فیلم قسطنطنیه و فکری که نیست
نویسنده: علیرضا عبدی
فیلم قسطنطنیه داستانِ واکسنهایی برای یک ویروس جدید و دستساز است که از قضا خِر ایرانیها را گرفته و آنها برای پول درآوردن از این قضیه معتادانی را برای تست این واکسن به ترکیه میبرند…
پول و خارج و پژمان جمشیدی ترکیبی است که همیشه طنزها را درمیآورد. علی اوجی و همسرش هم هستند که اولی بار طنز را بهدوش بکشد و دومی هم بار روشنگری و اعتراض مدنی در حد خودشان. تأکید میکنم در حد خودشان.
خلاصه که بازیگران همان همیشگیها با همان بازیها هستند، شاید کمی عقبتر. چون سر چندین کار دیگر هم هستند و اینجا شاید نمیتوانند بیشتر از اینها توان بگذارند. حالا چند بازیگر ترک هم برای فروش فیلم در کنار فیلم هستند که در بازی و حتی در فروش ناکاماند.
فیلم قسطنطنیه
در فیلمنامهای که کریم امینی و مجید مافی نوشتهاند، همهچیز گُم است. اگر قرار است فیلم قسطنطنیه کمدی باشد و بازیگر معروف «مشتبا، قطعش کن» و پژمان و نیکخواه کار را بسازند، پس خندهاش کجاست؟! به «خسته نباشید»های پژمان بخندیم یا چشمکهای نعیمه نظامدوست؟!
اگر قرار است ملودرامی عاشقانه ببینیم که پول نمیتواند جای عشق و عاشقی لیلی مجنونی را بگیرد، پس چرا اینقدر همهچیزِ عاشق برای معشوق تقلبی و ساختگی و عقبافتاده است؟ اسلوموشنها و تصویر هم احمقانه است.
اگر قرار است برای روشنگری اجتماعی کاری کند. پس چرا خبرنگار پاپاراتزی فیلم کم است و اصلاً نیست؟!
فقط قرار بوده فیلمنامه پر شود از شوخیهای زنندهی جنسی که بیشتر حالبههمزن باشد تا داستانگو؟!
کارگردانی هم بهجز سکانسهای دیالوگدار، شبیه مستندهای معرفی از جاذبههای توریستی وکلای مهاجرت بود و باقی هم عروسی کردهای ترکیه.
اما سوال مهم: آیا قبل از ساخت فیلم فکر هم میکنند؟ یا شروع میکنند و بعد به فکرِ فکر کردن میافتند؟! چنین فیلمهایی برای سینمای کمدی اخیراً کارهای نسبتاً خوبی داشته، واقعاً سم است.
پایان
همچنین بخوانید: دیدن فیلم قسطنطنیه از نوشتنش سخت تر است



