قایق سواری در تهران فیلمی با ژانری نامشخص است

قایق سواری در تهران فیلمی با ژانری نامشخص است

قایق سواری در تهران فیلمی با ژانری نامشخص است

نویسنده: مهدی صالحی

فیلم «قایق سواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی، با ادعای قرار گرفتن در ژانر کمدی اجتماعی، نمونه‌ای بارز از شکلی از طنزپردازی است که نه تنها در ایجاد خنده پایدار ناکام می‌ماند، بلکه به دلیل ناهماهنگی با بافت کلی فیلم و ضعف در پشتیبانی فنی به عاملی برای تضعیف ساختار دراماتیک اثر تبدیل می‌شود.

طنز در این فیلم به جای آنکه از دل موقعیت‌ها، شخصیت‌ها یا تناقضات اجتماعی زاییده شود عمدتاً به عنصری الحاقی و مکانیکی تقلیل یافته که بار اصلی آن بر دوش تک‌گویی‌ها و واکنش‌های یک شخصیت کودک قرار دارد.

این انتخاب بنیادی، اولین و بزرگترین خطای استراتژیک فیلم در حوزه کمدی است. نظریه‌های طنز، از «نظریه برتری» هابز تا «نظریه ناهمگونی» کانت و شوپنهاور، بر این اصل تأکید دارند که خنده اغلب از یک انحراف از انتظار، قرارگیری در موقعیت برتر یا مشاهده یک ناهماهنگی منطقی سرچشمه می‌گیرد.

در این فیلم، طنزِ وابسته به کودک، فاقد چنین پایه‌ای است. این طنز، موقعیت‌ساز نیست؛ یعنی از کنش شخصیت‌ها یا قرارگیری آنان در موقعیت‌های دشوار و پیچیده نشأت نمی‌گیرد، بلکه صرفاً کلامی و اغلب پیش‌بینی‌ پذیر است.

حذف این شخصیت از فیلم، به معنای حذف کامل مؤلفه طنز است که خود گواهی بر عدم یکپارچگی طنز با پیکره اصلی روایت است. این امر فیلم را به دو بخش مجزا تقسیم می‌کند، یک درام عاشقانه ملودرام و سطحی و یک سریال کوتاه طنز کلامی که هیچ‌گاه در هم ادغام نمی‌شوند.

ضعف در طنز پردازی تنها به سطح فیلمنامه محدود نمی‌شود و در فقدان پشتیبانی فنی برای تقویت یا حتی ایجاد موقعیت‌های کمیک به اوج می‌رسد.

کمدی سینمایی موفق، فقط متکی به دیالوگ نیست بلکه از میزانسن، تدوین، نورپردازی و صدا به عنوان ابزارهایی حیاتی برای ایجاد و تشدید خنده بهره می‌برد.

در فیلم‌های کمدی کلاسیک، زمان ‌بندی دقیق تدوین برای ایجاد لحظه‌های پانتومیم یا تأکید بر واکنش‌های صورت یا استفاده از نورپردازی و زوایای دوربین برای اغراق در موقعیت، امری ضروری است.

«قایق سواری در تهران» به شدت از این ابزارها غفلت کرده است. قاب‌بندی‌ها عموماً ایستا، بی‌حالت و فاقد ایده‌پردازی هستند.

دوربین، عمدتاً شاهد منفعل صحنه است و نه مشارکت‌کننده‌ای فعال در خلق طنز بصری. برای مثال، هیچ استفاده خلاقانه‌ای از زوایای غیرمعمول، حرکت‌های سریع دوربین یا قطع‌های تدوینی تیز برای ایجاد شوک یا خنده‌ای دیداری نمی‌شود. نورپردازی تخت و یکنواخت سرتاسر فیلم، کوچکترین کمکی به ایجاد فضایی که بتواند زمینه‌ساز موقعیت کمیک باشد، نمی‌کند.

این نقصان‌های فنی مستقیماً بر بازیگری نیز سایه می‌اندازد. بازی‌ها، به ویژه در لحظاتی که فیلم می‌کوشد طنزآمیز باشد، فاقد زمان‌بندی کمدی (کمدی تایمینگ) ضروری هستند.

زمان‌بندی کمدی، هنر اجرای یک عمل یا گفتن یک تک‌ کلمه در دقیق‌ترین لحظه برای حداکثر تأثیر طنز است. در این فیلم، دیالوگ‌های طنز کودکانه اغلب در فضایی تهی رها می‌شوند، بدون آنکه بازی سایر شخصیت‌ها یا ریتم صحنه واکنش مناسب و تقویت‌کننده‌ای به آن نشان دهد.

مروری بر فیلم قایق سواری در تهران

بازی پیمان قاسم‌خانی و سحر دولتشاهی عموماً در حالتی یکنواخت و جدی قرار دارد به طوری که حتی وقتی در کادر در کنار شخصیت کودک قرار می‌گیرند، هیچ گونه تعامل کمیک یا دیالوگ واکنشی مؤثری از خود بروز نمی‌دهند که بتواند طنز را دوچندان کند.

این جدایی و عدم شیمی بین بازیگران در صحنه‌های طنز، باعث می‌شود طنز کلامی کودک نیز در فضایی خنثی محو شود.

در نهایت، بزرگ‌ترین شکست طنز در این فیلم، ریشه در فقدان نگاه اجتماعی دارد. طنز اجتماعی کارآمد، ریشه در مشاهده‌ تیزبینانه تناقضات، آداب و رفتارهای جامعه دارد.

فیلم قایق سواری در تهران، علیرغم نام و پس‌زمینه شهری خود، کوچکترین تلاشی برای ارائه چنین نگاهی نمی‌کند. تهران در این فیلم، تنها یک لوکیشن تصادفی است، نه شخصیتی زنده با ویژگی‌هایی که بتوانند منبع طنز باشند.

هیچ یک از موقعیت‌های فیلم از بازگشت به وطن گرفته تا مراسم عروسی با نگاهی طنزآمیز، انتقادی یا حتی کنجکاوانه واکاوی نمی‌شوند. در نتیجه، طنز فیلم به کلی از بستر اجتماعی خود جدا افتاده و به مجموعه‌ای از جوک‌های فردی و بیرون ‌از متن تبدیل شده است.

به بیان دیگر، فیلم فاقد آن صدای طنز جمعی است که بتواند مخاطب را در شناختی مشترک سهیم کند.

«قایق سواری در تهران» در نهایت، نه یک کمدی اجتماعی، که فیلمی است با ژانری نامشخص که می‌کوشد با تزریق طنزی تصنعی و فاقد پشتوانه‌ فنی و اجتماعی، بر فقدان عمق دراماتیک خود سرپوش بگذارد، استراتژی که نتیجه‌ای جز شکست دوچندان در پی نداشته است.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید