چگونه جعفر شهری تلخی روزگار را با طنز زبان عامیانه درآمیخت

چگونه جعفر شهری تلخی روزگار را با طنز زبان عامیانه درآمیخت

چگونه جعفر شهری تلخی روزگار را با طنز زبان عامیانه درآمیخت؟

نویسنده: منا محمدنژاد

جعفر شهری را باید بیش از آنکه یک تاریخ‌نگار صرف دانست، آینه‌دار خنده‌ها و گریه‌های «طهران» در دوران گذار قلمداد کرد؛ نویسنده‌ای که قلمش از سر ضرورت و برای ثبت زیست انسانی مردمی به کار افتاد که در چنبره‌ی فقر، سنت و تجدد کاریکاتوری گرفتار بودند.

شهری با بهره‌گیری از گنجینه‌ی غنی ادبیات عامیانه، ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌های رندانه‌ی تهرانی، سازوکاری منحصر‌به‌فرد برای مواجهه با تلخی‌های روزگار ابداع کرد؛ سازوکاری که در آن، طنز برای تاب‌آوری در برابر دردهای جانکاه به کار می‌رفت.

شهری که خود در کودکی و نوجوانی، فقر، یتیمی و بی‌خانمانی را با گوشت و پوست لمس کرده بود، آموخت که چگونه می‌توان ناملایمات را در لفافه‌ای از جملات شیرین و کنایه‌های نمکین پیچید تا از سنگینی بار واقعیت کاسته شود و به‌نوعی تطبیق روانی با مصائب برسد.

این نگاه طنزآلود، ریشه در تجربیات زیسته‌ی او و تنوع مشاغلی دارد که در دوران پرفراز و نشیب جوانی آزمود. او با حضور در لایه‌های مختلف جامعه، از بازاریان و اصناف گرفته تا کارمندان و اهالی کوچه و بازار، زبان واقعی مردم را درونی کرد.

همین مشاهده‌گری دقیق و بدون واسطه بود که باعث شد آثارش، از سه‌گانه‌ی «شکر تلخ»، «گزنه» و «قلم سرنوشت» گرفته تا پژوهش‌های کلان تاریخی، از قید و بند روایت‌های رسمی خشک رها شوند و به عریان‌نویسی نزدیک شوند.

برای شهری، کلمات نه برای آراستن کلام، بلکه ابزاری برای تلطیف زهر حقیقت بودند. او به‌خوبی دریافته بود که در فرهنگ شفاهی ایران، هر حادثه‌ی تلخی، پادزهری در قالب یک مَثل یا یک کنایه دارد؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که آثار او را به دانشنامه‌ای از فرهنگ زبانی مردم بدل می‌کند.

او تنها واژه‌ها را گردآوری نمی‌کرد، بلکه لحن زندگی کردن را ثبت می‌کرد؛ به‌ویژه آنجا که کبری، مادر نویسنده مرارتی را که متحمل می‌شد در زبان به‌کار می‌گرفت. کبری نماینده مردمی شیرین‌سخن و صریح در روزگار تلخ بود.

طنز در آثار جعفر شهری

در بررسی آثار جعفر شهری، به‌ویژه سفرنامه‌ی «حاجی در فرنگ»، این رویکرد انتقادی و طنزآمیز به‌وضوح دیده می‌شود. شهری در این اثر، با نگاهی تیزبین به مواجهه‌ی ایرانیان با جهان مدرن می‌نگرد.

آنجا که می‌نویسد: «این بسته به من نیست که تا شکمم سیر شد و قلوه‌گاهم پیه نو گرفت یاد اروپا کردم؛ هم‌وطن‌ها به نظرم عقب‌مانده و فناتیک آمدند و سرتاپایشان میکروب شد و غیرقابل معاشرت گردیدند بلکه هر تازه‌به‌دوران رسیده‌ای چنین است».

او در حال نقد سندروم ازخودبیگانگی طبقه‌ی نوکیسه است. این جمله، چکیده‌ی طنز اجتماعی شهری است؛ او با استفاده از زبانی ساده اما تند و تیز، با یک طعنه‌ی عامیانه، حق مطلب را درباره‌ی تضادهای فرهنگی زمانه‌ی خود ادا می‌کند. او از طنز به‌عنوان ابزاری برای تمایز اخلاقی استفاده می‌کند تا ریاکاری طبقاتی را افشا کند.

ارزش کار جعفر شهری در ثبت تاریخ مشاغل و آداب تهرانی، زمانی دوچندان می‌شود که به یاد آوریم او این حجم عظیم از اطلاعات را از دیده‌ها، شنیده‌ها و محفوظات خویش استخراج کرده است.

در کتابی همچون «طهران قدیم» و پژوهش‌های مرتبط با تاریخ اجتماعی قرن سیزدهم، او روحی را که در کالبد آن مشاغل و آن سبک زندگی وجود داشت، زنده کرده است.

کتاب «قند و نمک» او، فراتر از یک فرهنگ لغت، راهنمای رمزگشایی ذهنیت مردم آن دوران است. همان‌طور که عباس میلانی اشاره کرده است، آثار شهری را می‌توان با «امثال و حکم» دهخدا هم‌سنگ دانست؛ با این تفاوت که در آثار شهری، هر ضرب‌المثل در بستر یک موقعیت دراماتیک و در دل یک قصه‌ی انسانی جان گرفته است.

جعفر شهری به جای آنکه تعاریف آکادمیک از ضرب‌المثل ارائه دهد، به ما نشان می‌دهد که چگونه یک ضرب‌المثل یا یک کنایه در موقعیت خاص نزاع در بازار یا در فضای خانوادگی، به‌عنوان راهکار برون‌رفت از تنش استفاده می‌شد.

نکته‌ی ظریف در آثار او، نقد خود در کنار نقد جامعه است. شهری، به همان اندازه که نوکیسگان را نقد می‌کند، به بی‌ثباتی روحی خود و هم‌نسلانش نیز معترف است. او می‌دانست که تاریخ‌نگاری صرف، روح حوادث را منتقل نمی‌کند؛ بنابراین، او با تبدیل کردن گزارش‌های تاریخی به روایت‌های شیرین و تلخ، فضایی ایجاد کرد که خواننده نه‌تنها با داده‌های تاریخی، بلکه با حس و حال آن دوران مواجه شود.

این همان چیزی است که آثار او را از گزارش‌های خشک اداری متمایز می‌کند؛ چراکه شهری تاریخ را در زبان و تکیه‌کلام‌های مردم جست‌وجو می‌کرد.

در نهایت، جعفر شهری را باید نویسنده‌ای دانست که توانست بین زبان مکتوب ادبی و زبان شفاهی کوچه و بازار، پیوندی ناگسستنی برقرار کند.
او به ما آموخت که چگونه می‌توان با تکیه بر فرهنگ عامه، تاریخ نوشت، دردها را روایت کرد و در برابر فراموشی هویت جمعی ایستاد.

طنز او، عصاره‌ی خرد جمعی مردمی است که حتی در تاریک‌ترین لحظات تاریخ اجتماعی خود، سلاحی جز کلام نمکین برای بقا نداشتند. آثار او، گنجینه‌ای است از تهران در حال گذار؛ شهری که اگرچه در گذر زمان دستخوش تغییرات بنیادین شد اما با قلم شهری، برای همیشه در حافظه‌ی تاریخی این سرزمین ماندگار ماند.

او با قلمش، غبار فراموشی را از چهره‌ی تهران قدیم پاک کرد و به ما نشان داد که حتی در دل «قلم سرنوشت» نیز، می‌توان با لبخندی تلخ، از سرنوشت خویش سخن گفت.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید