آن سرسلسله ي خاندان دُخاني ، آن آفتِ سمينارهاي آن چُناني … آن باعث و باني ريه ها?ِ بيمار و سُرفه هاي کش دار ، امّ الدخانيات و جامع المرضات سيگار … گويند به سالِ هزار و اندي فردي سبک عقل از اهالي قاجاريه ، به نام سيگارالدوله نخستين بار سيگار را از ممالک بيگانه به ايران وارد کرد و از آن پس ملت شورَش را درآوردند. از عجايب سيگار همين بس که نخست فرد مِن باب تفريح و تفنن يک نخ ميکشد و به خيال خام خود ديگر نميکشد و زهي خيال باطل !نقل است که روزي مريدان به خدمت سيگارالدوله درآمدند و بگفتند : اي استاد! ما را نصيحتي بفرما مِن باب آداب سيگار کشيدن ؟
استاد قدري بيانديشيد و بگفت : در کتاب اخلاق سيگاري آمده يک سيگاري متمدن و متشخص هيچ گاه در پمپ بنزين سيگار استعمال نميکند . مريدان احسنت گويان و هوراکشان گرد استاد حلقه زدند و او را از زمين برگرفته و به هوا فرستادند و مکرر اين عمل بکردند ؛ تا آن جا که فندکي از جيب استاد بر زمين افتاد و به همراه پمپ منفجر گشت … !
روزي در تاکسي نشسته بوديم که ناگاه شخصِ راننده ، سيگاري آن هم از اين قرمز خطرناکها آتش زدندي و پُک به پُک کشيدي و حال ما را گرفتي ! او را گفتم : حضرت آقا آيا ميداني اين سيگار که در دست گرفتهاي و پُز روشن فکري برداشتهاي و پُک ميزني هي مدام ، 30 درصد براي خودت مضر است و 70 درصد باقي مانده را در حلق مبارک ما فرو ميکند ؟؟ رانندهي سيگاري قدري تامل بنمود و بيانديشيد و بگفت : به راستي که شما چشم مرا به واقعيت گشوديد ! پس تا دير نشده شما اين سيگار را بگيريد و بکشيد ؛ بلکه اين 70 درصد به ما برسد و اينگونه جبران مافات کرده و از خجالتتان در بياييم! اين جا بود که بنده ديگر سکوت پيشه کردم و در راه به اين فکر ميکردم که سرِ خود را با چه زاويهاي به ديوار بکوبم بهتر است!
آورده اند که روزي فردي مصرف کننده را ديدند که گوشهي عزلت گرفته و لام تا کام دود نميکند. گفتند : از چه روي به اين روزگار درآمدي ؟؟ بگفتا : کز دود و دم ملولم و اکسيژن آرزوست!
گويند روزي سيگارالدولهي قاجار لعنة الله عليه که چه افراد را که در ورطهي اين بلاي خانمان سوز گرفتار نکرد توسط خيل بزرگي از به دام افتادگان به دام افتاد و جملگي او را مورد عنايت قرار دادندي و آنقدر او را بزدندي تا مرد و جز نامي از او نماند.


