کتاب ابوی فدوی و روایت طنزآمیز پدرانگی در یک نسل

کتاب ابوی فدوی و روایت طنزآمیز پدرانگی در یک نسل

کتاب ابوی فدوی و روایت طنزآمیز پدرانگی در یک نسل

نویسنده: منا محمدنژاد

اگر با والدینی بزرگ شده‌اید که جهان را از پشت عینک ایدئولوژی، سنت و قطعیت می‌بینند؛ اگر در زندگی‌تان لحظه‌هایی بوده که تفاوت نسل‌ها نه یک بحث نظری، بلکه یک تجربه‌ی روزمره، آزاردهنده و در عین حال خنده‌دار بوده است و اگر دهه شصتی هستید، «ابوی فدوی» دقیقاً همان کتابی‌ است که قرار است مدام زیر لب بگویید: «راست می‌گه…».

احمد ملکوتی‌خواه، در «ابوی فدوی» سراغ پدرش می‌رود؛ پدری مذهبی، سنتی، قاطع و صاحب‌نظر در همه‌چیز: از رانندگی و میوه‌خریدن گرفته تا تکنولوژی، مهاجرت، اخلاق، تربیت و حتی مناسبات جهانی. نویسنده این مواجهه‌ی دائمی را نه با خشم و نه با شعار، بلکه با طنزی ظریف، لحن محاوره‌ای و نگاهی انسانی روایت می‌کند.

زبان کتاب ابوی فدوی، کاملاً محاوره است؛ آن‌قدر که گاهی مرز میان متن مکتوب و گفت‌وگوی زنده از بین می‌رود.

استفاده‌ی آگاهانه از شکستن کلمات، بازی با واژه‌ها و تلفیق اصطلاحات سنگین با جمله‌های خودمانی، حسی ایجاد می‌کند که انگار نویسنده روبروی شما نشسته و خاطره تعریف می‌کند؛ خاطره‌هایی که هم می‌خندانند و هم غافلگیر می‌کنند؛ نمونه یک استندآپ کمدی مکتوب.

کتاب ابوی فدوی

در طول کتاب، ممکن است تصور کنید نویسنده صرفاً در حال دست انداختن پدر ایدئولوژیک خود است؛ اما هرچه جلوتر می‌رویم، لایه‌های طنز کنار می‌روند و به نقطه‌ای می‌رسیم که روایت، رنگی دیگر می‌گیرد.

آن‌جا که مادر در روستا قالی می‌بافد، پدر با دلایل فقهی و علمی تصمیم می‌گیرد و خانواده برای «درس‌خواندن، باسواد شدن و باادب شدن» راهی شهر می‌شود. بن‌بستی که خاطرات نویسنده در آن شکل می‌گیرد، بن‌بست تفاوت شهر و روستاست، تفاوت رؤیا و واقعیت، تفاوت نیت و نتیجه.

در پایان، مخاطب با نویسنده‌ای روبه‌روست که برخلاف انتظار، نه‌تنها از پدر فاصله نگرفته، بلکه به شکلی تلخ و شیرین و گاه بغض‌آلود به او نزدیک شده است.

نویسنده به‌نوعی اعتراف می‌کند که خودش هم صاحب ایدئولوژی است؛ شاید متفاوت، شاید معترض اما ریشه‌دار. دفاع پنهان او از پدر، از همان پدر مذهبی و سنتی، جایی است که طنز ناگهان تبدیل به اندوهی آشنا می‌شود.

کتاب ابوی فدوی مجموعه‌ای از واگویه‌ها و شبه‌خاطرات احمد ملکوتی‌خواه است درباره‌ی رابطه‌ی پدر و پسری که برای بسیاری از متولدین دهه شصت، تصویری آشنا و ماندگار است؛ روایتی که هم سکولاریسم را به شوخی می‌گیرد، هم قطعیت‌های پدرانه را.

در نهایت هم مخاطب را با پرسشی تنها می‌گذارد: ما چقدر شبیه همان پدرهایی شده‌ایم که زمانی به آن‌ها می‌خندیدیم؟ و بیش از آن‌که درباره‌ی یک پدر باشد، درباره‌ی خاطرات و نسبت‌هایی است که نسل پرتعداد شصتی‌ها هیچ‌وقت از آن خلاص نمی‌شوند.

این کتاب طنز در ۷۲ صفحه و از سوی انتشارات قاف منتشر شده است.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید