شخصیت پردازی و شوخی ساختاری طنز را ماندگار می کند
هفتادوسومین گردهمی از سلسله جلسات «طنزخوانه»، بعدازظهر سهشنبه ۲۸ مهرماه در مجموعه کارستان بهارستان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، در این گردهمی تخصصی، جمعی از علاقهمندان، نویسندگان نوقلم و اهالی طنز حضور یافتند تا زیر نظر محسن فراهانی، نویسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز، آثار خود را با محوریت «هوش مصنوعی؛ له و علیه» قرائت و تحلیل کنند.
فراهانی در این گردهمی با تکیه بر فرمهای مختلف متننویسی و نقد آثار قرائتشده، درباره چارچوبهای فنی شوخینویسی، تکنیک جانبخشی به اشیاء، خلق شوخی ساختاری در برابر شوخیهای گذرا و شیوه شخصیت پردازی در طنز سخن گفت.
پس از خوانش نخستین متن که از زاویه دید یک چتبات و خطاب به کاربرش نوشته شده بود و با ارجاعاتی به خطاهای رایج ابزارهای تولید عکس نظیر انگشتهای اضافه یا اشتباه در ترسیم چهرهها همراه بود، فراهانی به تحلیل تکنیک جانبخشی به اشیا پرداخت.
او با بیان اینکه در طنزنویسی زمانی که ابزاری مدرن یا یک شیء مانند هوش مصنوعی را محور قرار داده و از زبان او صحبت میکنید، نباید شخصیت را خنثی، مؤدبانه و رسمی نگه دارید، گفت: «متنی که خوانده شد ایده پرکششی داشت اما هوش مصنوعی در آن تا حدی فرهیخته، اتوکشیده و شبیه یک کارمند پشت میزنشین رفتار میکرد؛ درحالیکه غنای کمیک زمانی اوج میگیرد که به این شیء، کالبد متناقض و تیپیکال بدهید.»
شخصیت پردازی و شوخی ساختاری طنز را ماندگار می کند
مدرس طنزخوانه با بیان اینکه عمق شخصیت پردازی، شوخی را تقویت میکند، افزود: «تصور کنید هوش مصنوعی به جای این لحن تا حدی عصاقورتداده، ادبیات یک راننده بیابان یا اصطلاحات یک جوان کفبازار را به کار میبرد یا مثلاً در واکنش به دستورهای عجیب کاربر، از الفاظ کوچه و بازاری استفاده میکرد. چنین تضادی بلافاصله فضای خندهآور قدرتمندی میسازد و اثر را از یک گلایه معمولی ابزار از صاحبش جدا میکند.»
فراهانی افزود: «تصویرسازیهای نامأنوس و بلاهتآمیز در ذهن مخاطب، همیشه ظرفیت خنده بیشتری دارند؛ نمونه خوب آن اشاره به عکسهای نامتعارف بود که اتفاقا نقطه قوت متن محسوب میشد اما شوخیها میتوانستند بسیار تندتر، بیپردهتر و در تعداد بیشتر در بافت کلام توزیع شوند.»
در ادامه، یکی دیگر از اعضا متنی با قالب خطابه یک کارشناس هوش مصنوعی خواند که پس از طرح مدلهای مختلف فناوری ایکس، جمنای، دیپسیک و چتجیپیتی ناگهان وارد دنیای ابرقهرمانهای سینمایی، شخصیتهای فیلم ترمیناتور، اسپایدرمن و انتقامجویان میشد.
فراهانی در نقد این اثر، بر ضرورت تمرکز بر هسته مرکزی قصه پافشاری کرد.
او با اشاره به اینکه طنزنویس نباید هر ایدهای را که حین نگارش به ذهنش هجوم میآورد وارد یک متن کوتاه کند، اظهار داشت: «پرتاب مخاطب از یک جهان مفهومی به جهان کاملاً نامرتبط، رشته ادراک او را پاره میکند.
این متن ابتدا در قالب سخنرانی درباره مدلهای زبانی شروع شد اما ناگهان دو یا سه پاراگراف به موضوع جهان ابرقهرمانها و سرنوشت پیتر پارکرها اختصاص یافت؛ بهطوریکه سوژه هوش مصنوعی عملا تعطیل شد و طنزپرداز به تحلیل سینمایی پرداخت.»
این نویسنده با تأکید بر اینکه مخاطب نباید از جهان شوخی جا بماند، تصریح کرد: «وقتی مخاطب عقب بیفتد، دیگر نویسنده را همراهی نمیکند. تکنیک درست این است که یک موقعیت را در دیگ داستان بگذارید، با حوصله بپزید و در همان چارچوب به سرانجام برسانید؛ نه اینکه پیش از استقرار یک موقعیت، به اقلیم دیگری کوچ کنید.»
یکی از متون برجسته این جلسه، روایت طنزآمیز جوانی بود که پس از رد شدن در کنکور، به شرکتی اداری راه پیدا کرده بود و با فراگیری تدریجی ابزارهای هوش مصنوعی و حل تخصصی مسائل مهندسی و نرمافزاری، بهمرور باعث اخراج یکبهیک کارکنان فوقلیسانس و ارتقای مالی خودش شده بود. فراهانی با تحسین اسکلتبندی این متن به تبیین مفهوم شوخیهای درونمایهای پرداخت.
او گفت: «بزرگترین مزیت این اثر این بود که به جای استفاده از شوخیهای خطی و تیکهپرانیهای کلامی، از یک شوخی ساختاری برخوردار بود.
شوخی ساختاری یعنی موتور محرک خنده از نقطه شروع در پیرنگ نهاده شده و با کنشهای زنجیرهای گسترش مییابد؛ بهگونهای که هیچ بخشی از بدنه آن را نمیتوان از متن حذف کرد بدون آنکه اثر از هم بپاشد.»
مدرس این کارگاه با اشاره به برخی از شوخیهای سیاسی و زبانی نیز افزود: «در قالبریزی طنزهای دیالوگمحور رسانهای، پرهیز از تکرار نقدهای متداول کف خیابان و فضاهای غیررسمی ضروری است.»
پایان
اخبار برنامههای دیگر دفتر طنز را دنبال کنید



