نجات سینما از تماشاگر

نجات سینما از تماشاگر

نجات سینما از تماشاگر

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

در شرایطی که وضعیت تعداد تماشاگران در سالن‌های سینما طوری شده که احتمال علاقه مخاطبین باقیمانده به «اجتماع گریزی» بیشتر از احتمال علاقه آن‌ها به دیدن فیلم در نظر گرفته می‌شود، به روز ملی سینما رسیدیم.

با توجه به اورژانسی بودن وضعیت سینما، ما در اینجا چند پیشنهاد فوری برای نجات هنر هفتم و نجات سینما در ایران آماده کرده‌ایم:

استفاده بیشتر از پژمان جمشیدی: بر همه اهالی سینما واجب است که همین امشب به منزل این بازیگر گزیده‌کار کشورمان بروند و از او بخواهند وسواس خود در انتخاب فیلمنامه‌های گزیده را کنار بگذارد و به این همه گزیدن در سینما خاتمه دهد.

بازگشت جریان مطالبه‌گری به سینما: همانطور که می‌دانید هنرمند باید مردمی باشد و در برابر ناعدالتی‌های اجتماعی مانند پدیده آقازادگی و رانت موضع‌گیری قاطع داشته باشد.

شوربختانه جریان‎های مستقل اجتماعی در سینما که سال‌ها با تلاش‌های بازیگران منتقدِ فامیل‌بازی و عدم شایسته‌سالاری در کشور همچون خانم‌ها باران کوثری (دختر خانم رخشان بنی‌اعتماد)، پگاه آهنگرانی (دختر خانم منیژه حکمت)، گلشیفته فراهانی (دختر استاد بهزاد فراهانی) و صدها تن از اقوام دور و نزدیک صاحبان این هنرصنعت با قدرت به پیش می‌رفت، در سال‌های اخیر به محاق رفته که این امر در کاهش اهمیت سینما برای مردم نقش داشته است.

نجات سینما از تماشاگر

به عقب برگشتن در فیلمنامه: اینکه استاد اصغر فرهادی پایان باز را وارد سینمای ایران کرد اشکالی نداشت اما اینکه تَهش را همینطور باز گذاشت و رفت، چرا.

به نظر این باز ماندنِ پایان در فیلمنامه مثل باز ماندنِ پارگی خشتک در پیژامه عمل کرده؛ از این لحاظ که تدریجاً چاکِ آن بیشتر و بیشتر شده تا امروز که به کُلی جر خورده است! شاید بهتر باشد در زمینه فیلمنامه به عقب برگردیم؛ چراکه مواجه شدن با همان سوال «آخرش چی شد!؟» در پایان فیلم‌ها به این سوال «راجع به چی بود!؟» شَرَف دارد.

تعویض صندلی‌های فرسوده سینما با موکت: با توجه به فرسودگی صندلی‌ها در اکثر سالن‌های سینما به ویژه در شهرستان‌ها، پیشنهاد می‌شود که صندلی‌های مستهلک را جمع کرده و کف این سالن‌ها موکت پهن کنیم.

با این طرح نیازی هم به حمایت مالی دولت برای تجهیز و توسعه سالن‌ها نیست و بودجه‌ها می‌تواند خرج همان فیلم‌های ارگانیِ کاملاً بی‌فایده شود. ضمن اینکه برداشتن گام اول با این شکل دورهمی، راه را برای گام‌های متناسب بعدی از جمله: استفاده از بلندگوی عروسی برای تقویت صدای سالن و یا افزودن شیربلال و شیرکاکائو داغ به محصولات بوفه سینما، هموار می‌کند.

استخدام مامان‌بزرگِ من در سازمان سینمایی: همانطور که می‌دانید اصلی‌ترین دلیل طلاق، ازدواج است. با کم شدن آمار ازدواج بین عوامل سینما، آمار طلاق هم پایین آمده که هر دوی این‌ها بر دنبال کردن اخبار سینمایی توسط مردم تأثیر منفی دارد و باید اصلاح شود.

پیشنهاد من این است که بخش سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد با استخدام مامان‌بزرگ اینجانب، از توانایی وی برای پیدا کردن کیث مناسب برای ازدواج همه بازیگران استفاده کند. بلکه به این واسطه یک مدتی بیخیال زن پیدا کردن برای ما بشود.

استفاده بیشترترتر از پژمان جمشیدی!

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید