به گزارش خبرنگار دفتر طنز، پنجاه و چهارمين نشست دگرخند با موضوع بررسي طنز مطبوعاتي و با نگاهي به آثار گلآقا، با حضور گيتي صفرزاده؛ نويسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز و سردبير نشريه گلآقا و علي زراندوز؛ نويسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز و سردبير بچهها گلآقا، دوشنبه هجدهم ارديبهشت در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد.
بنابر اين گزارش، گيتي صفرزاده ابتداي نشست درباره ويژگي طنز گلآقايي ابراز کرد: گلآقا درباره مسائلي طنز نوشت که ديگران يا نميتوانستند بگويند و يا بلد نبودند آن مسائل را در قالب طنز بيان کنند. اين ويژگي باعث هماهنگي مخاطب با نشريه گلآقا ميشد.
علي زراندوز نيز آشنايي صابري فومني با ادبيات و آميخته کردن آن با ظرافتهاي طنز را يکي از عوامل موفقيت طنز گلآقايي دانست و درباره ستون دو کلمه حرف حساب وي گفت: نوشتههاي ستون دوکلمه حرف حساب در دو سطح نوشته ميشد. يک سطح براي لذت بردن مخاطب و يک سطح عميق هم استفاده از متون کهن بود. ايشان فن طنزنويسي را به خوبي ميدانستند و به جا و به موقع از شعر و نثر استفاده ميکردند و همچنين از شعر استفاده دقيقي داشتند.
اين روزنامهنگار و طنزپرداز طنزهاي کيومرث صابري را جزئي از فرهنگ کشورمان دانست و گفت: قابل قياس نيست، اما مانند سريال اوشين طنزهاي کيومرث صابري نيز جزء فرهنگ مردم شد.
صفرزاده در ادامه جلسه درباره چرايي بسته شدن گلآقا تصريح کرد که آقاي صابري گفتند شاهکار من در زندگي راه انداختن گلآقا نبود بلکه بستن آن بود!
زراندوز هم در همين باره بيان کرد: آقاي صابري معتقد بودند که بستن گل آقا مهمتر از راه اندازي آن بود. داستان راه اندازي گل آقا را همه ميدانند اما چرايي بسته شدن آن را نه و هرکسي يک حرفي درباره آن ميزند.
وي با اشاره به شعار گلآقا در ابتداي نشريه؛ «يک زبان دارم دو تا دندان لق/ ميزنم تا ميتوانم حرف حق» تصريح کرد: وقتي انشار گل آقا متوقف شد لابد ايشان ديگر نميتوانستند آنطور که ميخواستندحرفهايي را که مد نظرشان بود بزنند.
زراندوز همچنين درباره بچهها گل آقا گفت: آقاي صابري بچهها گل آقا را خيلي دوست داشتند چون بچهها را خيلي دوست داشتند و با آنها در ارتباط بودند. ابتدا بچهها گل آقا يک صفحه بود و کم کم تبديل به نشريه شد اما بعدا به دليل مشکلات اقتصادي و چاپ و کاغذ و … کم کم حجم صفحات و قطعش کم شد و دوباره به دو صفحه در گل آقا تنزل پيدا کرد.
اين نويسنده تصريح کرد: حيف شد که بچهها گل آقا تعطيل شد چون اولين باري بود که مخاطبان، طنز و کاريکاتور مختص کودکان را تجربه ميکردند. اگر اين نشريه در جاي ديگري از دنيا منتشر ميشد سر و صداي زيادي ميکرد. بچههايي که آنجا تربيت شدند الان در مطبوعات مشغول به کار هستند و اگر نشر بچهها گل آقا ادامه پيدا ميکرد ما الان جامعه ملايمتر و منعطفتري داشتيم.
زراندوز با بيان اينکه زمان و حوصلهاي که صابري براي تربيت و پرورش استعدادهاي جوان ميگذاشت ستودني بود، گفت: صابري از راه آموزش سود و منفعتي کسب نميکرد و اين کار را تنها براي روشن نگه داشتن چراغ طنز انجام ميداد.
صفرزاده هم در همين زمينه بيان کرد: رشد طنز و تربيت طنزپرداز کار مهمي است اما تربيت مخاطب هم کار مهمي محسوب ميشود. ما نسلي را تربيت کرده بوديم که با طنز آشنا بود و گمان نميکرد طنز توهين و سياه نمايي است و کودکي که بچهها گلآقا ميخواند در آينده اکر قرار بود مسئول شود با طنز آشنا و منعطفتر بود.
صفرزاده درباره طنز در مطبوعات امروز هم بيان کرد: اوضاع طنزنويسي امروز با نگاهي که گل آقا داشت بسيار متفاوت و همچنين ثبات و نظم سياسي الان جامعه نيز با زمان طنز گل آقايي بسيار متفاوت است. ما در حال حاضر در جامعه هستيم که تعدد سليقهها وجود دارد و جناحبنديها چندان مشخص نيست.
وي افزود: صداقت ويژگي طنز گل آقايي بود که قصدش تنها اصلاح جامعه بود اما الان در نگاه به طنز عقب گرد داشتيم و باز جامعه بر اين باور است که طنز و کاريکاتور مسخره و توهين کردن است.
اين طنزپرداز ادامه داد: آقاي صابري از رانت استفاده نميکرد، اما اينکه صابري چهره شناختهشدهاي بود قابل کتمان نيست. مهم نيست که صابري از اين ارتباط برخوردار بود، مهم اين است که از اين ارتباط استفاده کرد تا فضاي طنز را براي جامعه فراهم کند و از آن استفاده فرهنگي کرد.


