* از سابقه و فعاليتهايتان در راديو برايمان بگوييد. در چه شبکههايي فعاليت کردهايد و چه مدت؟ الان هم براي راديو مينويسيد؟
فعاليت راديويي را از سال ???? در شبک? استان مرکزي در اراک شروع کردم که هنوز هم جسته گريخته ادامه دارد؛ جسته گريختهاش به خاطر بدحساب بودن راديوست.
در اين سالها هر روز برنام? نيم ساعت? شاخهنبات را مينوشتم که ترکيبي از نمايشنامه، شعر و نثر طنز و فکاهي است. در کنار فعاليت راديويي براي شبکههاي تلويزوني هم مينوشتم؛ شبکه سيماي مرکز اراک، شبکه ? و…
* چطور شد که طنزنويس شديد و چطور شد که براي راديو نوشتيد؟
از وقتي زبان باز کردم احساسم اين بود که با مزهپراني و بذلهگويي بهتر مورد توجه ديگران قرار ميگيرم و خوشآمدِ مخاطب باعث شد کلا آدم شوخطبع و مطايبهکاري بشوم؛ البته خميرمايهاش در ژنم بود. در مدرسه انشاءهايم را با بياني طنزآميز مينوشتم که يکي از آنها موجب شد معاون دبستانمان براي هميشه سيگار را ترک کند. از آن جايي که در زمان جواني ما اينترنت و ايميل و چتروم نبود؛ عاشق که ميشديم، ابزار ارتباطمان، نامهاي يواشکي بود و من نامههايي را که براي يار ميفرستادم به صورت شعر فکاهي مينوشتم:
«الا دختر که چشمونت سياهه
نرنجونم که کاري اشتباهه
چه ميشد ما دوتا همسايه بوديم
چرا تا کوچهتون اينقدر راهه»
اين طرز بيان در روند و فرايند ازدواجم تاثير خوبي داشت. اما اينکه چطوري به راديو رفتم! مثل خيلي از کارها اتفاقي شد. پسر تهيهکنند? راديو از شاگردانم در دبيرستان بود. يکي از شعرهايم را براي پدرش برد و او هم آن را به صورت ريتميک در راديو اجرا کرد و همين مقدمهاي شد تا به عنوان نويسنده در راديو مشغول به کار بشوم. هرچند خيلي از نمايشنامههايم در تلويزيون اجرا شده اما کار در راديو برايم جذابيت بيشتري داشت.
* سوژهها و موضوعاتي را که دربار? آنها مينويسيد، راديو و تهيهکنندهها پيشنهاد ميکنند يا خودتان؟ با کدامش راحتتريد؟
سوژهها را غالبا خودم انتخاب ميکنم. البته پيش ميآيد که تهيهکننده به مناسبتي سوژه بدهد که برايم خيلي فرق نميکند. مهم اين است که طنزم مثل بوقلمون رنگ عوض نکند يا گرفتار موضوعهاي دمدستي نشود.
* در طنزهاي راديوييتان معمولا از سوژههاي خبري و بهروز استفاده ميکنيد يا سراغ نوشتن طنزهايي که تاريخ مصرف ندارند هم ميرويد؟
شنوند? راديو طنزهاي بهروز را بيشتر ميپسندد و با آن رابط? بهتري برقرار ميکند. البته اين تا حد زيادي به نوع آيتم بستگي دارد. مثلا در نمايش، بهروز بودن آن در درج? اول اهميت نيست.
* شما بيشتر به عنوان نويسند? طنزهاي راديويي مشغول بودهايد. دوست نداشتيد که نوشتههايتان را خودتان در برنامههاي مختلف اجرا کنيد؟
من به علت خجالتي بودن، آدم کمحرف و بيسروزبانيام. به همين خاطر جز چند برنامه، گويندهها و مجريها نوشتههايم را اجرا کردهاند.
* طنزهاي راديويي چقدر به دنبال بيان انديشه هستند؟ آيا اولويت با طنز هدفمند است يا فکاههاي باشد که مردم را بخنداند کافي است؟
طنزهاي راديويي اگر براستي طنز باشند، خود به خود انديشهمند و تفکربرانگيزند اما از آنجا که مخاطبان راديو طيف ناهمگون و گستردهاي از افراد جامعه هستند، ترکيبي از طنز و فکاهي بيشتر جواب ميدهد و غلظت نمک کار خيلي مهم است. البته بعضي از تهيهکنندهها علاقهمندند ما فقط خندهاي بر لب شنونده بياوريم که در اينجا رندي نويسنده خيلي مهم است.
* در طنزهاي راديوييتان بيشتر از کدام شگردهاي طنزپردازي استفاده ميکنيد؟ آيا دليل خاصي دارد؟
مشابهسازي يا نظيرهنويسي، خاطرهنويسي، بحر طويل، گزارش، نامهنگاري، کاريکلماتور، نمايشنامه، واژهسازي، اخبار پشت پرده، تفسير خبر، شوخي با خبر، مصاحبه، گپ و گفتگو، مناظره، پاسخ به نامهها، پيامهاي تلفني و مشاوره و راهنمايي، پيشبيني، فالنامه، معمانويسي، ضربالمثلسازي، اغراق، مبالغه، تضاد و طباق از ابزارهاي طنزنويسي هستند.
