فیلم دو روز دیرتر و فرزندآوری به شرط ارث

فیلم دو روز دیرتر و فرزندآوری به شرط ارث

فیلم دو روز دیرتر و فرزندآوری به شرط ارث

نویسنده: علی ملکشاهی مقدم

دو روز دیرتر، تازه‌ترین اثر اصغر نعیمی، کمدی-رمانتیکی است که قریب به بیست سال پس از فیلم بی‌وفا، در همان ژانر و زیرژانر با رویکرد اجتماعی ساخته شده و تلاش می‌کند یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات امروز جامعه ایران، یعنی فرزندآوری و بحران جمعیت را با زبان طنز روایت کند.

فیلم از همان ابتدا نشان می‌دهد که قصد دارد از فضای شعاری دور باشد؛ اما دقیقاً در همین فاصله‌گذاری بین طنز و مضمون است که دچار لغزش می‌شود.

دو روز دیرتر، داستان زوج جوانی به نام‌های سهیل و مریم است که مثل بسیاری از هم‌نسلان‌شان بین چند دغدغه گیر کرده‌اند و ترس از بی‌ثباتی مالی، بچه دار شدن و نداشتن آینده روشن اجتماعی منجر به تصمیم ایشان مبنی بر مهاجرت شده است، اما مرگ ناگهانی عمه مریم و در ادامه، شرط پدرش غلامحسین در خصوص ارث، زندگی‌شان را دگرگون می‌کند و حادثه محرک فیلم می‌گردد. حال، آن‌ها باید درباره داشتن یا نداشتن فرزند تصمیم بگیرند.

تجربیات سالیان گذشته نشان می‌دهد هر فیلم اجتماعی که سراغ موضوعات سیاست‌گذاری شده‌‌ای مانند فرزندآوری برود، با یک خطر بزرگ مواجه است، این‌که شوخی‌ها وارد حوزه مضمون شوند و فیلم پر از شعارهای گل‌درشت شود.

فیلم دو روز دیرتر نیز با وجود تلاش نویسنده باتجربه‌ای چون رضا مقصودی در آماده سازی طرح و نسخه اول فیلمنامه و در ادامه همراهی حمید اکبری خامنه جهت تکمیل متن، اسیر این دام شده است.

برای نمونه، در چند صحنه فیلم دو روز دیرتر، گفت‌وگوها درباره لزوم افزایش جمعیت بیش از حد مستقیم هستند و از زیرمتن خبری نیست. همچنین در بعضی لحظه‌ها حس می‌شود فیلم توضیح می‌دهد، نه آن که روایت کند.

نکته حائز اهمیت آن است که انگیزه کاراکترها به درستی شکل نمی‌گیرد و به همین سبب، ترس و نگرانی ایشان، دغدغه مخاطب نمی‌شود. این مهم در شخصیت اصلی مرد فیلم با بازی سینا مهراد به نقطه ضعف بزرگی تبدیل می‌شود.

با توجه به آن که شخصیت، دریچه ورود تماشاگر به فیلم است و در فیلم دو روز دیرتر شخصیت پردازی با نقص همراه است، غالبا با تیپ مواجه هستیم و کارگردان روی حافظه تاریخی مخاطب حساب باز کرده است.

این موضوع در خصوص غلامحسین با بازی فرهاد آییش که بسیار مشابه شخصیت مش ماشالله در فیلم پوپک و مش ماشالله به کارگردانی فرزاد موتمن است؛ نمود بیشتری می‌یابد.

البته چنین شخصیت‌های مذهبی که کنش‌های خلاف عرف کنونی جامعه دارند و بدون منطق با حوادث مواجه می‌شوند و تنها دغدغه‌شان فرزندآوری است، به ضرس قاطع، خلاف مضمون مدنظر سازمان سازنده فیلم عمل می‌کنند.

فیلم دو روز دیرتر

از منظر کارگردانی، در بخشی از فیلم که در خانه زوج جوان فیلمبرداری شده، تلاش شده تا خانه، کوچک، اتاق‌ها تنگ و قاب‌ها اغلب فشرده‌ باشند.

این محدودیت فضایی، احساس تنگنای اجتماعی–اقتصادی را منتقل می‌کند و دقیقاً جایی است که فرم در خدمت متن قرار می‌گیرد، نه از طریق دیالوگ، بلکه از طریق سازمان‌دهی فضا.

یکی از موارد مهمی که در اغلب فیلم‌های کمدی-تجاری ایران نادیده گرفته می‌شود، بلاکینگ یا موقعیت‌گذاری شخصیت‌ها در قاب است که در دو روز دیرتر رعایت شده است.

برای نمونه، در ابتدای فیلم، سهیل و مریم اغلب در یک قاب واحد دیده می‌شوند، اما با افزایش تنش، قاب‌ها تکی می‌گردد و یا شکسته می‌شود و یکی از شخصیت‌ها در پیش‌زمینه و دیگری در پس‌زمینه مشاهده می‌گردد.

در چند صحنه کلیدی نیز یکی از شخصیت‌ها داخل قاب قرار دارد و دیگری فقط با صدای خارج از قاب، همراهی می‌کند که این تکنیک برای نشان‌دادن شکاف در رابطه مؤثر است.

از دید تدوینی، نیمه اول فیلم دو روز دیرتر با تدوین سریع، دیالوگ‌‌گویی پینگ پنگی تند و جابه‌جایی‌های سریع بین صحنه‌ها همراه است، لذا در این بخش، کمدی خوب کار می کند، اما در نیمه دوم فیلم، ریتم کند می‌شود، پلان‌ها طولانی‌تر می‌شوند و فیلم به‌جای حرکت روایی، وارد توضیح مفهومی مضمون می‌شود. این تغییر فرم ناگهانی، انسجام ساختاری را از فیلم می‌گیرد و آن را از یک کمدی-رمانتیک پویا به یک گفت‌وگوی طولانی تبدیل می‌کند.

در انتها، دو روز دیرتر فیلمی است قابل‌تماشا که می‌تواند مخاطبان عام را سرگرم کند و در عین حال بحث مهمی را درباره آینده جمعیت پیش بکشد، اما از میان عناصر ارسطویی درام، مضمون بر پیرنگ و شخصیت پیشی می‌گیرد و در نهایت به سطح یک کمدی-رمانتیک خوب نمی‌رسد.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید