نشست ادبي حوزه هنري قزوين با حضور مجيد بالدران به تحليل بررسي کتاب «سايهروشن تاريخ طنز ادبي ايران» اختصاص يافت.
مجيد بالدران در اين نشست گفت: نام آوران طنز پرداز همواره در سرزمين ايران وجود داشتهاند و در طول تاريخ، قزوين زادگاه چهرههايي شاخص در اين زمينه بوده است.
وي افزود: به نظرم کتاب «سايهروشن تاريخ طنز ادبي ايران» به خوبي توانسته به اين بخش از فرهنگ و ادبيات ايران بپردازد. نويسنده به زيبايي تعريف دقيقي از طنز ارائه داده و انواع شوخي و طنز را به چهار دسته تقسيم کرد:
1)شکرخند 2)زهرخند 3)نيش خند 4)اندوه خند
نويسنده در فصل اول به پيشينه تاريخي طنز پرداخته و معتقد است که شوخيهاي ايرانيان باستان بسيار حکيمانه و ادبيانه بوده است. اين در حالي است که طي هزاره گذشته اين ادبيات دچار دگرگوني شده است.
در فصلي از کتاب «سايه روشن تاريخ طنز ادبي ايران» زبان طنز مولانا مورد بررسي قرار گرفته است، برخي حکايات مولانا به زبان طنز اما خارج از چارچوب هاي مرسوم اخلاقي طرح شد که اتفاقا داراي نتايج بلندي است.
نه مولانا و نه مخاطبانش کساني نبودند که او مجبور شده باشد با اين زبان با آنان سخن بگويد، بلکه مفاهيمي که مولانا درصدد طرح آنها در جامعه جنگ زده (پس از حمله مغول) بوده مجبور شده با زبان مردم عصر خودش صحبت کند و زبان مردمان آن زمان اينچنين ادبياتي را طلب ميکرده است.
وي يادآور شد: در بخشي از کتاب «سايه روشن تاريخ طنز ادبي ايران» نويسنده به بررسي طنز در آثار سعدي ميپردازد، تزريق طنز از شعر به نثر و تأثيرگذاري سعدي بر عبيد زاکاني از جمله اين موارد است.
فصل سيزده اين کتاب ارزشمند به سرچشمه هاي خلاقيت عبيد، رويکرد عبيد نسبت به صنوف (در ادوار مختلف زندگيش ) ميپردازد. اما فصل چهاردهم شامل: نمايشنامهاي است که به احتمال ديدار حافظ با عبيد ميپردازد. از نکات زيباي اين فصل شخصيت تلخک (دلقک ) در حکايات عبيد است که مساوي با «رند» در ادبيات حافظ است. يعني اگر رند در اشعار حافظ را شناسايي کنيم، همان شخصيت تلخک را دارد.
مجيد بالداران ابراز اميدواري کرد با انتشار جلد سوم اين اثر ارزنده بتوان ابعاد جديدي از سايه روشن هاي تاريخ طنز ادبي ايران را به جامعه ادبي معرفي کرد.


