نشست تخصصي مطبوعات دهه اول انقلاب به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامي با همکاري موسسه خانه کتاب چهارشنبه 21 فروردينماه 1398 با حضور صابر قديمي، اسماعيل اميني و ناصر فيض مدير دفتر طنز حوزه هنري و عباس حسين نژاد نويسنده و شاعر در سراي اهل قلم برگزار شد.
سکوت در اولويت ما نيست
در ابتداي اين جلسه اسماعيل اميني، شاعر طنزنويس، درباره مشکلات اهالي مطبوعات گفت: گران شدن ناگهاني کاغذ يا فشارهايي که از اهل قدرت بر مطبوعات ميآورند بسيار در چشم است؛ اما در روزگاري قرار گرفتهايم که ميل به مطالعه و مباحثه و ياد گرفتن در آن کم شده و ميل به حرف زدن بيشتر است. در مکانهايي که طبيعي است صحبت نکنيم باز هم سکوت در اولويتهايمان نيست، حتي در کتابخانهها. استقبال از کتاب کم اما تعداد ناشرها بسيار زياد است تا جايي که تعداد ناشران از خوانندگان بيشتر شده است.
وي با اشاره به فقر فرهنگي موجود در جامعه عنوان کرد: حرف تازهاي براي گفتن وجود ندارد. مردم فکر ميکنند تنها آنانند که يکسري چيزها را ميدانند و همين موضوع باعث ميشود اجازه حرف زدن به ديگران را نميدهند و علت اصلي اين موضوع فقر فرهنگي است.
جايگزيني رسانههاي مجازي به کاغذي در تمام عالم اتفاق افتاده و اصلا چيز بدي نيست. رسانههاي جديد سرعت بيشتري دارند و امکان انتشار جهاني دارند. روزي رسانههاي کاغذي هم جاي نهادهاي ديگري را که قبلا بودهاند گرفتهاند؛ اما با نسلي مواجهيم که هيچ کنجکاوي و سوالي در هيچ موضوعي ندارند که اين قابل تعجب و نگراني است؛ زيرا همچين جامعهاي بسيار زود از بين ميرود.
اميني با اشاره به نشريات بعد از انقلاب عنوان کرد: اگر بخواهم در يک کلمه نشريات بعد از انقلاب را توصيف کنم، هرج و مرج و عصبانيت ويژگي آن سالها بود. نشريات بسياري تعطيل شده بودند که ميخواستند باز هم شروع به کار کنند اما چون ديگر فضاي کشور عوض شده بود، نشريهها تاسيس ميشدند اما با اينکه کسي هم جلويشان را نميگرفت ادامه نميدادند.
امروز که از دور به آن سالها نگاه ميکنم دورهاي بود که هيچکس به حرف کسي گوش نميکرد. در تمام گرايشهاي سياسي هم اين تفکر وجود داشت. فکر ميکردند آنچه ميگويند قطعا درست است و آنچه ديگران ميگويند قطعا غلط است و همين موضوع باعث شده بود گفتوگويي رخ ندهد. آن سالها تعدادي نشريه طنز بيرون ميآمد که هيچ متولي نداشت و هيچکدام از نويسندگان هم اسم نداشتند.
اميني درباره کيومرث صابري فومني، طنزنويس و پايهگذار موسسه گلآقا، گفت: کيومرث صابري زماني شروع به نوشتن کرد که در فضاي جنگ قرار گرفت؛ زماني که اگر درباره آدمهاي معمولي مطلب مينوشتند بسيار اذيت ميشدند و فقط ترجيح ميدادند خودشان با ديگران شوخي کنند. صابري زماني بدون نام طنز مينوشت و حتي يک بار از طرف يکي از اعضاي مجلس تهديدهاي شديدي شد.
صابري به ديگر طنزنويسان ياد داد که ميتوان طنز نوشت اما شلخته و ترسو نبود. انتقاد کردن خارج از طيف ارزشهاي انقلاب و زير سوال بردن مسئولان نيست. ميتوان صاحب تفکر و انديشه بود اما بله قربان گو و منفعل نبود.
بينشي که هنوز حفظ شده (من يا ديگري است)، يعني آنچه من هستم خوب و اسطورهاي است و آنچه غير از من است دشمن و بد است. اين تفکر از زماني باب شد که از همهچيز مثل شغل و رنگ و لهجه و… به عنوان فحش به کار برده ميشد و بقاياي اين فاجعه هنوز هم در جامعه باقي مانده است. در موسسه گلآقا صابري اصلا اجازه شوخي با چيزهايي را که مربوط به کرامت انسانهاست نمي داد؛ حتي اگر آن شخص دشمن بود. نکتهاي که صابري قانون کرده بود اين بود که طوري بنويسيم که اگر شخصي که طنز درباره اوست آن را خواند خوشش بيايد و شرمنده نشود.
صابر قديمي، شاعر، ترانهسرا و طنزپرداز، در بخش ديگري از اين جلسه درباره نشريات بعد از انقلاب گفت: نشريهاي مانند روزنامه اطلاعات رفته رفته طنز را در خود جاي داد و ديگر نشريات هم سعي کردند در اين حوزه کار کنند. حضور کيومرث صابري در «دو کلمه حرف حساب» ستون طنز صفحه 3 روزنامه اطلاعات باعث شد کمي طنز جديتر گرفته شود. سال 63 تا خرداد 76 که مقطع ديگري در مطبوعات طنز به شمار ميروند ديگر نشريات هم حرکات تازهاي در اين حوزه شروع کردند.
وي همچنين درباره محدود بودن موضوعات قابل بحث براي طنزنويسان تصريح کرد: ما انسانهاي خودمقدسپنداري هستيم. زماني که به عنوان طنزپرداز مينويسيم، هر اسمي به کار ببريم توهين به حساب ميآيد. کوچکترين شوخي به همه برميخورد. اگر به قوميتها شوخي کنيم واي به حالمان ميشود.
لازم به ذکر است، جشن هنر انقلاب از 20 فروردين آغاز شده و تا 27 فروردين ادامه خواهد داشت.



