آثار کمدی جنگی و وقتی دیوانگان بر مسند قدرت می نشینند
نویسنده: محمد تسلیبخش
جنایتکاران و مستکبران زیادی در طول تاریخ به مسند قدرت رسیدهاند ولی ترکیب خباثت و بلاهت از آن چیزهایی است که کمتر فرصت خودنمایی پیدا میکند. محصول نهایی چنین ترکیبی، معجونی میشود که هم عصبانی کننده و ظالمانه، هم خندهدار و احمقانه است.
در این روزها که دیوانه بازیهای رئیس جمهور نامتعادل آمریکا به حدی رسیده که داد و فغان دوست و دشمنش را به آسمان رسانده است، بد ندیدیم به بررسی چند اثر کمدی جنگی سینمایی و تلویزیونی بپردازیم که شخصیتهایی شبیه او را به تصویر کشیدهاند.
کمدی جنگی
دیکتاتور بزرگ (1940)
ما که هیتلر را از نزدیک ندیدیم تا بفهمیم نقشی که چارلی چاپلین برای تمسخر او بازی کرده است چقدر با خودش مطابقت دارد اما اگر کسی همین امروز «دیکتاتور بزرگ» را ببینید احساس میکند که شخصیت «هینکلر» در این فیلم، کپی برابر اصل دونالد ترامپ است.
ضمن اینکه ظلمهایی که در این فیلم در حق یهودیها میشود، امروز دقیقا صهیونیستها به سر فلسطینیها میآورند. «دیکتاتور بزرگ» ماجرای به قدرت رسیدن یک دیکتاتور خودشیفته، عقدهای، دروغگو و فوقالعاده ابله است که آرزو دارد تمام دنیا را تصرف کند و آرایشگر بینوایی که بدون اینکه خودش بداند ظاهرش شبیه همان دیکتاتور است و ماجراهای تازهای رقم میخورد.
دکتر استرنجلاو (یا چگونه یاد گرفتم دست از هراس بردارم و به بمب عشق بورزم) (1964)
کمدی ضدجنگ و ضدمدرنیسم معروف «استنلی کوبریک» (با بازی پیتر سلرز در سه نقش مختلف) داستان یک فرمانده روان پریش آمریکایی است که با تشخیص خودش تصمیم میگیرد به کشور شوروی حمله اتمی پیش دستانه انجام دهد.
وقتی خبر به اتاق جنگ آمریکا میرسد، رئیس جمهور به دست و پا میافتد که هرطور شده جلوی فاجعه را بگیرد. اما اتاق جنگ بیشتر شبیه یک دیوانه خانه یا مهدکودکی پر از آدمهای بزرگسال است.
ماجرا وقتی بالا میگیرد که شوروی خبر میدهد یک هوش مصنوعی خودکار به اسم «ماشین روز قیامت» اختراع کرده است. وسیلهای که به محض تشخیص حمله اتمی، تمام جهان را منفجر میکند.
سگ را بجنبان (1997)
کمدی سیاه سیاسی و هجوآلود «بری لوینسون» را فیلم بازهای حرفه ای به خاطر همبازی بودن دو بازیگر بزرگ تاریخ «رابرت دنیرو» و «داستینهافمن» میشناسند.
رئیس جمهور آمریکا درست در آستانه انتخابات جدید، یک رسوایی اخلاقی به بار آورده است. مدیر امور انتخابات رئیس جمهور برای حل مشکل، سراغ یک متخصص با بازی دنیرو میرود و او هم با کمک یک تهیه کننده ثروتمند و عشق شهرت با بازیهافمن، امکاناتهالیوود را به خط میکنند تا کلی دروغ شاخدار در مورد کشور آلبانی را (از دختری پاک و معصوم که قربانی جنگ شده و سرباز قهرمانی که در پشت خط مقدم اسیر دشمن است تا حکومت آلبانی که میخواهد بمب اتم بسازد و به آمریکا حمله کند) به عنوان فیلم مستند و خبری به خورد مردم آمریکا بدهند و کشور را به جنگ بکشانند تا بیآبرویی رئیس جمهور فراموش شود.
اگر فکر میکنید دونالد ترامپ زندگیاش را مو به مو از روی این فیلم جلو میبرد، باید خدمت شما عرض کنم که سگ زرد برادر شغال است. این فیلم خودش مو به موی زندگی بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق و دموکرات آمریکا است.
ای ایران (1368)
فیلم کمدی ناصر تقوایی با بازی اکبر عبدی، ماجرای «گروهبان مکوندی» را تعریف میکند که درست در سال آخر حکومت پهلوی برای ریاست کلانتری ماسوله انتخاب میشود.
گروهبان مکوندی که مثل خود شاه و همه سلطنت طلبها از مرحله پرت است و اصلا خبر ندارد چه اتفاقاتی در کشور درحال وقوع است. سعی میکند الگوی سلطنتی را پیاده کند و با دیکتاتوری و ظلم، همه را مطیع خودش کند.
حتی جشنی شبیه جشنهای پادشاهی در روستا برگزار میکند تا از خودش تقدیر به عمل بیاورد. ولی اهالی علیهاش قیام میکنند و بساطش را به هم میریزند.
افسانه سلطان و شبان (1363)
اگر بتوانید یک نسخه اصلاح تصویر شده درست و حسابی از اثر معروف و خاطره انگیز داریوش فرهنگ پیدا کنید، قطعا با وجود اجرای تئاتری این سریال، هم از بازیهای زیبای بازیگران و هم از داستان فوق العاده جذاب و گیرایی که دارد لذت میبرید.
خوابگزار اعظم به پادشاه ابله و ظالم خبر میدهد که به زودی به بلای بزرگ و مرگ آوری دچار خواهد شد. پادشاه با همراهی درباریان حقه بازش تصمیم میگیرد یک چوپان ساده دل را با نقشهای به جای خودش بگذارد تا از تیر غیب نجات پیدا کند.
از یک طرف پادشاه که جای چوپان را گرفته مردم روستا را از دست خودش ذله کرده و از طرف دیگر چوپان هم که حالا شاه شده با سادگیاش درباریان فاسد را دق میدهد. ولی مشخص نیست که این نقشه میتواند جان پادشاه را نجات دهد یا نه.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



