معرفي کتاب «شعرهاي پاشنه بلند»

سعيده موسوي‌زاده شاعري‌ست که به قالب‌ها و فضاهاي گوناگون شعر سرک کشيده است. در تاريخ ادبيات آمده است که شاعري جامع‌الاطراف و وسيع‌الاوصاف بوده، ولي اغلب بر آنند که او در چند عرصه بهتر درخشيده، يکي شعر کودک و نوجوان، ديگري طنز و سه ديگر شعرها و نثرهايي با لهجه‌ي شيرين و چسبناک مشهدي. در کتاب «شعرهاي پاشنه بلند» طنزهاي اين شاعر را مي‌خوانيد.

مجموعه اشعار طنز موسوي‌زاده در اين مجموعه هم تجامع است و هم متعادل. از طرفي با جامع است و در حوزه‌هاي مختلف مسائل اجتماعي و انساني شعر گفته و از طرفي تعادل را در لحن کلام نگه داشته است، به گونه‌اي که شعرش نه بيش از حد جدي است، نه بيش از حد به دامن شوخي و فکاهي محض افتاده است. همين طور در رعايت آداب و شئون کلام هم حدود را رعايت کرده، هرچند گاهي شيطنت‌هايي پنهان در کلامش دارد که فقط ذهن‌هاي آماده! متوجه آن مي‌شوند.

اميدواريم که اين کتاب برايتان برکت داشته باشد و از خواندن آن لذت ببريد و به اهل و عيال و دوست و آشنا هم بدهيد بخوانند تا آنها هم لذت ببريند يا توصيه کنيد خودشان کتاب را بخرند.  

«شعرهاي پاشنه بلند» در 77 صفحه و توسط انتشارات قدياني در سال 1395 به چاپ رسيده است. از سعيده موسوي زاده، کتاب‌هاي نه جيک جيک، نه قار قار(خانه ادبيات)، مرغ همسايه غاز است(موسسه کتاب چرخ فلک)، بهاره و سرزمين نقاشي(موسسه انتشارات اميرکبير)، کتاب خوردني(شرکت انتشارات سوره مهر)، نيز در بازار کتاب موجود مي‎باشد.

در ادامه شعري از مجموعه « شعرهاي پاشنه بلند» را با هم مي خوانيم.

 

گوسفند1

 

از گله مي‌برند که ماماني‌ات کنند*

تا داغ سرخ و تازه به پيشاني‌ات کنند

با پوزخند خوشگل و اين بع بع قشنگ

بيخود گمان مکن مثلا yanni* ات کنند

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

اين بار مي‌برند که قرباني‌ات کنند

با آن همه گرسنه و اين دنبه منبه‌ات

القصه مي‌کُشند که برياني‌ات کنند

اي گوسفندِ وانت آبي که سرخوشي

اين گرگ‌هاي شب‌زده چوپاني‌ات کنند

در جاده مي‌رويم و توئي روبروي ما

نادان نمان که آن چه نمي‌داني‌ات کنند

اين راه مسلخ است مبادا که عده‌اي

دلخوش به رفت و آمد استاني‌ات کنند

نو سفرگان گشنه‌ي از راه آمده

شک نيست برگ و لقمه و سلطاني‌ات کنند

پوشانده پشم‌هاي مجعد تن تو را

کافي‌ست اين بهانه که سلماني‌ات کنند

پشم ترا گرفته و در کارخانه‌ها

فورا بدل به شال زمستاني‌ات کنند

ديگر به هر سواري و گردش مبند دل

دارند مي‌برند که ارزاني‌ات کنند

اصلا گمان مکن به شب جشن مي‌روي

ختم تو است و قيمه‌ي مهماني‌ات کنند

*از باغ مي‌برند چراغاني‌ات کنند… فاضل نظري

*موسيقي‌دان و آهنگساز اهل يونان

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید