مستند چگونه بانک بزنیم و بحران بانکی در ایران
نویسنده: منا محمدنژاد
مستند طنز «چگونه بانک بزنیم» به کارگردانی محمدحامد نوروزی و نویسندگی محمد نجفی، از تولیدات سفیر فیلم، یکی از نمونههای نادر و جسورانه سینمای مستند ایران است که در مرز میان تخیل، طنز و تحقیق حرکت میکند.
شاید گذاشتن طنز و تخیل درکنار مستند کمی عجیب به نظر برسد ولی دقیقا طنز آنجا مینشیند که رنج توان کلام را گرفته و حتی شاید تصویر را.
مستند چگونه بانک بزنیم بهظاهر با نگاهی شوخ و فانتزی به موضوع بانک و نظام مالی کشور نزدیک میشود اما در لایههای زیرین خود، تحلیلی آماری، مستند و انتقادی از وضعیت نابسامان ساختار بانکی ایران ارائه میدهد.
تهیهکننده مستند چگونه بانک بزنیم، محمدجواد رئیسی، که پیشتر با مستند اجتماعی «سکوهای صورتی» نگاه دقیقی به ساختارهای ناکارآمد اجتماعی داشت، اینبار با تکیه بر دادههای اقتصادی، مصاحبههای دانشگاهی و تحلیلهای کارشناسانه، تصویری از یک نظام مالی بحرانزده ترسیم میکند؛ نظامی که پیامدهای آن را امروز در ادغام و ورشکستگی بانک آینده بهروشنی میبینیم.
موضوع ادغام بانک آینده که این روزها به شوخیهای مجازی تبدیل شده است و آثار اقتصادی آن نادیده گرفته میشود، در این اثر به طنز و با کمی تخیل و البته به یاری اعداد و ارقام و مباحث علم اقتصاد که سادهسازی شده به نمایش درمیآید.
فیلم با حالوهوایی طنزآمیز و آشنا برای مخاطب عام آغاز میشود؛ رنگبندیاش در قسمتهایی که بهسمت تخیل میرود یادآور فیلمهای دهه شصت است و ریتم آن به آثار کمدی اجتماعی سالهای اخیر نزدیک.
اما همین لحن فریبنده، بهتدریج جای خود را به جدیتی پژوهشی میدهد. با ورود مصاحبههایی از استادان اقتصاد و پژوهشگران مالی درباره نحوه تأسیس بانکها، نحوه خلق پول و اعتبار، شکلگیری سرمایههای موهوم و ضعف نظام نظارتی بانک مرکزی، فیلم به شکلی نامحسوس از طنز به مستند تحقیقی تبدیل میشود.
نوروزی در مستند چگونه بانک بزنیم از فرم «دایکیوفیکشن» یا مستند تخیلی استفاده میکند؛ گونهای که مرز واقعیت و خیال را از بین میبرد تا به واقعیتی عمیقتر برسد. در «چگونه بانک بزنیم»، تخیل صرفاً ابزار طنز نیست، بلکه راهی برای آشکار کردن ماهیت توهمزده و غیرواقعی سازوکار اقتصادی ایران است.
مستند چگونه بانک بزنیم
ما با جهانی روبهرو هستیم که در آن، رشد اقتصادی بیشتر به نمایش و «ظاهر» وابسته است تا به بنیانهای واقعی. این همان وضعیتی است که منجر به شکلگیری بحرانهایی نظیر فروپاشی بانک آینده شد؛ بانکی که سالها با ظاهر سودده و تبلیغات پرزرق و برق فعالیت میکرد اما در پشت پرده با انبوهی از بدهیهای پنهان، داراییهای غیرشفاف و مدیریت غیرکارآمد روبهرو بود.
سازندگان این اثر بهجای ارائه یک روایت مستقیم از فساد یا کلاهبرداری، ساختار را نشان میدهند؛ سیستمی که در آن، همه چیز ظاهراً قانونی و منظم است اما در واقع بر پایه بیاعتمادی و عدم شفافیت بنا شده است.
فیلم در بخش پایانی خود با زبانی نمادین، به موضوع ورشکستگی اخلاقی و فکری پیش از ورشکستگی مالی میپردازد. در گفتار متن و چینش تصاویر، ایدهای مرکزی تکرار میشود: اینکه سقوط بانکها نهفقط بهدلیل ضعف مدیریتی، بلکه نتیجه فروپاشی ارزشهای اخلاقی و فاصله گرفتن نهادهای اقتصادی از اصول عدالت و شفافیت است.
در پرتو اتفاقات اخیر، ازجمله ادغام بانک آینده در شبکه بانکی کشور و اعلام رسمی ورشکستگی آن، این مستند اهمیتی دوچندان پیدا کرده است. بسیاری از تحلیلهایی که در فیلم با زبان طنز بیان میشوند، از تورم ساختگی داراییها، شرکتهای صوری تا خلق پول بیپشتوانه و بدهیهای غیرقابل وصول، امروز بهصورت واقعی در گزارشهای رسمی بانک مرکزی و نهادهای نظارتی قابل مشاهده است.
در واقع، «چگونه بانک بزنیم» پیش از آنکه هشدار رسانهای باشد، نوعی آینه اقتصادی و جامعهشناختی است که با استفاده از ابزار طنز، ریشه بحران را نشان میدهد.
در نهایت، مستند چگونه بانک بزنیم، مخاطب را با پرسشی عمیق روبهرو میکند: در کشوری که نظام مالی آن بر پایه ظاهر رشد و تخیل ثروت بنا شده، آیا هنوز میتوان از «بانکداری» سخن گفت؟ شاید پاسخ او در خود عنوان فیلم نهفته باشد «چگونه بانک بزنیم» که بیش از آنکه درباره دزدی از بانک باشد، درباره بانکی است که خود آرام و بیصدا خودش را میزند.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



