ما کجا هر روز سيصد بار غيبت مي کنيم
دور هم باشيم، يک مقدار غيبت مي کنيم
تا زه اين مقدار هم با قصد بد گويي که نه
بلکه با دلسوزي بسيار غيبت مي کنيم
صبح ها سر گرم کاريم و گرفتاري ، فقط
عصر ها در پارک يا بلوار غيبت مي کنيم
اشنايي را که مي بينيم ، خيلي مختصر
نصفه روزي ضمن آن ديدار غيبت مي کنيم
روبرو خيلي ارادتمند، اما پشت سر
چون که مرسوم است بالاجبار غيبت مي کنيم
تا نگيرد قلب يک بيمار از بي همدمي
دسته جمعي دور آن بيمار غيبت مي کنيم
غالبا با دست پر در جمع حاضر مي شويم
از همين رو غالبا پر بار غيبت مي کنيم
چون تکلم با زبان روزه خيلي مشکل است
دورهم ديگر پس از افطار غيبت مي کنيم
بعد از آن هم نوبت شب زنده داري مي رسد
تخمه بشکن ، تا سحر بيدار غيبت مي کنيم
خوابمان مي گيرد اما با دهاني نيمه باز
خود به خود در خواب هم خود کار غيبت مي کنيم
در فضا هاي مجازي ، ما فقط هنگام چت
يک دو گيگ آن هم تفنن وار غيبت مي کنيم
اکثريت در تلگراميم و اغلب با همين
جمع مجموعاَ کپي بردار غيبت مي کنيم
مافقط در هفته هر يک سي تريليون ثانيه
در همين حد طبق يک آمار غيبت مي کنيم
تازه اين هم تک و تعريف است و گاهي درد دل
لحن ما جوري است که انگار غيبت مي کنيم


