امیرحسین قیاسی و بحران معنا در فضای مجازی

امیرحسین قیاسی و بحران معنا در فضای مجازی

امیرحسین قیاسی و بحران معنا در فضای مجازی

نویسنده: منا محمدنژاد

امیرحسین قیاسی از نخستین چهره‌هایی است که مسیرش را از تلویزیون به دنیای مجازی کشاند و در این گذار، شکل تازه‌ای از کمدی را به نمایش گذاشت.

او برخلاف بسیاری از کمدین‌های هم‌دوره‌اش، نه از تئاتر آمده بود و نه از سینما؛ بلکه از دل مسابقه‌ی تلویزیونی «خنداننده‌شو» سر برآورد و به‌تدریج به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی طنز فضای مجازی تبدیل شد.

اما همین نقطه‌ی شروع تلویزیونی، بعدها به تناقضی در کارنامه‌اش انجامید: قیاسی از دل رسانه‌ای بیرون آمد که در ساختارش طنز را محدود می‌کرد، و امروز هنوز گاهی اسیر همان محدودیت‌هاست؛ حتی وقتی در ظاهر آزادانه حرف می‌زند.

نیمه شب با امیرحسین قیاسی

او از همان آغاز نشان داد که زبان و منطق طنز روز را می‌شناسد. شوخی‌هایش نه کلمه‌به‌کلمه، بلکه موقعیت‌محور و واکنشی‌اند؛ برآمده از اتفاق‌های روز، فضای مجازی و گفتار عمومی.

درک او از ریتم، ضرب‌آهنگ گفت‌وگو و «حس زمان» دقیق است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که همین تکیه بر زمانه، او را بیش از حد وابسته به لحظه می‌کند.

طنز امیرحسین قیاسی اغلب تاریخ مصرف دارد؛ شوخی‌هایی که امروز می‌درخشند و فردا فراموش می‌شوند. او کمتر تلاش کرده است تا از دل این لحظه‌نگاری‌ها، به یک زبان پایدار و شخصی برسد.

برنامه‌های «نیمه‌شب» و «پامپ» گرچه نشانه‌ی خلاقیت او در فرم‌اند، در محتوا گرفتار نوسان‌اند. «نیمه‌شب» تقلیدی هوشمند از قالب Late Night است، آن‌هم بعد از شکست‌های پیاپی در فصول ابتدایی خود اما گاهی شوخی‌ها به اندازه‌ی کافی عمیق نیستند و بیشتر از جنس طعنه به اخبار‌ند تا نقد اجتماعی.

در «پامپ» هم، هرچند گفت‌وگوها زنده و بی‌واسطه‌اند، انتخاب مهمان‌ها و لحن پرسش‌ها گاه بیش از آن‌که طنزآفرین باشد، به شوخی سطحی و حتی خودنمایی مجری شباهت دارد. قیاسی در این برنامه بیش از اندازه در مرکز توجه قرار می‌گیرد؛ شوخی‌ها حول خودش می‌چرخند، نه سوژه.

از نظر فنی، قیاسی می‌داند چگونه برای پلتفرم تولید کند. او ریتم کوتاه، تدوین تند و کلیپ‌سازی را می‌شناسد اما همین مهارت گاهی به ضد خودش بدل می‌شود.

وقتی هر گفت‌وگو به ده‌ها ویدئوی چند دقیقه‌ای تقسیم می‌شود، انسجام محتوایی از بین می‌رود و طنز به «مصرف فوری» تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، شوخی‌ها دیگر چیزی نمی‌سازند، فقط حواس را قلقلک می‌دهند.

بخش دیگری از نقد به جهان فکری او بازمی‌گردد. قیاسی در ظاهر از جامعه فاصله نمی‌گیرد و سعی می‌کند «میان مردم» بماند اما در عمل گاه در دام همان نگاهی می‌افتد که جامعه را از بالا می‌سنجد.

شوخی با «نسل زد» یا با فضای مجازی، گاهی نه نقد هوشمندانه‌ی رفتارها، بلکه نوعی تمسخر محافظه‌کارانه است. طنز اجتماعی وقتی ارزش دارد که همدلی و نقد را با هم داشته باشد؛ درحالی‌که طنز قیاسی در مواردی فقط نقد است بی‌آن‌که همدل باشد.

در مسیر اخیرش نیز نشانه‌هایی از لغزش دیده می‌شود. برخی شوخی‌های جدید او در مرز لودگی و طنز می‌چرخند. او که گاه به ظرافت از مرزهای ممنوعه عبور می‌کرد، حالا گاهی از عمد به آن‌ها نزدیک می‌شود تا ترند بسازد. این انتخاب شاید در کوتاه‌مدت دیده شود اما در بلندمدت می‌تواند اعتبارش را از بین ببرد. کمدینی که برای بقا در فضای مجازی شوک می‌فروشد، دیگر طنزپرداز نیست؛ سرگرم‌کننده است.

با همه‌ی این انتقادها، امیرحسین قیاسی (شاید نه از سر خودآگاهی) هنوز یکی از معدود چهره‌هایی است که می‌کوشد طنز را از کلیشه‌های تلویزیونی و رکیک‌گویی شبکه‌های اجتماعی نجات دهد.

او هنوز می‌خنداند اما در همان حال تلاش می‌کند معنا هم تولید کند. آینده‌ی او مثل هر طنزپردازی به این بستگی دارد که بتواند از طنزِ واکنشی به طنزِ تفسیری برسد؛ از خنداندن برای لحظه به خنداندن برای اندیشیدن.

پایان

نقدهای قدیمی‌تر را در «نیمه شب با امیرحسین قیاسی» بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید