مواد اولیه طنز در جنگ
نویسنده: منا محمدنژاد
جنگ معمولاً با صدای انفجار، آژیر خطر و خبرهای جدی شناخته میشود اما طنزنویس موجود عجیبی است؛ حتی در میان همین خبرهای تلخ هم دنبال مادهای میگردد که بتواند از آن لبخندی کوچک بسازد. البته طنز در جنگ و این خنده برای کوچک کردن رنج نیست، بلکه راهی است برای نفس کشیدن در هوای سنگین جنگ.
طنز هم مثل آشپزی است؛ برای پختن آن باید مواد اولیه داشته باشید. در روزهای جنگ، این مواد عجیبتر و گاهی تلخترند اما همچنان میتوان از آنها طنز ساخت.
مواد اولیه طنز در جنگ
۱. اخبار رسمی؛ جدیترین منبع طنز
اخبار جنگی اغلب با لحنی بسیار جدی و پرطمطراق نوشته میشوند. همین جدیت گاهی بهترین بستر طنز است. مثلاً خبرها ممکن است بگویند «اوضاع کاملاً تحت کنترل است»، درحالیکه مردم در خانه دنبال شمع و پاوربانک میگردند. طنزنویس دقیقاً از همین فاصله میان «خبر رسمی» و «زندگی واقعی» طنز میسازد.
۲. شایعات؛ سریعتر از موشک حرکت میکنند
در زمان جنگ شایعهها با سرعتی عجیب پخش میشوند. یکی میگوید فردا اینترنت قطع میشود، دیگری میگوید فلان شهر را تخلیه کردهاند، سومی میگوید پسرِ خواهرِ همسایهاش خبر دقیق از مذاکرات پنهانی دارد. این گردش عجیب شایعات یکی از غنیترین منابع طنز است؛ چون اغلب از ترس و تخیل مردم ساخته میشود.
۳. زندگی روزمره
جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد؛ در صف نان، در سوپرمارکت، در خاموشیهای شبانه و حتی در بحثهای خانوادگی سر اینکه «چراغ را روشن نکن، هواپیما میبیند!» طنزنویس اگر گوش تیز داشته باشد، میتواند از همین صحنههای کوچک زندگی طنز بسازد.
۴. تناقضها
جنگ پر از تناقض است؛ مردم از جنگ میترسند اما همزمان درباره آن شوخی میکنند. همه میگویند اوضاع بد است اما همچنان درباره قیمت گوجهفرنگی هم بحث میکنند. صدای انفجار میآید اما کسی هنوز دنبال گوشی همراهش میگردد. طنز دقیقاً در همین تضادهای عجیب زندگی متولد میشود.
۵. زبان رسمی و شعارها
در زمان جنگ، شعارها و جملات رسمی زیاد میشوند. این زبان گاهی آنقدر بزرگ و حماسی است که وقتی کنار زندگی معمولی قرار میگیرد، ناخواسته حالتی طنزآمیز پیدا میکند. طنزنویس میتواند با بازی با همین زبان رسمی، طنزی ظریف و هوشمندانه خلق کند.
۶. خاطرات کوچک مردم
گاهی یک جمله ساده از یک آدم معمولی از هزار خبر مهمتر است. مثلاً مادری که میگوید: «از صدای انفجار نترسیدم، از این ترسیدم که فردا نان پیدا نشود.»
یا پیرمردی که میگوید: «ما جنگ قبلی را هم دیدهایم، فقط آن موقع اینترنت نداشتیم که هر پنج دقیقه خبر تازه بخوانیم!»
این جملههای ساده، گنجینههای طنز انسانیاند.
طنزنویس در روزهای جنگ لازم نیست دنبال سوژههای عجیب بگردد؛ سوژههای طنز در جنگ همهجا هستند؛ در اخبار، شایعات، صفها، گفتوگوهای روزمره و حتی در سکوتهای طولانی.
کار طنزنویس این نیست که جنگ را خندهدار نشان دهد، کار او این است که نشان دهد انسان حتی در دل تاریکی هم هنوز توانایی لبخند زدن دارد.
پایان
سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید



