گردش در جهان پادکست طنز فارسی
نویسنده: منا محمدنژاد
جهان پادکست طنز فارسی یک ویژگی جالب دارد؛ علاوه بر خنداندن مخاطب، اغلبشان شامل یک جمع دوستانه هستند؛ جایی که آدمها حرف میزنند، تجربههایشان را تعریف میکنند، گاهی بحث میکنند و گاهی از ته دل میخندند.
در میان این صداها، چند پادکست هستند که هرکدام یک فضای خاص و منحصر به خود را ساختهاند.
قصه مصه
«قصه مصه» پادکستی برای دوستداران داستانهای طنز است. در هر قسمت یک قصه بامزه، فکاهی یا شوخطبعانه از نویسندهای مشهور خوانده میشود تا شنوندهها دور هم از شنیدن آن لذت ببرند.
تدوین این پادکست با پوریا نوری است و در هر اپیزود یک قصهخوان متفاوت داستان را روایت میکند؛ همین تغییر صدا و لحن باعث میشود هر قسمت حالوهوای تازهای داشته باشد.
هاگیرواگیر
اگر بخواهیم حالوهوای هاگیرواگیر را دقیق توصیف کنیم، باید بگوییم شبیه نشستن پای گفتوگوی سه دوست قدیمی است که ضبطصوت را روشن کردهاند.
مهسا نعمت، محمدرضا ماندنی، پژمان نوروزی و سیاوش صفاریانپور درباره هر چیزی حرف میزنند؛ از موضوعات روز گرفته تا خاطره و موسیقی. گاهی اختلافنظرشان به سکوت و قهر هم میرسد و گاهی آنقدر همدل میشوند که گفتوگو به یک خنده جمعی تبدیل میشود.
این پادکست از روزهای قرنطینه نوروز ۱۳۹۹ و شروع همهگیری کرونا متولد شد و خیلی زود جای خود را بین شنوندگان باز کرد. هر قسمت معمولاً بیش از یک ساعت است.
در معرفی پادکست یک جمله کلیدی هست: «شنونده نفر چهارم این جمع است.» شاید همین جمله دقیقترین توصیف حس آن باشد. هاگیرواگیر امروز علاوه بر نسخه صوتی در کستباکس، به شکل تصویری در یوتیوب هم ادامه پیدا کرده است.
رختکن بازندهها
ایده ساده اما درخشان است: آدمها درباره شکستهایشان حرف بزنند و به آنها بخندند. در «رختکن بازندهها» مهمانها دعوت میشوند تا از بدبیاریها، اشتباهها و لحظههایی بگویند که زندگی روی خوشش را نشان نداده است. اما نتیجه عجیب است؛ شنونده نه افسرده میشود و نه دلگیر، بلکه سبکتر میشود.
بهزاد عمرانی و سیاوش صفاریان این فضا را ساختهاند؛ جایی که روایتها صادقانه، بیپرده و اغلب بسیار خندهدارند. بعضی قسمتها با مهمانهایی مثل کیومرث مرزبان یا هستی مهدوی یا بهناز جعفری یا پوریا عالمی آنقدر پرماجرا میشوند که شنونده میان خنده و حیرت مدام جابهجا میشود.
این پادکست حالوهوایی شبیه تراپی جمعی دارد: آدمها درباره باختهایشان حرف میزنند و ناگهان میبینی که شنیدن همین شکستها آرامشبخش است.
گردش در جهان پادکست طنز فارسی
جاجوکی
اگر دنبال یک پادکست کاملاً شوخیمحور باشید، «جاجوکی» دقیقاً همانجاست. شعارش هم بامزه است: «پادکستی برای هِرّ و کِرّ در منظر تمیز خانواده.»
در این پادکست جوک گفته میشود، شوخی رد و بدل میشود و حتی از شنوندگان خواسته میشود برایشان جوک بفرستند؛ چون اگر خندهای در کار نباشد، به قول خودشان «مشکل از جوک ماست!»
جاجوکی تاکنون ۹ اپیزود منتشر کرده و با حضور پوریا نوری، محسن فراهانی و مهران رجبی شکل گرفته است. فضای آن کاملاً خودمانی و شوخ است و هدف اصلیاش فقط یک چیز است: خنداندن. این پادگست علاوه بر کستباکس، در شنوتو هم منتشر میشود.
طنزپردازی
طنزپردازی یکجور آزمایشگاه طنز است. محمد پوررشیدی در هر قسمت سراغ یک موضوع میرود و آن را از زاویه طنز بررسی میکند؛ از ادبیات و سینما تا روانشناسی و جامعهشناسی.
هر قسمت معمولاً نزدیک یک ساعت است. مهمانان این پادکست هم فهرست قابل توجهی دارند: از هوشنگ مرادی کرمانی و ماز جبرانی گرفته تا ابراهیم نبوی و مهراب قاسمخانی.
برای کسی که میخواهد هم بخندد و هم بفهمد طنز دقیقاً چگونه کار میکند، طنزپردازی یکی از جدیترین و جذابترین گزینههاست.
پادکست عمو طالب
«عمو طالب» در اصل یک گفتوگوی تصویری کمدی است که در یوتیوب منتشر میشود. ابوطالب حسینی در هر قسمت با یک مهمان مینشیند و گفتوگویی آزاد و پرشوخی شکل میگیرد.
هر اپیزود تقریباً یک ساعت طول میکشد. حضور چهرههایی مثل امیرحسین قیاسی باعث شده بعضی قسمتها بازدید بسیار بالایی بگیرند. این پادکست شامل گفتوگوهای راحت و بیتکلف است.
شنود
پادکست «شنود» کمی متفاوت است. مونا زارع، طنزپرداز در این مجموعه سراغ روایتهای کوتاه از زندگی شهری میرود. در هر قسمت شنونده وارد گفتوگوی دو نفر میشود و بخشی کوتاه از زندگی آنها را میشنود.
گاهی این روایتها خندهدارند، گاهی تلخ و گاهی هر دو با هم. با وجود اینکه فقط چند قسمت منتشر شده، فضای روایتمحور و متفاوتش باعث شده مخاطبان وفاداری پیدا کند.
اسطوراخ
اسطوراخ سراغ جهان اسطورهها میرود؛ اما نه با لحن خشک و آکادمیک. این پادکست داستان خدایان، قهرمانان و موجودات عجیب تمدنهای باستان را با لحنی طنزآمیز و گاهی موزیکال روایت میکند.
ترکیب شوخی، روایت و موسیقی باعث شده شنیدن داستانهایی که هزاران سال قدمت دارند، ناگهان سرگرمکننده و زنده به نظر برسد.
در نهایت، دنیای پادکست طنز فارسی فقط یک شکل از خنده ندارند، بلکه با ایدههای مختلف منتشر میشود؛ گاهی مثل هاگیرواگیر یک گپ دوستانه هستند، گاهی مثل رختکن بازندهها اعترافهای خندهدار به شکستها، گاهی پژوهش در ماهیت طنز و گاهی هم فقط مجموعهای از جوکها یا قصههای بامزه اما نقطه مشترک همه آنها یک چیز است؛ صداهایی که در گوش ما میپیچند و چند دقیقهای زندگی را سبکتر میکنند.
پایان
مطالب تولیدات دفتر طنز را دنبال کنید



