ولی نمی توان وطن نداشت
میتوان و میتوان و میتوان، ولی نمیتوان، نمیتوان وطن نداشت.
در شعری فارسی ذکر شده است که «برخیز و مخور غم جهان گذران / بنشین و دمی به شادمانی گذران». در شعری دیگر ذکر شده است که: «بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین».
ز گریهات همه هستی به گریه میافتاد/ همین نه شهر مدینه پر از نوای تو بود.
تحلیل شعر بزی؛«بزی نشست تو ایوونش»: این یعنی بزی خونه مجردی داشته. جدایی بچهها از والدین سیاست رسمی استکبار واسه فروپاشی نهاد خانواده است.
شعر نو یا جملات قشنگ آقای بازیگر؟ نویسنده: علیرضا عبدی آه… آآآآآه…آری… چنین است زندگانی… بله. همین الان صفحه یادداشت
آفت انجمن های ادبی و شبهای شعر نویسنده: الهه ایزدی برخی محافل ادبی و شبهای شعر با روند و رویکردی
توصیف من از در حلقه رندان به دو جلسه اخیر آن مربوط میشود، چون قبل از آن اصلا نمیدانستم جلسهای به این نام وجود دارد (هرچند عواملش ادعا میکنند ۲۰ سال قدمت دارد).
در حلقهی رندان تیرماه سهشنبهی این هفته ۲۷ تیر ۱۴۰۱ از ساعات آغازین ۱۸ تا پاسی از ۲۰:۳۰ در سالن سورهی حوزه هنری، میزبان مشتاقان و عاشقان طنز [مثل بندهی کبیر] و به خصوص شعر طنز بود.
این مراسم روز سهشنبه مورخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۸ در سالن سوره مهر برگزار شد و شاعران و طنزپردازان برای برنامه 172 در حلقه رندان حسابی مایه گذاشتند.