ای برق خر بی من مرو!
نویسنده: سمیه رستمی
مسئولین جلو، جلو اعلام کردهاند که هوا تا چند روز آینده چنان گرم خواهد شد جوری که دیگر چای دیشلمه هم جوابگو نیست و آدمی چون از در خانه خویش برون آید ناگه بسان چیز فیل پولاقی صدا درداده و دل اندرونش از کالبد برآید.
خوب آدمی هم با خودش میگوید دم مسئولین گرم که خبر میدهند؛ اما مسئولین در ادامه گفتهاند: رویمان به دیوار ندامتگاه اوین و قصر و قزلحصار، برق هست؛ ولی کم است. احتمال خاموشی از آنچه در جدول خاموشیای که نمیبینید، به شما نزدیکتر است.
پس آدمی به فکر فرومیرود چه نوع خاکی بر سر بریزد که با فولیکول موهایش سازگاری بیشتر داشته باشد.
عقل سلیم میگوید: این تهدیدی است که باید به فرصت تبدیلش کرد. مثلاً وقتی کله ظهر برق میرود از مهندسی معکوس بهره برده و چند دست لباس گرم زمستانی را رویهم بپوشید.
اگر شانس آورده باشید، لحافکرسی سرجهازی مادربزرگ گرامیتان به شما ارث رسیده باشد، خودتان را درونش لول کنید. البته قبلش تمام وسایل گرمایشی خانه را روشن کنید. حالا شما سونای خشک خانگی و ارگانیک دارید.
درست زمانی که از تمام منافذ پوستتان عرق شُره میکند، یکهو خود را از تمام این حجابها برهانید؛ ولی تا جایی که عرف اجازه میدهد، مثلاً در حد انسانهای اولیه. سپس با تمام توان بدوید و از خنکای باد که به تن عرقکردهتان میوزد لذت ببرید. به این روش «کولر سرخود» میگویند.
یادتان باشد چیزی که شما را نکشد؛ قویترتان میکند و خوب واضح است چیزی که بکشد، راحتتان. ربطی به موضوع ندارد؛ اما این را بدانید و بمیرید به! یا ندانید و بمیرید؟!
در واقع آدمی باید نگاهش به ظرفیتهای داخلی باشد. از قدیم گفتهاند: کَس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من! حالا هم اگر قدیمیها بودند، میگفتند: «کَس نیْوَزد بر جان من، جز فوتهای نای من». سرتان را هم بچرخانید و همزمان فوت کنید که عدالت بین اعضای بدنتان رعایت شود.
اصلاً بیایید از زاویه دیگر به این قضیه نگاه کنید. این بهترین فرصت برای گرفتن حمام آفتاب است. یادتان باشد حق گرفتنی است. حقتان را از خورشید بگیرید. کف پشتبام دراز بکشید. چشم در چشم.
فقط وجداناً بعد از مغزپختشدن، توجه داشته باشید اگرچه در احکام اسلامی نور خورشید جزو پاککنندهها محسوب میشود؛ اما آن ماجرایش چیز دیگری است و به خودتان بیشتر از اینها امیدوار باشید و یک تُک پا زیر دوش آب بروید.
از تکنیکهای ذهنی بهره ببرید. به خودتان القا کنید پنکه و کولر روشن بوده و نسیم جانفزایی از جانب آنها به سمت شما میآید. فقط دقت کنید روی دور تند نباشند که سینهپهلو نکنید.
اگر از این قدرت ذهنی بیبهرهاید. یک بادبزن بردارید و به یاد بیاورید این وسیله قبل از اختراع وسایل سرمایشی کاری غیر از برافروختن آتش زغال داشته، وگرنه ممکن است بر اساس سابقه ذهنیتان، احساس زغال بودن، به شما دست بدهد و ناغافل خاکستر بشوید.
اگر ذهنتان در این حد هم یاری نمیکند، بروید استخری، پارک آبی، کنار دریایی، آبتنی کنید؛ اما اگر اینجا دیگر، جیبتان است که یاری نمیکند، اینهمه بوستان و فضای سبز. از سایه درختان استفاده کنید.
البته تأکید میکنیم، فقط سایه درختان نه ساقی بوستان! حالا اگر ساقی دستبهخیر بود و برای تست تعارف زد، رد احسان نکنید. مخصوصاً که اگر به ذهن شما کمک کند، حتی در نیمه پر لیوان زندگیتان کرالپشت بروید.
اگر هیچیک از این راهکارها عملی نشد، بین بد و بدتر انتخاب کنید. یعنی یا شوهرعمهتان را دعوت کنید تا برایتان لطیفههای خونوک و خاطرات کودکی و سربازیاش را تعریف کند یا بنشینید به صدر و ذیل ادیسون فحشهای تخصصی بدهید با این برقهایش.
خدا شاهد است اگر او برق را اختراع نکرده بود از کولر و یخچال هم خبری نبود بدعادت نمیشدیم. مثلاً بگویید: الهی سیمپیچ ژنراتورت با اُفت ولتاژ، کاپاسیتانس کنه! درست است که معنی کاپاسیتانس را نمیدانید؛ اما شک نکنید روح ادیسون هم نمیداند. فکر میکند لابد این کلمه فحش سنگین و عمیقی که تمام روابط فامیلی را پوشش میدهد.
جوری فاز و نول قاتى میکند که فیوز میترکاند، دل و جگر و سایر نقاط بدنتان که دچار احتراق شده، خنک میشود.
در آخر بروید خدا را شکر کنید با این کمبود برق، تازه خورشید پشتش به ماست و ازآنجاکه شکر نعمت، نعمتت افزون کند، وقتی شکرگزار باشید، خورشید بیشتر پشتش به ما میشود!
در ضمن؛ چیز فیل، نام اصیل و ایرانی پاپکورن بوده، اگرچه کمی شبیه فحش است؛ ولی بسیار مقوی و مغذی است.
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



