شازده اماراتی این متن را بخوان!
نویسنده: گیتی قاسم زاده
شازده! بگذار بی مقدمه بروم سر اصل مطلب. برای خودت بهتر است. وقت بیشتری داری تا پیش از آنکه زیادی دیر شود، خودت را جمعوجور کنی و برگردی توی لانهات تا مبادا گربهای که بالای سرت نشسته «غرانا» بپرد رویت و یک لقمه چپت کند.
شازده شنیدهام برایت لقمه بزرگتر از دهان گرفتهاند. مگر نشنیدهای که از قدیم گفتهاند لقمه را باید انداز دهان برداشت تا گلوگیر نشود؟ تا اسباب خفگی نشود؟
شازده! نکند باز یک «لورنس» آن طرفها پیدایش شده، این بار از جنس اماراتی، که چنین «لول»ت کرده که درباره جزایر ما به غلط کردنهای زیادی افتادهای.
جزایری که نامشان از ازل در قباله نکاح «ایران ما» نوشته شده و تا ابد هم در نکاح ما خواهند ماند. پس هر کلام که در اینباره میگویی، با احتیاط بگو.
آخر موش را چه به این غلطهای زیادی! موش، موش است چه با لورنس، چه بی لورنس. هر چقدر هم که تلمبه زده، بادش کرده باشند، باز همان موش است. خیلی که باد شود، فوقش بشود اندازه «موش صحرایی»!
موش هفت پشتش را که بگیرند و به عقب برگردند، باز همان موش است. شازده جان بترس از گربهای که هفت پشتش به شیر میرسد!
گفتم هفت پشت؟ چه خبطی! موش جان آخر تو کجا هفت پشت داری؟ همین صد سال پیش اجداد تو چیزی بیش از «دزدان دریایی سومالی» فعلی نبودند، اگر لورنس و لورنسها نبودند که الان آن شبهجزیره به اندازه همه دنیا دزدان دریایی داشت.
شازده جان، به سایز بادکرده فعلیت غِرّه مشو، آن لورنس اماراتی اگر هم بخواهد که ببیندت، فوق فوقش تو را در حد یک موش آزمایشگاهی میبیند.
موش آزمایشگاهی که همه تئوریهاشان را دارند روی آن پیاده میکنند. بترس از سرنوشتی که دست آخر انتظار همه حیوانات آزمایشگاه را میکِشد؛ شنیدهای که، دست آخر همه را میکُشند!
سخن به درازا کشید شازه جان! غرضم از همه این پند و اندرزها این بود که هشدارت دهم: برای اینکه «لول»ت نکنیم، حواست باشد که چه میگویی!
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



