کتاب گچ پژ؛ لایک همایونی مستدام
نویسنده: پوریا نوری
تصورش را بکنید؛ سلطان صاحبقران همان طور که دارد با زبان دوران خویش درباره مصالح مملکت سخن میگوید، همزمان در شبکههای اجتماعی پست میگذارد، پست دیگران را با یک قلب قرمز مورد پسند همایونی قرار میدهد و با همان الفاظ و اصطلاحات زمانه خود برایشان نظر مینویسد و شکلک خنده میگذارد.
بعد هم هندزفریهای بلوتوثیاش را در گوشمبارک جای میدهد و به نوای دلنشین یکی از خواننده های زمانه خویش گوش میدهد.
شاید حتی تصورش هم خنده دار باشد و شما را یاد فیلمهایی با ژانر کمدی بیندازد. اما این دقیقا همان کاری است که محسن رضوانی با خوانندگان «گچ پژ» انجام داده است.
یک دفعه مخاطب را از زمان حال و با همان لباس ها و شکل و شمایلی که دارد از جا بلند میکند و درسته پرت میکند در عهد ناصری. بعد هم شروع میکند از مسائل و باید و نبایدهایی صحبت میکند که در زمان حال درحال وقوع است.
فرضکنید؛ یکی یقهات را از روی محبت و در خیابانی، در سال 1403 دودستی بچسبد و با ادبیات قجری برایت درباره «بیگلایک» صحبت کند. جوری که هم نفهمی و هم در عین حال کاملا شیرفهم شوی. این دقیقا همان کاری است که «گچ پژ» با آدم انجام میدهد.
به جرات هم میتوان گفت، به قدری کارش درست و درمان است که دوست دارید تمام کتاب را یک نفس بخوانید، بدون آنکه کوچکترین وقفهای میانش بیندازید.
کتاب «گچ پژ، عَصفوریههای محسن رضوانی» کتابی است با جلد و صفحات کاهی، که مسائل روزمره را، که گاه درباره وقایع خود نویسنده است و گاه توصیههایی را برای مخاطب خود دارد، با زبان و ادبیات قجری برای مخاطبین خود بیان کرده است.
کتابی که تصاویر دوران قاجاریاش همراه با طراحی جذاب و صدالبته بامزهای که برای هر تصویر انجام شده و در هر چند صفحه درمیان گنجانده شده است بر جذابیتش افزوده و مخاطب را ترغیب میکند که هر بخش را پشت بخش دیگری بخواند و به این زودیها کتاب را زمین نگذارد.
اگر شما هم علاقهمندید در حالی که تلفن همراه در دست دارید و مشغول گپ و گفت با دوست و رفیق و خانواده در فضای مجازی هستید، در کوچه و پسکوچههای عهد ناصری قدم بزنید و با زبان و ادبیات آن موقعها، از اوضاع و احوال این روزها با خبر شوید، مطالعه این کتاب را که انتشارات «سوره مهر» چاپ کرده، از دست ندهید.
در ضمن، توصیه اکید میشود که حتما یک استکان چای قندپهلو کنار دستتان باشد. چون موقع خواندن این کتاب خیلی میچسبد!
«قربان خاکپای جواهر آسای مبارکتان!»
این کتاب را میتوانید در طاقچه یا فیدیبو بخوانید و یا به صورت فیزیکی از این لینک تهیه کنید.
پایان
همچنین در دفتر طنز بخوانید: کتاب گچ پژ؛ روزمرگی در طهران با زبانی خاص



