استفاده از صداهای تصویرساز در طنزنویسی
نویسنده: محمد تسلیبخش
صدای شرشر آبشار و آواز پرندهها در کنار هوای خنک و مطبوع آن منطقه روح آدم را تازه میکرد. یک گوشه آتش کوچکی درست کرده بودند و قلقل کتری روی آتش، خبر از یک چای جنگلی خوش عطر و طعم میداد.
احمد قلاب ماهیگیریاش را انداخته بود داخل رودخانه و مشغول بود. بهروز گفت: «تو مطمئنی اینجا ماهی پیدا میشه؟ من که هرچی دقت میکنم فقط صدای قورقور قورباغه میاد.»
احمد گفت: «آخه مگه ماهی صدا داره که تو بخواهی صداش رو بشنوی؟ اون هم که میشنوی صدای قورباغه نیست صدای قار و قور شکم جناب عالیه.» بعد همانطور که قلابش را تنظیم میکرد ادامه داد: «میتونی بری یک سر به چایی بزنی ببینی دم کشیده یا نه؟ نری خودت رو بسوزونی ها!»
بهروز همانطور که به سمت آتش می رفت گفت: «بَه! آقا رو. من خودم مرد جنگلم. حیف که یک روز بیشتر اینجا نیستیم و الّا همینجا، بالای همین درخت بزرگه، با شاخ و برگهای اطراف یک خونه جنگلی مشتی درست میکردم بری اون بالا واسه خودت چَهچَه بزنی». احمد از قسمت دوم ایده بهروز خوشش آمد همانطور حین ماهیگیری خواست بزند زیر آواز که ناگهان…
-آخ!….آخ!….. اوف اوف اوف…
-چی شد؟ چی کار کردی؟
-هیچی بابا سوختم…. آی آی آی….اوف اوف اوف….
-جناب مرد جنگل! یک روز با همدیگه اومدیم طبیعتگردی ها! ببین می تونی جنازه خودت رو بذاری رو دست من!
صداهای تصویرساز در طنزنویسی
به این مثالها دقت کنید:
– صدای شرشر باران از دیشب ادامه داشت.
– قار قار کلاغها آسمان را پر کرده بود.
– خش خش برگ درختان پاییزی زیر پای عابران.
– مگسی وز وز کنان دور سرش می چرخید.
داشتم یواشکی میرفتم سراغ کتلتها که ناگهان شترق! سوزش شدیدی را پشت گردنم احساس کردم و از جا پریدم.
استفاده از آواهای آشنا به تصویر ذهنی، باعث میشود تصویر مشخصی برای خوانندگان اثر شما ساخته شود که شاید اگر با هزار کلمه توضیح دهید به آن وضوح در ذهنشان نقش نبندد. حتی «شرشر» باران نسبت به «نمنم» باران، حال و هوای متفاوتی را در مورد نوع بارانی که میبارد به مخاطب منتقل میکند.
اصولا قابلیت زبان فارسی در این زمینه از خیلی از زبانهای دیگر بیشتر است. به همین خاطر در متنهای خارجی و ترجمه کمتر از این هنرها که نزد ایرانیان است و بس پیدا میکنید.
نکته اول: یادتان که نرفته، خیلی از فنون و تکنیکها در شوخینویسی و جدینویسی مشترک است پس اگر میخواهید متن کمدی بنویسید باید این تکنیکها را با خوشمزگی و ذوق طنزنویسی خودتان ترکیب کنید.
نکته دوم: شورش را درنیاورید. درست است که شاید استفاده از صداهای تصویرساز کار جالب و بامزهای به نظر برسد ولی دقیقا مثل نمک غذا، کمش خوب است و باید به اندازه مصرف شود.
اگر کل متن پر از سر و صدا و کلمههای بیمعنی و تکرار شونده شود چهره متن از نظر ظاهری زشت و اثرگذاری آن هم کمتر میشود و حتی ممکن است متن بیمزه شود. نمیشود یک متن جلوی مخاطب بگذارید که همهاش پر از سر و صدا باشد.
پایان
سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید



