حافظ پژوهی با رویکرد کشف طنزهای پنهان لسان الغیب

حافظ پژوهی با رویکرد کشف طنزهای پنهان لسان الغیب

حافظ پژوهی با رویکرد کشف طنزهای پنهان لسان الغیب

هفتاد و سومین گردهمی از سلسله گردهمی‌های تخصصی طنزآمیز با موضوع بررسی شعر طنز، دوشنبه ۱۱ آبان‌ماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ در اتاق ۴۰۲ طبقه چهارم حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، این گردهمی با تدریس اسماعیل امینی، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر نام‌آشنای ادبیات و با محوریت غزل‌خوانی و شرح رگه‌های طنزآمیز و بلاغی دیوان لسان‌الغیب حافظ شیرازی بر پایه تصحیح معتبر شادروان دکتر رشید عیوضی برپا شد.

اسماعیل امینی در ابتدای این گردهمی با بیان اینکه شعر عرفانی را نباید گزارشی از احوال زیسته شخصی شاعر پنداشت، یادآور شد: «فردوسی بی آن‌که سردار جنگ باشد پرچم‌ها، سلاح‌ها و صفوف نبرد را به‌دقت توصیف کرده و نظامی گنجوی نیز بی‌آن‌که از گنجه پا به صحاری حجاز بگذارد از روی متن یک‌صفحه‌ای کهن عربی، شاهکار لیلی و مجنون را با انبوهی از جزئیات بدیع آفریده است.»

او در شرح بیت «معنی آب زندگی و روضه‌ی ارم / جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست» با بیان اینکه واژه «صحبت» در گذشته به معنی هم‌نشینی و وصال بوده و کاربرد امروزی آن در معنای سخن گفتن محصول تصرف زبان فارسی است، تشریح کرد: «اسطوره چشمه آب حیات در ظلمات و نامیرایی خضر و ناکامی اسکندر، در نگاه حافظ دستمایه طنزی آشکار قرار گرفته است.»

این استاد دانشگاه سپس در بررسی بیت «برهنگان طریقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است» با بیان اینکه مفهوم لغوی «هنر» در متون کهن فارسی معادل فضیلت، مهارت‌های فنی، تدبیر و به‌ویژه فنون رزم و جنگاوری بوده است، تصریح کرد: «آنچه امروزه هنر نامیده می‌شود در گذشته ذیل عنوان صنایع مستظرفه و صنعت شناخته می‌شد.»

حافظ پژوهی با رویکرد کشف طنزهای پنهان لسان الغیب

امینی در بخش دیگری از این گردهمی، غزل موسوم به «شمع دل‌افروز» را قرائت کرد و با بیان اینکه به کار بردن اوصافی چون «شمع دل‌افروز» یا «دل نازک» برای معشوقی هوس‌ران، بی‌ثبات و ستم‌پیشه بر پایه تمسخر و طنز بنا شده است، اظهار داشت: «راوی در پایان، ریشخند تلخ معشوق را روایت می‌کند که در برابر سوز دل عاشق، با پوزخند پاسخ می‌دهد چه کسی دیوانه است؟»

او در ادامه به تحلیل غزل دیگری با مطلع «ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است / حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است» پرداخت و با تأکید بر اینکه ضبط دکتر رشید عیوضی یعنی «ماهم این هفته شد از شهر» به‌دلیل وجود «ایهام ترجمه» دقیق‌تر و هنرمندانه‌تر است، تبیین کرد: « «شهر» در زبان عربی به معنای «ماه» است و تناسب معنایی پنهانی با واژه‌های «ماهم»، «هفته» و «سال» می‌سازد؛ شبیه واژه «غایت» در متون کهن که به پرچم سردر دکان‌ها اطلاق می‌شد.»

این پژوهشگر با بیان اینکه در زیبایی‌شناسی قدما دهان کوچک ستایش می‌شد و شاعران در تنگی آن تا حد ذره تجزیه‌ناپذیر یا همان «جوهر فرد» (اتم در طبیعیات قدیم) غلو می‌کردند، گفت: «حافظ این غلو فلسفی را به طنزی گزنده بدل کرده و می‌گوید تو که در بخشش شهره شهری، در حق من غریب چنان دهان بسته‌ای که گویی دهانت همان جوهر فرد نامرئی است و نه کلامی برای بخشش صله می‌گشاید و نه مجالی برای بوسه وصال می‌دهد.»

امینی سپس در قرائت بیت «کوه اندوه فراقت به چه حیلت بکشد؟ / حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی است» با اشاره به جایگاه نحوی «حافظ خسته» و تطور معنایی واژه «خسته» که در گذشته به معنای مجروح بوده است، با تأکید بر اینکه نهادن بار سهمگین کوه فراق بر دوش رنجوری که از شدت ناله مانند نای باریک شده تصویری کاریکاتوری و غلوآمیز است، تصریح کرد: «این مبالغه نوعی طنز موقعیت شبیه به تصاویر پویانمایی خلق می‌کند که در آن نحیف‌ترین پیکر ناچار به کشیدن کوهی از مصیبت است.»

پایان

اخبار برنامه‌های دیگر دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید