی افتاده است که حتی ما ایرانیها که اخیرا جلوی چشم همه دنیا زدهایم ویترین مستکبران بزرگ و کوچیکهای همراهشان را یکجا آوردهایم پایین، از شنیدنش شوکه و حیرت زده شده و حتی یک کمی گرخیدهایم.
بچهمدرسهایهای فرانسوی ریختهاند در خیابانهای کشورشان و دست به تظاهرات و اعتراض زدهاند. اعتراضشان هم به این است که: «چرا ما تابستانها کولر نداریم؟ و چرا زمستانها بخاری ما خاموش است؟ و چرا شش ماه از سال معلم نداریم؟ و چرا مدارس ما فرسوده شدهاند؟» و کلی اعتراض بی معنی دیگر که معلوم است همه اینها از روی شکم سیری است و خوشی زیر دلشان زده است.
ما به سهم خودمان ضمن عذرخواهی از دولت فخیمه فرانسه جواب دندانشکنی به این دانش آموزان نمکنشناس و بچه پررو میدهیم تا متوجه بشوند که دولت فرانسه وظیفهاش این است که به بهانه دفاع از حقوق بشر در امور کشورهای دیگر دخالت کند، نباید که در امور داخلی خودش دخالت کند.
در پاسخ به اینکه میگویند تابستانها به دلیل گرانی شدید برق، مدارس از کولر استفاده نمیکنند باید بگوییم که تقصیر خودتان است میخواستید درسهایتان را خوب بخوانید که تجدید نیاورید و مجبور نشوید تابستانها بیایید مدرسه. در مورد زمستان و کمبود سوخت هم باید گفت مگر اوایل زمستان تعطیلات کریسمس و سال نوی شما نیست؟ خب کلاسها را بپیچانید دیگر.
ما خودمان در ایران از دو هفته مانده به عید نوروز به پیشواز سال جدید میرویم و تقریبا تا اواخر اردیبهشت که امتحانات شروع میشود هر دفعه به یک بهانهای کلاسها را تق و لق میکنیم.
تازه آب و هوا در آن زمان فوق العاده عالی است و بهانه برف و باران و سوز و سرما را نداریم. خدا چنین نعمتی به شما داده و استفاده نمیکنید؟ چقدر شما فرانسویها به دور از خلاقیت هستید!
پاییز در پاریس
در مورد اینکه مدارس فرانسه کمبود معلم دارند و شش ماه از سال معلم بالای سر بچهها نمیآید هم باید گفت که همه بچهمدرسهایهای عالم میدانند، وقتی معلم نمیآید باید بروند از دفتر آقای ناظم، توپ بگیرند و در حیاط مشغول بازی شوند. فقط نباید شلوغ کنند و مزاحم کلاسهای دیگر هم نشوند.
ما مطمئن هستیم دلیل اصلی پیشرفت فوتبال و والیبال فرانسه همین است. هی معلم سر کلاس نیامده و هی بچهها رفتهاند از دفتر مدرسه توپ گرفتهاند و بردهاند در حیاط بازی کرده و ورزشکارهای موفقی شدهاند. اصلا سواد میخواهید چه کار؟ عقل سالم در بدن سالم است.
این وسط معلمهای فرانسوی هم به اعتراضات پیوستهاند و با پررویی تمام میگویند: «حقوق ما کم است». چه حرفها! ما که تا حالا فرانسه نرفتهایم میدانیم حقوق معلمهای آنجا از پزشک و تاجر و مشاغل دیگرشان بیشتر است، آن وقت آنها که یک عمر آنجا تدریس میکنند هنوز متوجه تمکن مالی خودشان نشدهاند؟!
مگر همین آقای مکرون رئیس جمهور محبوب فرانسه نبود که در پاسخ به پزشکان معترض گفته بود: «وای بر شما!…چگونه انتظار دارید من به شما بیش از معلمانی که شما را تربیت کردهاند و تاج بالای سر و نور دیدگان همه ما محسوب میشوند دستمزد بپردازم؟» ما خودمان این را در اینستاگرام خواندهایم. اینستاگرام که دروغ نمیگوید.
با وجود تصاویری که از زد و خورد و بزن بزن در خیابانهای فرانسه منتشر میشود پلیس اعلام کرده که تا به حال کسی کشته نشده است و این نشان میدهد که پلیس فرانسه واقعا خوب میزند.
طبق اعلام پلیس فقط یک نوجوان وسط تظاهرات در اثر سکته قلبی فوت شده که کاملا طبیعی است. وقتی به جای اینکه بروی از دفتر مدرسه توپ بگیری و در حیاط بازی کنی آمدی اعتراض همین بلاها هم به سرت میآید.
یک نوجوان دیگر هم از روی طاق نصرت فرانسه به پایین سقوط کرده و مرده است. این یکی برای ما یک مقدار کمی عجیب است. طاق نصرت بنایی مرتفع، شبیه دروازه قرآن خودمان است و مردم از زیرش رد می شوند. این نوجوان چه جوری رفته بوده آن بالا که افتاده پایین؟!
مابقی تظاهرکنندگان فقط دچار قطع دست و کورشدگی شدهاند که از قدیم هم گفتهاند «دعوا اشکنک دارد سر شکستنک دارد».
این را هم بگوییم که فرانسه یک مشکل کوچک دارد و آن هم این است که «فرانس اینترنشنال» ندارد تا آمار دقیق از دست رفتگان را منتشر کند. ولی ما به پلیس فرانسه و آمارش اطمینان کامل داریم.
البته معترضان فرانسوی نه با پلیس درگیر شدهاند، نه مسلح هستند، نه با قمه و شمشیر سر کسی را بریدهاند و نه شعار «این آخرین نبرده، ناپلئون برمیگرده» سر میدهند. حتی از تصاویری که منتشر شده مشخص است که راه را برای خودروهای امدادی باز میکنند. اما به نظر ما باز هم پرتوقع و نمکشناس هستند.
همه دنیا آرزو دارند بروند پاریس و یک جایی وسط زبالهها و دستفروشهای اطراف برج ایفل پیدا کنند و یک عکس لاکچری برای پروفایل خودشان بگیرند. آن وقت فرانسویها این فرصت را دارند ولی به جای استفاده از زیباییهای پاریس در فصل خزان، اعتراض میکنند.
چی؟! پاییز پاریس خیلی سرد است و قیمت انرژی هم رفته بالا و مردم فرانسه نمیتوانند هزینه سوخت و بنزین و برق را پرداخت کنند؟ خب سرد است که سرد است.
اصلا پاییز پاریس، سردش قشنگ است. سه چهارتا جوراب و هفت هشت تا لباس روی هم بپوشند و بروند بیرون، از زندگی فرانسوی خودشان لذت ببرند. واقعا که چقدر این فرانسویها پرتوقع و سوسول هستند.
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



