پیرپسر هم پیرپسرهای جدید
نویسنده: علیرضا عبدی
فیلم «پیرپسر» بعداز ۴ سال و بههمت سید ابراهیم عامریان، پخشکنندهای که بیشتر کارش در زمینهی کمدی است، با زمان سه ساعته و با همان قیمت بلیت اکران شد و توانست پرفروشترین فیلم سال تا اینجا باشد.
حالا که در فضای مجازی قاچاقی منتشرشده، بهصورت قانونی هم داشت از پلتفرم فیلمنت منتشر میشد که در اقدامی رونالدینیویی ساترا جلویش ایستاد تا قانونی منتشر نشود!
فیلم داستانِ پدری مستکبر و معتاد و علاف و دائمالخمر و فلانفلانشده است که اولش هم گفتم مستکبر است و مدام استکبار میکند. او دو تا پسر بزرگ دارد که بزرگترِ ماجرا از نقاط ضعف کار است: حامد بهداد.
بهداد هرچند که مثل همیشه پرخاشگر و عصبی و تیکتیکی نیست، ولی اینجا از کار بیرون زده و منسجم نیست. اصلاً ریتم خاصی ندارد و عصایی عجیب قورت داده و نتوانسته آن را هضم کند.
اما پدر خانواده با بازی حسن پورشیرازی قطعاً نقطهی قوت ماجراست که با آنهمه استکبار الکی داد و فریاد راه نمیاندازد و در سکوت و بازی زیرپوستی نقشش را پیش میبرد.
فیلم پیرپسر
فیلمنامه دارای ایدهای جدید و با جسارت است. موضوعی که کمتر به آن پرداختهشده است. ایدهای که چند سوال بزرگ برای مخاطب ایجاد میکند و همین سوالات از ابهت آن میکاهد.
مثلاً جایی به شغل و ثروت پدر اشارهای نمیشود. کسب که چند بار برای بازیگر خانمِ فیلم (لیلا حاتمی) پول میآورد! زیاد هم پول میآورد. تنها چیزی که از چی معلوم است خانهای است بزرگ و نیسانی قراضه.
سوال بعدی از نقاط عطف فیلم است. حامد بهداد و لیلا حاتمی چرا و چگونه عاشق هم میشوند؟ هیچ پیشزمینهای در فیلم سه ساعته نیست و ما ناگهان خودمان را در عشق این دو نفر پیدا میکنیم.
سوال بعد هم اینکه چگونه پدری که خمار است و بسیار ضعیف، در برابر پسر جوان و مقتدر خودش میایستد؟ نباید پدر ماجرا جایی بنشیند و بگویید که دستش به سرش نمیرسد و قس علی هذا…؟
پایان فیلم هم شتابزده و بدون فکر اتفاق میافتد. یعنی این سه ساعت ما را به این پایان نمیرساند. فقط تارانتینوی درون فعال میشود و با خون و خونریزیِ عجیبی تمام میشود که تمام شود. پیرپسر امروز فیلم قابل قبولی است. هرچند میتوانست خیلی بهتر شود.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



