نمایش ایرج زهره منوچهر را با فرزندان زیر ۴۰ سال نبینید
نویسنده: محسن فراهانی
در توضیحات نمایش «ایرج، زهره، منوچهر» که اقتباسی خیلی خیلی آزاد از عاشقانه ایرج میرزاست، نوشته شده است: «از همراه داشتن فرزندان زیر ۱۲ سال خودداری نمایید».
این جمله قاعدتاً یعنی این نمایش کمدی موزیکال که ادعا میکند کنسرت نمایش است مناسب افراد زیر 12 سال نیست. در صورتی که منِ مخاطب، بعد از تماشای این تئاتر پرفروش از خودم پرسیدم مگر مناسب افراد بالای 12 سال هست؟
نه اینکه شوخیهای جنسیاش زیاد باشدها! نه. ما دیگر به لبریز کردن کمدی از شوخیهای جنسی و خندیدن به جملهی «شما بهش میگید جیگر ولی ما یه چیز دیگه صداش میکنیم» عادت کردیم و خودمان هم ختم روزگار شدیم.
اصلا گویا برخی از اهالی هنر و تئاتر و کمدی حتماً باید نانی که درمیآورند را دستمایه شوخی قرار دهند. یعنی همان چیزهایی که با آن شوخی میکنند و میگویند عیبی ندارد که، همه جای دنیا شوخی جنسی میکنند.
نوش جانشان ما که بخیل نیستیم. خب حق هم دارند مخاطب گویا دوست دارد پول بدهد و چرت و پرت جنسی بشنود و بخندد. این کار را نکنند که بعد نمیتوانند ادعا کنند یکی از پرفروشترین نمایشهای تاریخ را روی صحنه بردیم.
نمایش ایرج زهره منوچهر
نمایش ایرج زهره منوچهر رقص هم زیاد دارد. شاید بگویید خب نمایش عاشقانه است و موزیکال! باشد قبول اما نقش اول زن و مرد نمایش فقط مانده بود با من برقصند. نه اینکه من محتسب باشم و حاکم شرع و بخواهم گیر منکراتی بدهمها! نه.
ما هم اگر در یک جمع خودمانی باشیم و شماعیزادهای بخواند و یکی اصراری بکند شاید بلند شویم و چند لامپ هم ما باز کنیم. ولی ما شعور داریم. میفهمیم که در یک نمایشِ موزیکال، رقص در خدمت هنر و نمایش به کار گرفته شده است یا در خدمت فروش بلیت. اینکه به زور رقص بچپانی در نمایش هم توهین به تئاتر است، هم توهین به رقص و هم توهین به ممدآقا خردادیان!
اما نکته اصلی که این نمایش را غیرقابل تماشا میکند، نه تیکههای جنسی و نه تیکههای رقص است. بلکه تیکههای سیاسی لوس و بینمکی است که رانندههای تاکسی وقتی هوا خیلی گرم است استفاده میکنند و تازه انتظار دست و جیغ و هورا هم ندارند.
اما در این نمایش هر چند دقیقه یک بار یک تیکه سیاسی میشنویم که بازیگر بعدش منتظر دست و جیغ و هورای مخاطب است و این بد است. خیلی خیلی بد.
اینکه به عنوان هنرمند از اینکه حرفت را در نمایشت و در هنرت بزنی عاجز باشی و مدام ساختار روایی نمایش را بشکنی و روبه تماشاگران تیکههای سیاسی در مورد حکومت و حجاب و خوانندگی زنان و دوست دختر و دوست پسر و تحریک شدن و… بگویی یعنی خیلی خیلی خیلی بیهنری.
اگر قرار بود همان جملات و تیکههای سیاسی داخل تاکسی را با همان ادبیات بگوییم و بشنویم پس چرا تئاتر؟ پس چرا موسیقی؟ پس چرا هنر پاسخش را من میگویم: پول!
پایان
بخش نقد «تئاتر» دفتر طنز را دنبال کنید



