اهميت زبان در طنز نويسي


  مهرداد صدقي متولد 1356، شهرستان بجنورد، نويسنده و طنزپرداز، استاد دانشگاه، در بسياري از جشنواره ها مقام آورده و کتابها و آثار متعددي از وي منتشر شده است: 
نقطه ته خط، مغزنوشته هاي يک جنين، آبنبات هلدار، رقص با گربه ها، ميرزا روبات. همچنين به تازگي کتاب «آبنبات هل دار» نوشته مهرداد صدقي که توسط دفتر طنز و انتشار سوره مهر منتشر شده است به عنوان کتاب سال در بخش رمان چهاردهمين دوره جايزه شهيد حبيب غني پور انتخاب شده است.

 

 

چگونه به دام طنز افتاديد يا طنز به دام شما افتاد؟ 
 
شوخ طبعي در خانواده ما ژنتيکي است و از مرحوم پدرم آنقدر خاطره و جملات طنزآميزي به يادگار مانده که اگر فقط همان ها را بنويسم چند کتاب مي شود. دربچگي فکاهيون مي خواندم و عاشق برنامه صبح جمعه با شما بودم. بزرگتر که شدم هفته نامه گل آقا درآمد و خواننده ثابتش شدم. اقبال عمومي به سمت برنامه هاي شادي آور نيز مرا ترغيب کرد که در اين فضا ها بيشتر بخوانم و کم کم خودم هم علاقه مند شدم که در اين فضا بنويسم. علاقه مندي به ادبيات طنز باعث شد که وقتي چيزي مي نويسم، حتي اگر نخواهم طنز بنويسم باز هم قلمم به سمت طنز برود. اولين جشنواره سراسري دانشجويان را آقاي زرويي در سال 1379 برگزار کردند و من براي آن جشنواره داستان طنزي فرستادم. از آن هنگام پاي ثابت جشنواره هاي طنز شدم. گاهي دست خالي برگشتيم و گاهي لطف خدا شامل حال ما شد.
 
چطور شد که به سمت داستان رفتيد؟ 
 
هم  نثر مي نويسم و هم داستان اما چند عامل باعث شد روي داستان بيشتر وقت بگذارم. اول اينکه تعداد داستان نويسان طنز کم است و بيشتر طنز نويسان نثر مي نويسند. اگر داستان هم بنويسند، بيشتر سراغ داستان کوتاه مي روند. حالا يا به اين علت که براي نشريه اي مي نويسند که بازخوردهاي آن سريع است و يا اينکه فرصت کافي براي نگارش داستان بلند ندارند. دوم اينکه بيشتر نثرها راجع به مسائل روزمره و رخدادهاي سياسي است که علاقه چنداني به آن ندارم. وقتي داستان بلند مي نويسيد هم زمان بيشتري را از شما مي گيرد  و هم بازخورد آن دير تر مشخص مي شود اما اثر اگر از کيفيت خوبي برخوردار باشد، ماندگارتر خواهد بود. در نثر دهخدا را داريم که در چرند و پرند کارش محشر است اما براي من فضاي رمان حاجي باباي اصفهاني ملموس تر است. خيلي خوب است که دوستان به سمت نوشتن کار بلند هم بروند. تجربه ي خودم اين بوده که وقتي  کار بلند طنزي را مي خوانم دوست ندارم تمام شود. بر خلاف خيلي از داستانهايي که شما مي خوانيد تا زودتر تمام شود و ببينيد در آخر چه اتفاقي مي افتد. شما وقتي داستان بلند يا رمان طنزي را مي خوانيد نگران اين هستيد که اين صفحاتش رو به پايان است. حجم ورقهاي باقيمانده از کتاب مثل ساعت شني توام با دلخوشي است و احساس مي کنيم که اين دلخوشي دارد تمام مي شود. لذتش در مجموع بيشتر است هم در نوشتن و هم در خواندن.
 
داستان بلند، رمان، داستان کوتاه چه ويژگي هايي بايد داشته باشد که بتوان به آن داستان طنز گفت؟ 
 
من تلقي خودم را مي گويم. ممکن است دوستان موافق باشند يا نباشند. ما داستان هاي جدي و داستان نويسان جدي زيادي داريم که در آثارشان از طنز هم استفاده کرده اند اما به عنوان چاشني کار بوده است و اين آثار را به عنوان داستان طنز نميشناسيم. در حوزه شعر، شعرهاي حافظ رندانه اند و طنز ظريفي در بسياري از ابيات آن به چشم مي خورد اما به ديوان حافظ نمي گوييم ديوان اشعار طنز. در داستان طنز نيز بايد علاوه بر رعايت اصول داستان نويسي، اثر از شيريني لازم برخوردار باشد و با زباني شيرين، نقدي هم بر نابسامانيهاي سياسي يا اجتماعي داشته باشد. اثر، هم شاخصه هاي داستان را داشته باشد و هم موقعيتهاي طنزآميز فراواني داشته باشد. اگر بار داستاني ضعيف شود، حتي اگر اثر از قدرت طنزپردازي خوبي هم برخوردار باشد، اثر موفقي نخواهيم داشت. طنزپردازاني که مي خواهند داستان بنويسند بايد پيش از هرچيز قواعد داستان نويسي را بشناسند و به عناصر و ويژگي هاي داستان توجه بيشتري کنند. مثل شاعر طنازي که در عين طنزآفرين بودن به استحکام زبان هم توجه ويژه اي دارد.
 
براي کساني که طنز را جدي دنبال مي کنند چه توصيه اي داريد؟ 

 
من خودم يکي از کساني هستم که مي آموزم و بهتر است توصيه اي نداشته باشم. 

به عنوان يک طنزنويس، چقدر در زندگي جدي هستيد؟

به لبخند طنزنويسان و لبخند آفريني آنها نگاه نکنيد. همه طنزنويسان آدمهايي کاملا جدي هستند. شايد موقع خواندن يک متن طنز لبخند بزنيد اما بايد بدانيد عرق طنزپرداز درآمده و بارها نوشته و خط زده، عصباني شده، حتي ممکن است گريسته باشد اما اثري مي آفريند که براي ما طنزآميز است. من براي نوشتن طنز ارزش قائلم و وقتي چنين ديدگاهي دارم، احتمالا براي مخاطب هم دم دستي نخواهد بود. اما اگر صرفا با اين نگاه بنويسم که چيزي بنويسم و حالا براي مجله اي مي فرستم و مطمئن باشم که به هر حال چاپ خواهد شد و خيلي هم مخاطب مهم نباشد و فقط دنبال حق التاليف باشم يا به هر دستاويزي چنگ بزنم تا مخاطب را بخندانم، اينجا احساس مي کنم که خودم را جدي نگرفته ام و براي کارم هم ارزش قائل نبوده ام. از اين ديدگاه اثر ارزشمند و قابل اعتنايي بيرون نمي آيد. ارزش قائل شدن براي خود نوشتن خيلي مهمتر از خودِ نوشته است.
 
زيباترين کتابي که در حوزه طنز خوانده ايد؟ 
 
سرگذشت حاجي بابا اصفهاني هم زبان قدرتمندي داشت و خيلي جاها طنز گزنده اي داشت. ماجراي دن کاميلو را هم خيلي دوست دارم.  
 
 
کتابهاي پيشنهادي شما براي کساني که مي خواهند داستان و نثر طنز بنويسند؟ 

کتابهاي خوبِ جدي را بايد خواند. فيلم هاي خوب ببينند. کارهاي ماندگار و کلاسيک ادبيات را بخوانند. فقط منحصر به طنز نباشد. تا با زبان قدرتمند آشنا شوند. ممکن است اگر مطالعات محدود به طنز باشد آن وقت کم کم زبان سست شود. اثري طنز ممکن است نقيضه اي بر اثري جدي باشد. من آن کار جدي را نخوانده ام و در اين اثر طنز قالبهاي آن کار جدي شکسته شده است و اين اثر خلق شده است. اگر فقط اثر دوم را بخوانم به ظرافتهايي که طنز نويس بايد انجام دهد واقف نخوام بود و تکنيک را به شکل کپي کردن ياد گرفتم و تکنيک را درک نکردم. آثار جدي و مطرح ادبيات را هر چقدر بيشتر بخوانيم بهتر است. ضمن اينکه خواندن آثار طنز هم ضروري است.
 
بين روايت، طرح داستان ، موقعيت هايي که در داستان ايجاد مي شود و زبان داستان کدام اهميت بيشتري دارد ؟ 
 

همه ي موارد مهم است. اگر دو داستان داشته باشيم که تقريبا شرايط برابري داشته باشند. کاري که زبان قوي تري دارد جذاب تر است. براي مثال  ممکن است شخصي داستاني را بنويسد و آنقدر موضوعش خوب باشد که بگوييم چه حيف کاش زودتر به ذهن من رسيده بود چرا که من مي توانستم اين ايده را خيلي بهتر بنويسم اما حالا چون شخص ديگري آن را نوشته به سراغ آن نمي روم. اينجا طرح و خلاقيت مهم بوده است اما پنجاه سال بعد نگاه نمي کنند که اين اول نوشته يا آن . کار بهتر، بهتر مي ماند. 

لطفا کوتاه بفرماييد: 
 
عمران صلاحي |  خيلي خوبه
 
منوچهر احترامي |  کودک درون بسيار دوست داشتي در ادبيات کشور 
 
مهرداد صدقي | بگذاريم بر عهده مخاطب
 
رمان طنز | شيريني مداوم و کمياب
 
محمد علي علومي | صداقت شيرين دوست داشتني
 
دفتر طنز حوزه هنري |  ملجا طنزپردازان 

 

 
پايان گفتگو
مهدي فرج اللهي| دفتر طنز

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید