يک مشت زبان نفهم و جاني
ديوانه و عقدهاي… رواني
اندازهي فهم، قدر ارزن
مصداق دقيق لفظ کودن
ظاهر که نگو! شبيه عنتر!
باطن که خدا به دور، بدتر!
از هر چه که سافل است، اسفل
ترکيب سه نقطهاند و انگل
هرگز نرسد به پاي ايشان
در فتنهگري و مکر، شيطان
يا گرم چريدنند و مستاند
يا اينکه به فکر “چيز” هستند!
آل شکماند و آل تنبان
رحمت به شعور و فهم حيوان
احمقتر از آنکه وصف گردند
با عقل، هميشه در نبردند
گور پدر سعود و آلش
بشمار که ميرسد زوالش


