فیلم قایق سواری در تهران و سایه سنگین تبلیغات
نویسنده: علیرضا عبدی
فیلم قایق سواری در تهران، با همکاری دوباره رسول صدرعاملی (کارگردان) و پیمان قاسمخانی (نویسنده و بازیگر) پس از ۲۵ سال، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد.
داستان حول محور «مازیار محقق» (قاسمخانی) میگردد؛ مردی میانسال که پس از چندین سال زندگی در آمریکا، برای ازدواجی نامتعارف با دختری جوان به تهران بازمیگردد.
بازگشت او مصادف میشود با مراسم سالانه دیدار دوستان دانشگاهی، جایی که بار دیگر با «هدیه» (سحر دولتشاهی)، عشق قدیمی و ناتمامش، و اینبار همراه با دختر خردسالش «آیدا» (بنیتا افشاری) روبهرو میشود.
اگرچه خط داستانی اصلی، یعنی بازگشت و تلاقی عشق قدیم و جدید، چندان جدید نیست، اما عمق فیلم قایق سواری در تهران در جزئیات و لایههای فرعی آن نهفته است:
طنزِ اجتماعی: فیلم با زیرکی، موقعیتهای کمدی را از دل زندگی روزمره تهرانی استخراج میکند. از گیجی در ترافیک و اشتباه گرفتن نام خیابانهای جدید، تا تقابل نسلی پرتنش بین «دههشصتی»های جدی مانند مازیار و «دهههشتادی»های به ظاهر بیخیال، همگی دستمایهی نقدی شیرین و نمکین شدهاند.
تصویری طنزآمیز از «برندگان لاتاری»: فیلم به خوبی تضاد درونی بسیاری از بازگشتهها را به تصویر میکشد؛ افرادی که در ابتدا با ژستهایی از «قانونمداری» و تفاوتجویی وارد میشوند، اما خیلی زود در بطن آشوب شهری (مثل دنبال کردن آمبولانس در اتوبان) جذب میشوند و هویت دوگانهشان عیان میگردد.
فیلم قایق سواری در تهران
نقاط قوت:
بازیگری فراموشنشدنی: پیمان قاسمخانی در این نقش، گویی نسخهی میانسال «سنپترزبورگی»های خود را بازی میکند؛ بازیای باورپذیر، رها و مملو از ظرافتهای طنز. اما درخشش بیچونوچرا متعلق به بنیتا افشاری (آیدا) است.
بازی او چنان طبیعی و مسلط است که بسیاری از بازیهای بزرگسالانه را تحتالشعاع قرار میدهد. حضور کوتاه امین حیایی در نقش یک پیمانکار شیرینزبان (با لهجه اردبیلی!) نیز با ایفای نقشی به یادماندنی، انرژی فیلم را به اوج میرساند.
بازیگران فرعی و شخصیتهای رنگارنگ: فیلم از حضور بازیگرانی مثل محمد بحرانی (با لهجه شیرازی آشنا) و زهرا داوودنژاد (در نقش زنی سنتی) بهره میبرد که اگرچه در نقشهایی مشابه آثار گذشته ظاهر شدهاند، اما همچنان کارآمد و خوشایندند. (فقط یادمان باشد که چرا مهندس برقِ ماجرا کترینگ دارد؟!)
فضاسازی و موسیقی: فیلم موفق شده فضای سرخوشانه و نوستالژیک کمدیهای رمانتیک دهه هفتاد را با نگاهی امروزی بازآفرینی کند. موسیقی متن مناسب (ستار اورکی) و فیلمبرداری خوب (آرمان فیاض) بر غنای این فضا افزودهاند.
چالشها:
سایه سنگین اسپانسر شهرداری: بیتردید بزرگترین ضعف فیلم، تبلیغات آشکار و گاه بسیار زمخت برای پروژهها و نهادهای وابسته به شهرداری تهران است. از تبلیغ اپلیکیشن «شهرزاد» و تاکسیهای برقی گرفته تا نمایش علائم بیمارستانهای خاص، این موارد (مثل فیلم قدیمیِ «سمفونی تهران») گاه مرز فیلم را با یک رپرتاژ آگهی محو میکند و به باورپذیری لطمه میزند.
پرداخت سطحی برخی عناصر: شخصیت «هدیه» (سحر دولتشاهی) و رابطه عاطفی عمیق او با مازیار، به نسبت سایر خطوط داستانی، کمعمق و کلیشهای پرداخته شده است.
همچنین، سکانس گروگانگیری در مزون لباس عروس و ورود شخصیت سرباز، با وجود قصد ایجاد نقطه اوج، به دلیل تصنعی و آبکی بودن، وصلهای ناجور به نظر میرسد و ریتم فیلم را برهم میزند.
ضعف در پرداخت بصری خاطرات: نمای بصری بخشهای نوستالژیک و فلشبکها، با اعمال فیلترهای ساده و کماثر به شکلی غیرخلاقانه و ضعیف ارائه شدهاند و نتوانستهاند بار عاطفی لازم را منتقل کنند.
جمعبندی:
فیلم قایق سواری در تهران، فیلمی خوشساخت، سرگرمکننده و مملو از طنز اجتماعی هوشمندانه است که با بازیهای درخشان (به ویژه قاسمخانی و افشاری) و نگاه ریزبین به جزئیات زندگی شهری میدرخشد.
این فیلم یک کمدی رمانتیک دلنشین درباره بازگشت و آشتی با گذشته است. با این حال، میزان بالای تبلیغات شهری و پرداخت ناکافی برخی بخشهای کلیدی داستان، از رسیدن آن به کمال بازداشته است.
در نهایت، «قایقسواری در تهران» برای تماشاگرانی که به دنبال یک سرگرمی کمتنش با چاشنی طنز و نوستالژی هستند، انتخاب مناسبی محسوب میشود، مشروط بر آنکه بتوانند بر بخشهای تبلیغاتی آن چشمپوشی کنند.
پایان
همچنین بخوانید: قایق سواری در تهران فیلمی با ژانری نامشخص است



