فیلم ناجورها و فرصتی که از دست رفت
نویسنده: مهدی صالحی
سینمای کمدی ایران به رغم فراز و نشیبهای بسیار همواره یکی از پرمخاطبترین ژانرها بوده است. فیلم ناجورها ساخته محمدحسین فرح بخش با بازی بازیگران شناخته شدهای مانند پژمان جمشیدی و محسن کیایی تلاشی است برای ادامه این مسیر.
پرسش اصلی این است که فیلم ناجورها در چه زیر ژانر کمدی قرار میگیرد و آیا در رسیدن به اهداف کمدی خود موفق بوده است یا خیر؟ در این تحلیل با استناد به نظریههای کمدی و بررسی عناصر فیلم به این پرسشها پاسخ خواهیم داد.
تعریف کمدی و زیرژانرهای آن
بر اساس نظریههای کلاسیک، کمدی اثری است که با خنده و شادی همراه است اما در پس این خنده مسائل جدی اجتماعی و انسانی مطرح میشود.
ارسطو (البته از نوع یونانی) در فن شعر خود کمدی را «تقلید اعمال و اطوار شرمآوری میداند که موجب ریشخند و استهزاء میشود بدون آن که آزار و گزندی از آن به کسی برسد».
در دوران معاصر زیر ژانرهای متعددی برای کمدی تعریف شده است که از جمله آنها میتوان به کمدی اسلپ استیک (طنز فیزیکی)، کمدی موقعیت (طنز ناشی از موقعیتهای خاص)، کمدی رفتار (طنز ناشی از رفتارهای شخصیتها) و فارس (کمدی سبک با موقعیتهای غیرمحتمل) اشاره کرد.
کمدی در فیلم ناجورها
فیلم ناجورها عمدتاً در چارچوب کمدی موقعیت و کمدی رفتار قرار میگیرد. در این فیلم طنز از طریق موقعیتهای غیرعادی و رفتارهای شخصیتها ایجاد میشود.
دو شخصیت اصلی که اقدام به تولید یک محلول ممنوعه (شما بخوانید شیشه درب و پنجره) میکنند در موقعیتهای خندهدار و گاه غیرمنتظره قرار میگیرند. همچنین رفتارهای اغراقآمیز و گاه کلیدی این شخصیتها به طنز رفتار میانجامد.
اما فیلم به دلیل ضعف در فیلمنامه و کارگردانی نتوانسته است به طور کامل در هیچ یک از این زیر ژانرها موفق عمل کند.
ترکیب زیرژانرهای کمدی
فیلم ناجورها سعی کرده است از ترکیبی از زیر ژانرهای کمدی استفاده کند. از جمله:
کمدی موقعیت: موقعیتهای ایجاد شده حول تولید محلول ممنوعه و پیامدهای آن.
کمدی رفتار: رفتارهای اغراقآمیز شخصیتها به ویژه پژمان جمشیدی و محسن کیایی.
کمدی فارس: برخی موقعیتهای غیرمحتمل و اغراقشده که به طنز فیزیکی نزدیک میشود.
با این حال این ترکیب به دلیل عدم هماهنگی بین عناصر، اغلب ناموفق بوده است. به عنوان مثال گذار بین صحنههای طنز فیزیکی و موقعیتهای کلامی گاه ناشیانه است و جریان کلی فیلم را تحت تأثیر قرار میدهد.
ارزیابی موفقیت کمدی در «ناجورها»
برای ارزیابی موفقیت یک اثر کمدی معیارهای متعددی وجود دارد از جمله توانایی ایجاد خنده طبیعی (چون ممکن است شخص بگوید پول دادم پس باید بخندم که می شود خنده مصنوعی)، پرداخت عمیق شخصیتها و نقد اجتماعی در پس طنز. متأسفانه فیلم «ناجورها» در بسیاری از این معیارها با شکست روبرو شده است.
خنده و طنز
یکی از اصلیترین اهداف کمدی ایجاد خنده در تماشاگر است. در فیلم «ناجورها» اگرچه لحظاتی وجود دارد که تماشاگر میخندد، اما این خندهها اغلب سطحی و فاقد عمق هستند.
به عبارت دیگر فیلم بیشتر به طنزهای سریع و گذرا متکی است تا به طنزهای هوشمندانه و ماندگار. به عنوان مثال برخی از شوخیهای فیلم قابل پیشبینی هستند و از کلیشههای رایج کمدی ایرانی استفاده میکنند.
شخصیتپردازی
در یک کمدی موفق شخصیتها باید باورپذیر و دارای عمق روانشناختی باشند. متأسفانه در «ناجورها» شخصیتها بیشتر به عنوان ابزارهای طنز استفاده شدهاند تا شخصیتهای واقعی.
