دهک بندی معیشتی و مسئولان دقیق

دهک بندی معیشتی و مسئولان دقیق

دهک بندی معیشتی و مسئولان دقیق

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

آورده‌اند که مسافری در غربت با یک زورگیر درگیر شد؛ هم کُتَکِ مفصلی خورد و هم اَموالش به سرقت رفت. مَرد کِشان‌کِشان خود را به خیابان رساند تا از کسی کمک بگیرد که ناگهان اتوبوسی با وی تصادف کرد. راننده و سرنشینان گمان بُردند که او دیه‌بگیر است؛ در نتیجه همگی با سنگ و چوب به جان وِی افتادند.

مرد مدتی با لباس‌های پاره در خیابان تلوتلو می‌خورد تا اینکه پلیس هم او را با ظَنِّ معتاد متجاهر دستگیر کرد. مسافر آنچه بر او گذشت را نوشته بود که افسر نگهبان به سراغ وی آمد و شروع به خواندن اظهارات مرد با صدای بلند کرد.

مَرد با شنیدن سرگذشت خودش زد زیرِ گریه! افسرنگهبان با تعجب از او پرسید: «آقا مگه اینا رو خودت ننوشتی!؟ پس چرا تازه یادت افتاده گریه کنی!؟»

مسافرِ غریب هِق‌هِق کنان پاسخ داد: «وقتی می‌نوشتم میدونستم بدبختی کشیدم، ولی نه دیگه اینقدر که حالا دارم می‌شنومش!»

حکایتِ بالا از جهتی حکایت بسیاری از ما در دهک‌های بالای معیشتی است؛ از این جهت که ما می‌دانستیم در مملکت، هموطن‌های گرفتارتر و کم درآمدتر از ما هم وجود دارند اما نه دیگر اینقدر که ما با حداقل حقوقِ ممکن، ثروتمندترین دهک کشور محسوب شویم!

دهک بندی معیشتی و مسئولان دقیق

علی‌ایحال با توجه به اینکه قرار دادنِ ما و دوستان و آشنایانمان (با فیش حقوقی حدود پانزده میلیون) در یک دَهَک درآمدی با آقایان بابک زنجانی و سایر دوستان و آشنایانشان توسط مسئولینِ اَمر لاکچری‌ترین تجربه زندگی ما را رقم زده است، ما نیز درصَدد جبران برآمدیم و به جای مسئولین به شرح چگونگی احتمالی این دهک بندی پرداختیم که در زیر خواهید خواند:

کارمندِ یک: آقا نمی‌دونی چرا هیچکدوم از سایت‌های جداسازی خانوار یا اعتراضِ یارانه درست کار نمی‌کنند!؟

کارمندِ دو: به دَهک بندی معیشتی اعتراض داری!؟

یک: بله. آخه رو چه حسابی من رو دَهَکِ دَهم حساب کردند!؟ درسته حقوق من از آبدارچی و نگهبان بیشتره اما از شما که خیلی خیلی کمتره.

دو: ببینم تا حالا سفر خارجیِ دور مثل تایلند رفتی!؟ من خودم اینقدر رفتم تایلند تو بعضی خیابون‌های پاتایا به اِسم کوچیک می‌شناسنم.

یک: سفر که نه ولی زمانِ ویدیو VHS فیلمِ مبارز تایلندی رو از کلوپ کرایه کردیم، یازده بار دیدمش.

دو: سفر خارجی نزدیک مثل ترکیه رفتی!؟ من که اینقدر رفتم کوش‌آداسی، بهم شهروندی افتخاری دادند.

یک: خودِ ترکیه که نرفتم. فقط یه بار چون کد تخفیف داشتم، قهوه تُرکی سفارش دادم.

دو: سفر داخلی که رفتی دیگه؟ تور کویر، جزیره دلفین‌ها، کشتی یونانی، ساحل سرخ ، فستیوال کوچه، مُتل قو، لامصب گلاب‌گیریِ کاشان!؟

یک: اینجاها رو که نه. در عوض هفده سال پیش آقا طلبید دو شب رفتیم مهمانسرای اداره تو مشهد.

دو: اَهل ویلا استخردار هستی!؟ والا من اینقدر رزرو کردم کم مونده اَپلیکیشن اِجاره ویلا بلاکم کنه.

یک: اونجور اِستخر که نه. ولی دوره طفولیت راه آب حموم رو می‌بستم، یه نیمچه اِستخری درست می‌کردم.

دو: اصلاً تو لباس بِرَند می‌خری!؟ من خودم از وقتی گوچی و ورساچه تحریم شده، فقط اِل‌سی وایکیکی می‌پوشم.

یک: من به اون شکلِ جدّی بِرندباز نیستم ولی روز پدر پارسال هم بچه‌ها یه زیرپیراهنِ برادران صالحی برام خریدند، هم خانمم یه شُرتِ لنگرنشان؛ اتفاقاً جفتشون الانم تنمه!

دو: هزینه آرایشگاهت در ماه چقدره!؟ پاکسازی پوست، ماساژِ مو، میزامپلی!؟

یک: هزینه زیادی نداره. قدیم یه اوستا ناصرِ سلمانی تو محل بود که می‌رفتم پیش اون؛ یادش بخیر روز دامادیم هم به موهام سشوار کشید، هم کلّی تافت زد. از وقتی اون به رحمت خدا رفت هم کاملاً بدون هزینه خانمم تو خونه اصلاحم می‌کنه.

دو: لابد فقط هم همون یه بار دوماد شدی!؟

یک: مگه چند بار باید داماد شد بنده‌ی خدا؟ از سی سال پیش که مادر خدابیامرزم اومد گفت یکی از دخترهای همسایه رو برام در نظر گرفته تا امروز همون دختر همسایه با کم و زیاد ما ساخته. هنوزم تو همون خونه پدری با هم زندگی می‌کنیم؛ یه چند سالی هم هست به زحمت پس‌انداز کردیم بلکه یه نیم طبقه روی خونه بسازیم و پسرمون رو سر و سامون بدیم.

دو: برعکسِ تو من خودم سه بار دوماد شدم؛ یدونشونم با کمم نساخت. حالا چرا اینقدر صورتت رو میمالی!؟

یک: راستش دندون درد دارم. منتها از ترس هزینه جرأت نمی‌کنم تا دندونپزشکی برم. کلِّ مسیر شیشه ماشین رو پایین دادم، بلکه به زورِ بادِ سَرد بی‌حس بشم. اونوقت ما رو با این اوضاع گذاشتند توی دَهَکِ دهم!

دو: ببخشیدا. معلومه که باید دهک دهم باشی؛ درسته سی سال اونقدر ریاضیت کشیدی که مرتاض‌های هندی نکشیدند اما به هر حال هم خونه داری و هم ماشین. پس توقع داری منی که ماهی سه تا سکه مهریه میدم دَهَکِ دَهی باشم!؟ برو آقا. برو از مسئولینِ اقتصادیِ دقیق و همه‌جانبه‌نگر خجالت بکش.

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید