شوخی های گذرا و تیپ های تکراری در فیلم سلام علیکم حاج آقا
نویسنده: مهدی صالحی
وقتی درباره فیلمی مانند فیلم سلام علیکم حاج آقا سخن میگوییم ناگزیر باید ابتدا جایگاه آن را در ژانر کمدی ایرانی تعیین کنیم.
سینمای کمدی در ایران همواره دو سر طیف داشته است در یک سوی آن کمدیهای بدنه و تجاری که بر شوخیهای دمدستی، تکهکلامها و موقعیتهای کلیشهای بنا شدهاند؛ در سوی دیگر کمدیهای اجتماعی و انتقادی که میخواهند هم بخندانند و هم لایهای از نقد اجتماعی را منتقل کنند.
این فیلم آشکارا در میانه این دو قرار میگیرد نه آن قدر عامه پسند است که صرفاً با لطیفه و شوخی کلامی پیش برود و نه آن قدر جدی و عمیق است که طنزش به یک نقد اجتماعی تیز و بُرنده تبدیل شود. همین موقعیت میانی باعث شده فیلم هم مخاطب عام را بهطور کامل راضی نکند و هم بهعنوان یک کمدی شاخص نظر مخاطبان حرفه ای را جلب ننماید.
بزرگترین چالش فیلم همان ریتم کمدی است. طنز در سینما پیش از هر چیز به ضرب آهنگ وابسته است زمان بندی شوخیها، مکثهای بازیگران و قطعهای بهموقع در تدوین که در این اثر ریتم از همان ابتدا دچار اختلال است.
بخشی از این اختلال به حذفها و ممیزیهای متعدد بازمیگردد که به گفته سازندگان چندین دقیقه از فیلم کاسته است. اما بخش دیگر ناشی از ضعف در طراحی موقعیتهاست.
بسیاری از صحنهها دیر شروع میشوند و زود تمام میشوند یا برعکس بیش از اندازه کش میآیند. نتیجه این میشود که شوخیها یا قبل از آنکه جا بیفتند قطع میشوند یا آنقدر تکرار میشوند که تازگی خود را از دست میدهند.
مثال روشن این مشکل سکانسهای خانوادگی است که اغلب بر تکرار یک سوءتفاهم بنا شدهاند اما به قدری طولانی و کند روایت میشوند که خنده جای خود را به خستگی میدهد.
از سوی دیگر فیلم بیشتر بر شوخیهای کلامی متکی است تا موقعیتهای کمیک. این انتخاب برای سینمای امروز ایران عجیب نیست؛ بسیاری از کمدیهای بدنه نیز همین رویکرد را دارند. زیرا طراحی موقعیتهای کمیک پیچیده، به خلاقیت و ریسک بیشتری نیاز دارد.
اما وقتی یک فیلم با موضوع حساس روحانیت وارد میدان میشود انتظار میرود که با بهرهگیری از موقعیتهای بکر هم طنز تولید کند و هم مرزهای خط قرمز را رعایت کند.
در اینجا این اتفاق نمیافتد.دیالوگها اغلب به سمت شوخیهای سطحی میروند و موقعیتها بیشتر حکم زمینهای برای پرتاب این شوخیها را دارند تا آنکه به تنهایی بار کمدی را به دوش بکشند.
نتیجه آن است که فیلم به جای کمدی موقعیت بیشتر به کمدی دیالوگ تبدیل میشود آن هم نه با دیالوگهایی به یاد ماندنی بلکه با جملاتی گذرا و زود فراموش شدنی.
با این حال نباید منکر شد که بازیگران نقش مهمی در نجات کمدی فیلم دارند. حمید گودرزی در نقش طلبه با انرژی بدنی و بازی اغراق آمیزش توانسته بخشی از کمبود طراحی موقعیت را جبران کند.
شریفینیا هم طبق معمول با همان تیپ شناخته شدهاش مردی رند و نیمه شیطنت آمیز توانسته لحظاتی کمیک بیافریند هرچند این تکرار تیپ برای مخاطب حرفهای دیگر تازگی ندارد.
از طرفی بازی کردن او در نقش سه برادر نه تنها کمکی به فیلم نمی کند که باعث سردرگمی مخاطب می گردد که در انتهای فیلم به این موضوع اشاره می شود.
اوتادی و رضوی بیش از آنکه عامل کمدی باشند نقش همراه را ایفا میکنند و حضورشان بیشتر به جذابیت بصری فیلم میافزاید تا خلق خنده.
در مجموع فیلم بیش از آنکه بر فیلمنامه تکیه کند بر بدن و بیان بازیگران حساب باز کرده است؛ همان الگویی که در بسیاری از کمدیهای ایرانی به چشم میخورد.