انگیزههای آنها به درستی توضیح داده نشده و رشد شخصیتی در طول فیلم مشاهده نمیشود. این ضعف به ویژه در مورد شخصیتهای فرعی مشهودتر است.
نقد اجتماعی
کمدی موفق معمولاً در پس طنز خود نقد اجتماعی هوشمندانهای دارد. فیلم «ناجورها» ادعا میکند که به مسائل روزمره زندگی شهری میپردازد اما این پرداخت بسیار سطحی است.
فیلم به موضوعاتی مانند دوستی، اعتماد و تقابل فرد با جامعه اشاره میکند اما هیچکدام از این موضوعات به صورت جدی و ظریف کاوش نشدهاند. در نتیجه تماشاگر پس از تماشای فیلم احساس نمیکند که بینش جدیدی نسبت به مسائل اجتماعی کسب کرده است.
نقش بازیگران در کمدی
بازیگران فیلم «ناجورها» از جمله پژمان جمشیدی و محسن کیایی سابقه درخشانی در ژانر کمدی دارند. این دو بازیگر پیش از این در فیلمهای موفقی مانند «لونه زنبور»، «دینامیت» و «هتل» با یکدیگر همکاری داشتهاند. با این حال در «ناجورها» به نظر میرسد که آنها در حال تکرار اجراهای قبلی خود هستند.
هماهنگی بین آنها همچنان ملموس است اما به دلیل ضعف فیلمنامه و کارگردانی نتوانستهاند به اجراهای تأثیرگذار دست پیدا کنند.
بازی اغراقآمیز
یکی از مشکلات بازیگری در این فیلم اغراق در اجراست. در برخی صحنهها بازی بازیگران به حدی اغراقآمیز میشود که از باورپذیری شخصیتها میکاهد.
این اغراق به ویژه در صحنههای که نیاز به ظرافت و پیچیدگی دارد مشکلساز شده است. به عنوان مثال صحنههای که شخصیتها درگیر ترس یا اضطراب هستند اغلب به جای ایجاد همدلی باعث لبخندهای غیرهدفمند میشوند.
نقش کارگردانی و فیلمنامه در شکست کمدی
شکست نسبی فیلم «ناجورها» در ژانر کمدی را میتوان به ضعف در کارگردانی و فیلمنامه نسبت داد که به شرح آن میپردازیم:
فیلمنامهای کلیشهای: فیلمنامه نوشته مصیب حنایی اصلیترین نقطه ضعف فیلم است. داستان فیلم از پیوستگی منطقی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد شاهد صحنههایی هستیم که هیچ کمکی به پیشبرد طرح داستانی ندارند.
دیالوگها اغلب ضعیف هستند و فاقد طنز هوشمندانه. علاوه بر این فیلمنامه نتوانسته است از پتانسیلهای کمدی موقعیت بهره ببرد و در عوض به موقعیتهای قابل پیشبینی و کلیشهای متوسل شده است.
کارگردانی ناموفق
محمدحسین فرح بخش پس از نه سال وقفه با این فیلم به عرصه کارگردانی بازگشته است. متأسفانه کارگردانی او در «ناجورها» فاقد انرژی و خلاقیت لازم برای هدایت یک اثر کمدی است.
ریتم کند فیلم ناجورها، مدیریت نادرست صحنههای کمدی و عدم کنترل بر اجرای بازیگران از جمله ضعفهای کارگردانی این اثر هستند. به عنوان مثال زمانبندی صحنههای خندهدار اغلب نامناسب است و نقطه اوج طنز تأثیر لازم را ندارند.
در مجموع فیلم ناجورها اگرچه با قصد ساخت یک کمدی اجتماعی و پرطرفدار آغاز شده اما به دلیل ضعفهای اساسی در فیلمنامه و کارگردانی نتوانسته است به استانداردهای یک کمدی موفق دست پیدا کند.
این فیلم عمدتاً در زیر ژانرهای کمدی موقعیت و رفتار قرار میگیرد اما به دلیل عدم هماهنگی بین عناصر حتی در این زمینه نیز ناموفق بوده است.
اجرای بازیگران اگرچه در حد قابل قبولی است اما به دلیل محدودیتهای کارگردانی و فیلمنامه نتوانسته است فیلم را به سطح مطلوب برساند.
در نهایت میتوان گفت که «ناجورها» یک فرصت از دست رفته در سینمای کمدی ایران است و نمیتواند با آثار موفق قبلی در این ژانر رقابت کند.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



