ناجورها و هیاهویی برای هیچ
نویسنده: علیرضا عبدی
فیلم «ناجورها» به کارگردانی محمدحسین فرحبخش راوی داستان دو مهندس بیکار رشته شیمی است که در شرایط اقتصادی سخت، دست به تولید مواد مخدر در زیرزمین خانهشان میزنند… .
این داستان، نقدی جدی بر وضعیت بیکاری و فشارهای اقتصادی است که نسل جوان را بهخود درگیر کرده است، اما فیلم بیشتر در قالب درام اجتماعی ظاهر میشود که رگههایی تلخ و کمی هم کمدی در درونمایه دارد.
همین هم خودش ضعفی است بر ضیافتی که اسماً و رسماً و براساس تیزر ما انتظار کمدی داریم، ولی با چنین فیلمی روبهرو میشویم.
اثری که در تیزرهایش با شعار «کمدیترین فیلم سال» پیش میآید. اما بهنظر میرسد واقعیت پشت این شعارهای تبلیغاتی چیز دیگری است. فیلمی که بهجای خنداندن، با شوخیهای کهنه و شخصیتهای کلیشهای، مخاطب را کسل و خسته میکند.
این فیلم ادعا میکند ادامهدهندهی راه آثار کمدی ماندگاری مانند «اجارهنشینها» ساختهی مرحوم داریوش مهرجویی است، اما در عمل هیچیک از عمق داستان، طنز هوشمندانه و شخصیتپردازیهای قوی آن اثر کلاسیک را ندارد.
ناجورها و هیاهویی برای هیچ
نویسندهی فیلم ناجورها آقای مصیب حنایی است. کسی که برای اولین بار اسمش را جایی میبینیم. قصه پر است از دیالوگ و داد و فریاد. همین فیلمنامه میتوانست با بازنویسی، سادهتر و کمدیالوگتر باشد تا هم ریتم بهتر شود و هم تمرکز روی پیامهای اصلی حفظ شود تا واقعاً پیامی که میخواهند منتقل شود.
این ایده که احتمالاً فیلمنامهنویس با تماشای سریال معروف «برکینگ بد» به ذهنش خطور کرده، بیشتر پتانسیل پرداخت جنایی دارد تا کمدی. فقط یک سوال: برای فیلمنامهنویس و کارگردان فیلم، ایدهی پنهانکاری دربارهی یک آزمایشگاه خانگیِ مواد مخدر چه پتانسیل خندهآوری میتوانست داشته باشد؟
در بازیها، محسن کیایی و پژمان جمشیدی همانند هتل باهم کاراکترهای فیلم را میسازند؛ با این تفاوت که کلی از هتل عقبتر هستند و حتی به سطح تکرار آن نمیرسند.
از دو سه بازیگر اضافی فیلم هم بگذریم، نازل بودن سطح فیلمنامه باعث شده که کار به شیرینکاری و فریادهای بازیگران منتهی شود.
کارگردان وقتی با افتخار میگویند که این فیلم در یک هفته و شبانه ضبط شده که بازیگران به دیگر کارهایشان برسند، همین فیلمی میشود که نه میفروشد و نه به اسم کمدی خندهای بر لب میآورد. فیلمی ارزان و سریع با یک فرمول مشخص!
به لطف بازیگران پرطرفدارش ممکن است در گیشه موفق عمل کند، که این موفقیت تجاری مجوزی برای ساخت نمونههای بیشتر میشود و در بلندمدت، اعتماد مخاطب به ژانر کمدی و سینمای ایران را به طور کلی تخریب میکند.
برای دلیل آوردن هم سراغ صحبتهای کارگردان در برنامهی هفت میرویم که گفته بود بلیتفروشیهای غیرواقعی، خرید گسترده توسط سینماداران و نبود نظارت تخصصی باعث شده آمار فروش واقعی سینماها مشخص نباشد و وضعیت امروز سینمای ایران بحرانیتر شود.
پایان
همچنین بخوانید: فیلم ناجورها و فرصتی که از دست رفت