فیلم سلام علیکم حاج آقا
یکی از نکات جالب در بررسی کمدی فیلم رابطه آن با سنت کمدی ایرانی است. در سینمای پیش از انقلاب کمدی اغلب بر اساس تیپها ساخته میشد، جوان سادهدل، پیرمرد زیرک، زن اغواگر و… .این تیپها به مرور در سینمای بعد از انقلاب هم ادامه یافتند هرچند با تغییراتی متناسب با شرایط فرهنگی.
در «سلام علیکم حاج آقا» هم ردپای همین تیپ سازیها دیده میشود. طلبه جوان همان جوان سادهدل است شخصیت شریفینیا همان رند قدیمی و زنان فیلم هم عمدتاً در نقش همسر یا دختر ظاهر میشوند بدون آنکه عمق شخصیت پیدا کنند.
این اتکا به تیپها اگر با خلاقیت و نوآوری همراه نباشد نتیجهای جز تکرار ندارد. فیلم در این زمینه گامی تازه برنداشته و بیشتر به بازتولید همان تیپهای آشنا بسنده کرده است.
مقایسه فیلم با کمدیهای موفق سالهای اخیر نشان میدهد که فیلم سلام علیکم حاج آقا از چند جهت عقبتر است.
فیلمهایی مانند «مارمولک» یا حتی برخی کمدیهای عامه پسندتر توانستهاند با طراحی موقعیتهای کمیک و دیالوگهای به یاد ماندنی ماندگاری بیشتری پیدا کنند. در حالیکه این کمدی از این نظر فقیر است.
شوخیهایش بعد از تماشای فیلم کمتر در ذهن باقی میمانند و این بزرگترین ضعف یک کمدی است. طنزی که فراموش شود بیاثر است. در مقابل کمدیهای موفق شوخیهایی دارند که تبدیل به ضرب المثل یا تکه کلام روزمره میشوند؛ ویژگی که نه تنها در این فیلم که در اکثر آثار کمدی دیده نمیشود.
از منظر بصری نیز فیلم چیزی به کمدی اضافه نمیکند. میزانسنها ساده و تختاند طراحی صحنه و لباس در خدمت روایت نیستند و اغلب به کلیشههای شناخته شده بسنده کردهاند.
در کمدیهای موفق حتی جزئیات صحنه و طراحی بصری میتوانند به منبع خنده تبدیل شوند. اما در اینجا هیچ خلاقیتی در این زمینه دیده نمیشود. همهچیز بهگونهای طراحی شده که صرفاً وظیفه انتقال قصه را داشته باشد نه خلق موقعیت کمیک.
با این حال باید اذعان کرد که فیلم در یک زمینه موفق است ایجاد لحظاتی از خنده بیخطر. در شرایطی که بسیاری از کمدیهای ایرانی به سمت شوخیهای سخیف یا مبتذل میروند «سلام علیکم حاج آقا» تلاش کرده از خط قرمزها عبور نکند و همچنان تماشاگر را بخنداند.
این انتخاب هرچند باعث کمرنگ شدن جسارت اثر شده اما به آن وجهی خانوادگی بخشیده است. خانوادههایی که از کمدیهای مبتذل خستهاند ممکن است از تماشای این فیلم رضایت نسبی پیدا کنند.
اما برای منتقدی که به دنبال ارزیابی اثر در چارچوب ژانر کمدی است این امتیاز مثبت به تنهایی کافی نیست.
در نهایت باید گفت فیلم سلام علیکم حاج آقا بهعنوان کمدی، اثری است متوسط؛ نه آنقدر ضعیف که تماشایش آزار دهنده باشد و نه آنقدر قوی که در حافظه بماند.
فیلم در خلق موقعیتهای تازه ناکام است. ریتم درستی ندارد و بیش از حد به تیپها و بازیگران متکی است. اما در عین حال لحظاتی از خنده سالم و بیدغدغه میآفریند و میتواند برای تماشاگرانی که تنها به دنبال گذران وقتاند قابل قبول باشد.
مسئله این است که کمدی بهویژه کمدی اجتماعی باید چیزی فراتر از خنده صرف ارائه دهد. باید به ذهن مخاطب نفوذ کند باید جامعه را به چالش بکشد.
فیلم سلام علیکم حاج آقا در این زمینه کوتاه آمده و به همین دلیل در تاریخ کمدی ایرانی تنها بهعنوان یک نمونه متوسط و گذرا ثبت خواهد شد.
پایان
همچنین بخوانید: فیلم سلام علیکم حاج آقا و قصه ای که نیست