هرچند طنز راديويي بر خلاف طنز مطبوعاتي خيلي نميتواند داراي صنايع ادبي باشد اما تا آنجا که ارتباط با مخاطب اجازه بدهد ميشود از صورخيال و ديگر صنايع استفاده کرد. هميشه شخصيتپردازي را در نوشتههايم داشتهام زيرا با اين ابزار بهتر ميتوان رفتارهاي تناقضنما را به نقد کشيد. از طنز موقعيت هم استفاده ميکنم؛ مثلا مردي که به عضويت اتاق فکر اداره انتخاب ميشود اما هر وقت و هرجا مينشيند به فکر کردن، ديگران او را بيکار يا روانپريش ميپندارند. او در موقعيتي قرار ميگيرد که دست آخر مجبور ميشود از اين کار استعفا بدهد.
* ويژگيهاي مشترک و متفاوت طنز راديويي و مطبوعاتي را بفرماييد (از لحاظ فرمي، شکلي و محتوايي)
به نظرم دست نويسنده در نوشتن طنز مطبوعاتي بازتر است. شايد به اين دليل که خطوط قرمز و حساسيتهاي کمتري دارد. متن راديويي و مطبوعاتي از لحاظ فرم وجوه مشترکي دارند اما همانطور که در پاسخ بالا اشاره کردم در طنز مطبوعاتي بهتر ميشود از صنايع ادبي استفاده کرد زيرا امکان مکث و توقف روي سطرها و دوبارهخواني آنها براي درک و تأويل وجود دارد اما برنامههاي راديويي گذري سريع دارند و به همين سبب نميشود در نوشتن متن طنز، زياد از کنايه و استعاره و ديگر صورخيال استفاده کرد.
* تا جايي که ما ميدانيم کار کردن در راديو درآمد خوبي ندارد. پس چرا بعضيها خيلي دلبست? فعاليت در راديو هستند؟ پولش براي آنها کافي است يا عشق فعاليت در راديو را دارند؟
همانطور که بين شنوندههاي پروپاقرص راديو يک عشق و حس نوستالژيک وجود دارد، اين احساس در نويسندگان راديو هم هست. با اين که در راديو مشهور شدن کمتر اتفاق ميافتد و از نظر درآمد هم با تلويزيون قابل مقايسه نيست، خيليها کار در راديو را بيشتر دوست دارند.
* درآمد شما از راديو در اين مدت خوب بوده؟ راضي هستيد؟
وقتي کار را با راديو شروع کردم بابت هر ده صفحه متن، هزار تومان ميگرفتم که به مرور زمان بيشتر شد و الان بابت بيست صفحه متن (نمايشنامه، شعر و نثر طنز) صد هزار تومان ميگيرم. البته بعد از چند ماه سماق مکيدن. با حقالزحم? راديو عموما نميشود زندگي کرد، مگر در استخدام آن سازمان باشيم. اگر من توانستهام زندگي کنم علتش اين است که کار در راديو کار دوم من بوده است.
* از سختيها و مشکلات طنزنويسي براي راديو بگوييد.
کار نويسندگي در راديو بعد از کار در معدن سختترين کار است زيرا حواست بايد به هزار جا باشد. از تنوع سن و سال مخاطب تا منصفانه نوشتن و در مبالغه، مبالغه نکردن. همچنين بايد حس و حال شنونده را در نظر داشته باشيم، زيرا مخاطب يک برنام? راديويي برعکس مخاطب يک متن مطبوعاتي، فقط مشغول خواندن متن نيست و ممکن است در حال گوش دادن به راديو بادمجان سرخ کند يا رانندگي کند.
يکي ديگر از مشکلات طنزنويسي براي راديو اين است که گاهي مجريها متوجه منظورت نميشوند و پلاتو را طوري اجرا ميکنند که طنزت به فنا ميرود. نويسندگي در راديو بخاطر استرس زياد در همان سالهاي نخست موجب سفيدي مو و پيري زودرس ميشود. مثلا من خودم چهل سالم بود که از آسايشگاه سالمندان برايم دعوتنامه ميآمد که باقيماند? عمرم را در آنجا بگذرانم و خيلي جاها روز سالمند را به من تبريک ميگفتند.
* ممنونم. اگر حرف ديگري هم داريد بفرماييد.
خير، عرض ديگري نيست. هرچه حرف داشتم در اين سي سال در متنهاي راديوييام گفتهام. مابقياش را هم شما زحمت کشيديد و پرسيديد. اگر نکته جديدي به ذهنم رسيد که بعيد ميدانم حتما با شما تماس ميگيرم.
روح الله احمدي – دفتر طنز حوزه هنري



